تبليغاتX
آموزش درسهای اول دبیرستان

لطفا برای انتخاب درس مورد نظر خود و صفحه ی آن در قسمت آرشيو موضوعى كه در سمت چپ وبلاگ قرار دارد استفاده كنيد. (روى درس و صفحه ى مورد نظر خود كليك كنيد)

با نظرات خود من را خوشحال كنيد.

                                           ميتوانيد من را در ادليست آى دى خود قرار دهيد.

آى دى من : farhad_kazemi_jentelman

       اگر سوال و يا پيشنهاد و انتقادى داشتيد در قسمت

      نظر بدهيد يا براى آى دى من پيغام خود را بگذاريد.

                                      به اميد موفقيت شما دانش آموزان عزيز

                   فرهاد كاظمى/دبيرستان البرز اصفهان/نوبت1/كلاس 102

 ----------------------------------------------------------

دوستان عزیز بعد از ۲ سال ( این وبلاگ مال ۲ سال پیشه و من الان دارم میرم سوم رشته ی کامپیوتر ) اومدم تا یه چیزی بهتون بگم

وبلاگ شخصی من ( www.farhadkazemi.blogfa.com ) توی نظر سنجی برترین وبلاگ ماه تیر شرکت کرده

اگه این وبلاگ و وبلاگ شخصی من مورد پسند شما و به درد شما خورده است

به لینک زیر برین:

http://www.night-skin.com/topblog/

و در سمت چپ سایت در لیست انتخاب برترین وبلاگ بلاگفا، جلوی:

مطالب عاشقانه.....عکسهای زیبا

یک تیک بزنین و به آخر لیست رفته و روی دکمه ی vote کلیک کنین

بعد دوباره به بالای لیست رفته و منتظر آمدن پیغام باشین

*******

 دوستان عزیز

 شرکت در نظرسنجی و رای دادن به من 2 دقیقه هم طول نمی کشه

 امیدوارم همه ی کسانی که این وبلاگ و وبلاگ شخصی من مورد پسندشان بوده و به دردشان خورده در نظرسنجی شرکت و به من رای بدن

 قربون همتون

 بای

+ نوشته شده در  سه شنبه 1385/09/14ساعت 1:16  توسط فرهاد کاظمی | 

درس بيست و چهارم
تا هست عالمي ، تاهست آدمي



  تا هست عالمي ، تاهست آدمي

اين شعر از عبيد رجب، شاعر معاصر تاجيكي است و قالب شعر نيمايي است. اين سفر گرم و شورانگيز زبان حال ملت تاجيك در ميان دلبستگي و عشق شديد آنان به زبان فارسي دري است.  



  خود آزمايي :

1 – شاعر ، زبان فارسي دري را به چه چيزهايي تشبيه كرده است؟ شاعر، زبان فارسي دري را «به جان» «ساز» ، «لاله ي كوهي» ، «بار شكر»، «پند مادر»، «بنفشه»، «نازبوي» ، «چشمه»،«آب روان»، «سبزه هاي بهار» در صداي آبشار ، «موج» «شهدناب» ، خاك كشور «ذوق كودكي » در بيت هاي رودكي ، «نور» تابش خورشيد مانند كرده است. 2 – مقصود از «لفظي كه پيش هم سخنم آورد سجود» چيست؟ زبان فارسي آنچنان تواناست كه من مي توانم همه گونه احساس و انديشه را به كمك آن بيان كنم. 3 – به نظر شما علت تكرار برخي از مصراع ها چيست؟ علت تكرار، تأكيد است و تكرار جمله ي باور كنم در اين سروده، اين معني است كه هرگز باور نمي كنم. 4 – دو شاعر و نويسنده تاجيك را نام ببريد. «يوسف احمد زاده» ، «صدرالدين عيني»  



  آزمون فصل 9 :

1 – در قرن اخير چه عواملي سبب محدود شدن حوزه ي زبان فارسي در خارج از ايران شد؟

2 – اقبال ، عبيد رجب و محمد ابراهيم صفا، از شاعران معروف فارسي زبان در چه كشوري هستند؟

3 – در عشر «اقبال» منظور از «ديده ور» چگونه انساني است؟

4 – در شعر «نهنگي بچه ي خود را چه خوش گفت / به دين ما حرام آمد كرانه ........» هدف زندگي از نظر شاعر چيست؟

5 – در شعر فارسي ، لاله ي سرخ در چه مفاهيم نمايدني بكار رفته است؟

6 – تعبيرهاي خودرو، خود بو، همه فطرت آهو ، و فارغ از لب جوي بودن، نشان دهنده ي كدام صفات و ويژگيهاي «لاله ي كوهي (وحشي) است؟

7 – باتوجه به مصراع «رانده است؟ جنون عشق از دشت به افسونم «لاله ي وحشي به كدام شخصيت معروف داستانهاي برخي مانند شده است؟

8 – با توجه به تعبير «قصد زبان به سازش، شاعر از كدام آرايه ادبي استفاده و بكدام ويژه گي زبان فارسي اشاره كرده است؟

9 – در شعر عبيد رجب ( شاعرفارسي زبان تاجيكي) منظو راز «صد مرد معتبر» چيست؟

10 – باتوجه به مصراع هاي «سرسان مشو عدد / متجمي ز من مجوي / كاين عشق پاك در دل دل پرور جهان / ماند همي جوان »
الف – منظوراز «عدو» چه كساني است؟
ب – معني «متجمي زمن مجو» چيست؟
پ – منظور از عشق پاك چيست؟
 

+ نوشته شده در  سه شنبه 1385/09/14ساعت 1:1  توسط فرهاد کاظمی | 

درس بيست و سوم
درآمدي بر ادبيات فارسي برون مرزي



  درآمدي بر ادبيات فارسي برون مرزي :

نكته : حوزه ي گسترش زبان فارسي در روزگار گذشته ، بسيار وسيع بوده و از مديترانه تا سند و از بين النهرين تا ماوراي سيحون داشته است. در دو قرن اخير بر اثر «كشمكش هاي سياسي و نفوذ استعمار انگليس» ارتباط زبان فارسي شبه قاره هند با زبان فارسي قطع شد و د رنتيجه دامنه ي گسترش زبان فارسي، بسيار محدود گرديد.
امروزه زبان فارسي در دو كشور «افغانستان» و «تاجيكستان» هم چنان رايج است.
زبان فارسي در كشور افغانستان زبان رسمي است و به نام «فارسي دري» خوانده مي شود.
زبان فارسي در كشور تاجيكستان با نام زبان «تاجيكي» رايج است.
ادبيات هر سه منطقه شبه قاره ي هند و پاكستان ، افغانستان و تاجيكستان ، با توجه به شرايط سياسي، اقليمي و فرهنگي تحولات فراواني يافته اما روح زبان و ادب فارسي هنوز در آنها باقي است.
برخي از شاعران و نويسندگان مشهور زبان فارسي هند و پاكستان، تاجيكستان و افغانستان در گذشته و حال عبارتند از : اميرخسرو دهلوي، بيدلي دهلوي، اقبال لاهوري / صدرالدين عيني ، سفيد گل رخسار، عبيد رجب/ محمد ابراهيم صفا و خليل الله خليلي
 



  مسافر

نكته : اقبال لاهوري ، شاعر متفكر پاكستاني و بزرگترين شاعر غيرايراني است كه اشعار بسياري به زبان فارسي سروده است. از ويژه گيهاي محتوايي اشعار اقبال، غرب ستيزي و مبارزه با تهاجم فرهنگي غرب است.  



  معاني ابيات مسافر :

بيت اول : پس از مرگم هرگروهي كه خود را صاحب انديشه اي مي دانند خواهند گفت كه آنها را خوب شناخته و من با آنها هم عقيده بوده ام.
بيت دوم : اما افسوس كه هيچ كس به درستي به پيام دردآلود پي برد و ندانستند كه براي چه عقيده و هدف بزرگي تلاش كرده ام و با چه كساني دردمندانه سخن گفتم.
 



  معاني ابيات ديده ور :

معني بيت 1 : خردمندان بسياري به عرصه ي وجود آمدند و انديشه هاي خود را بسيار زيبا و لطيف تر از گلبرگ با سخن بيان كردند.
2 - ولي من از ميان آنها كساني را خردمند واقعي مي دانم كه رنج ها و دشواريهاي زندگي را ديد و چشيد اما با مردم از اميد و خوش بيني سخن گفت
 



  سروري

بيت 1 : خداوند آن ملتي را عزيز و سربلند خواهد كرد كه مستقل و آزاد زندگي مي كنند و به دور از دخالت بيگانگان، خود براي كشورشان تصميمي بگيرند.
بيت 2 : خداوند ملتي را به ديگران وابسته اند را به حال خود مي گذارد و آنها را از نعمت آسماني آزادي و استقلال محروم خواهند ماند.
 



  دريا :

بيت 21 : نخبگي هدف زندگي را با چه بيان زيباي با فرزندش در ميان گذاشت. او به فرزندش گفت : در قانون زندگي و در دين ما آمدن به ساحل دريا ممنوع و حرام است.
هميشه از ساحل دوري كن و خود را با امواج سرگش درگير ساز زيرا آشيانه ي ما دريا است.
(مقصود اين است كه زندگي براي آسايش طلبي نيست، بلكه مفهوم واقعي زندگي جدال و رو به رو شدن با سختي هاست.)
 



  خودآزمايي درس 23 :

1 – در اين درس مسافر كيست و غربتش در چيست؟
منظور خود شاعر است و احساس غربت او به خاطر اين است كه در ميان مردم بود و با مردم سخن گفت اما كسي به عمق سخن دردآلود او پي نبرد.

2 - «ديده ور» از نظر شاعر چه كسي است؟
آن كسي كه خود در رنج و دشواري است و تلخيهاي بسيار ديد اما با مردم از اميد ، نيكي در زندگي سخن گفت.

3 – مفهوم آيه شريفه« ان الله لا يُغيّر ما بقْومٍ حتي يغيّروا ما بانْفسهم » در كدام بيت ديده مي شود؟
در بيت : خدا آن ملتي را سروري داد / كه تقديرش بدست خويش بنوشت.

4 – در آخرين شعر زندگي چگونه وصف شده است؟
زندگي واقعي يعني پرهيز از آسايش طلبي و تن پروري و مبارزه با ناملايمات و سختي ها

لاله آزاد
نكته : محمد ابراهيم صفا ، از شاعران معاصر افغانستان است .مجموعه اي از سروده هاي اين شاعر با نام در نواي كوهسار ها چاپ شده است .
گل لاله (شقايق يغمائي )به جهت رنگ قرمز گلبرگ ها و خال هاي سياهي كه دوقاعده گل برگ را دارد ، به لاله داغدار معروف است .
در شعر فارسي ، لاله قرمز در مفاهيم نمادين گوناگون بكار رفته : به سبب سرخي گل برگ ها ، نماد (اشك خونين ) و (چهره معشوق ) يه سبب خال سياه ميانه اي آن ، نماد (دل سوخته عاشق ) و در سروده محمد ابراهيم صفا ، لاله هاي وحشي ، نماد (آزادگي و وارستگي ) است .
 



  خود آزمايي : درس لاله آزاد

1- در بند اول ، لاله ، ( صفت آسايش جويي و دست پرور بودن )را با چه تغييراتي از خود دور ميكند ؟
لاله با اشاره به ويژگيهاي «خودرو بودن» «خودبويي» زندگي آزاد در دشت و پرهيز از زندگي در باغ و سيراب شدن با باران و بي نيازي از جوي باغ ، آسايش جويي و دست پرود بودن را نفي موجودي آزاده و وارسته معرفي كند.

2 – در كدام مصراع، لاله خود را مقدس شمرده است؟
« هر صبح نسيم آيد بر قصد طواف من» كه يادآور طواف حاجيان دور كعبه است.

3 – چه رابطه اي بين «رفتن» و «بوي دلاويز» است؟
خفتن نام شهري در تركستان شرقي واقع در سرزمين چين، آمدي ز اين ناحيه در زير پوست شكم خود، كيسه اي را به اندازه تخم مرغ يا نارنج كوچك دارد. (ناقه) . در اين كيسه ماده اي بسيار معطر وجود دارد كه مشك (مشك) ناميده مي شود.

4 – مصراع دوم بيت :
«اي سروپاي بسته به آزادگي مناز / آزاده من، كه از همه عالم بريده ام»
با كدام مصراع هاي درس هم معني است؟
مصراع دوم بيت مورد نظر، با بسياري از مصراع هاي شعر «لاله ي آزاد» هم معني است .
از جمله :
من لاله ي آزادم ، خود رويم و خود بريم ، / سعي كن كسي منت بر خود نپذيرم من / در بر ساقه ي خود ثابت ، فارغ ز مدد كارم / بر فطرت خود نازم ، وارسته ضميرم من» / آزاده برون آيم آزاده بميرم من»

5 – مصراع « رانده ست جنون عشق از شهر به افسونم، يادآور كدام داستان و كدام درس كتاب است؟
يادآور داستان ليلي و مجنون است و اينكه مجنون از غم عشق ليلي در كوه دشت آواره مي شود.

6 – لاله «وابستگي» خود را چگونه وصف كرده است؟
لاله، نخست به نشانه هايي از آزادگي و وارستگي خود اشاره مي كند و سرانجام اين گونه ميگويد كه آزاده برون آيم، آزاده بميرم من، از نخستين لحظه ي حيات آزاده بوده ام و تا آخرين دم زندگي نيز آزاده خواهم ماند.
 

+ نوشته شده در  سه شنبه 1385/09/14ساعت 1:1  توسط فرهاد کاظمی | 

درس بيست و دوم
پيرمرد چشم ما بود

1 – نويسنده در كجا همسايه ي نيما شده بود؟
شميران
2 – چرا همسر و فرزند نيما از او گله داشتند؟
زيرا از نظر آن ها نيما به وظيفه اش به عنوان همسر و پدر عمل نمي كرد و فقط به شعر اهميت مي داد.
3 – آيا نيما به زندگي شهري عادت كرده بود؟
خير نيما اصلاً با زندگي شهرنشيني اخت نشد و پس از آن همه سال كه در شهر بسر برد، باز هم هواي كوه در دماغش بود.
4 – نيما و همسرش از چه وضعي به تنگ آمده بودند؟
آنها وضع مالي خوبي نداشتند و در چنين شرايطي خانه ي آنها پناهگاهي شده بود براي شاعران جوان كه مرتب به آن جا سر مي زدند.
5 – به نظر ؟؟ فرياد نيما را در كجا مي توان شنيد؟
در اشعارش
6 – منظور از جمله ي در هم چون مرواريد در دل صدف كج و كوله سال ها بسته ماند» چيست؟
يعني روح شاعر از زندگي غريبانه در تهران و نيز محدوديت هايي كه برايش ايجاد مي كردند، آزرده شد و ارزش كار او سال ها ناشناخته ماند.



  آزمون فصل 8 :

1 – به چه نوشته اي، حسب حال، گفته مي شود؟ حسب حال نويسي چه فايده اي دارد؟
2 – سفر نامه ي ناصرخسرو از نظر «زبان» و «محتوا» از چه امتيازاتي برخودار است؟
3 –معني و مفهوم عبارت زير را بنويسيد
الف – سر مه بود كه موي سرباز نكرده بوديم
ب – مكاري سي دينار مغربي شتر بر ما داشت.
پ – رقعه اي نوشتم تا از آن قياس كند كه مرا اهليت چيست
4 – معني واژه هاي زير را بنويسيد.
برنشستن (.......) در حال (.........) اعرابي (.........) دين(........) دلاّك (........) مسلخ (.....) شدت (.......) نوال (........)
5 – هدف ناصرخسرو از شرح ماجرايي كه براي وي و برادرش در بصره پيش آمد، چيست؟
6 – در كلمه «خرجينك» مفهوم پسوند «ك» چيست؟
7 – در جمله ي كم كم شهري سپيد پوش به استقبالمان مي آيد چه آرايه ي ادبي وجود دارد؟
8 – عبارت زير در توصيف كدام امام دفن شده در بقيع است؟ مقصتود نويسنده ا زاين تعبير چيست؟ «و تقدير چنين شد كه آفتاب، سنگ مزارش باشد)
9 – به سه مورد از نشانه هاي دستور تاريخي عبارات زير ( از متن سفر به بصره) اشاره كنيد.
درمكي چند سياه در كاغذ كردم كه به گرمابه بان دهم تا باشد كه ما را دمكي چند زيادت تر در گرمابه بگذارد تا شوخ از خود بازكنيم / روز سيوم به مجلس وزير شديم چون از در گرمابه به در رفتيم، همه بر پاي خاستند.
10 – معني و مفرد واژه ي«مواهب» چيست؟
11 – هلن كلر به كتاب و مطالعه ادبيات، اشتياق فراواني داشته است. او «كتاب» و «ادبيات» را به چه چيزهايي تشبيه كرده است؟
12 – جمله ي «پيرمرد (نيما) ، چشم زمانه ي ما بود» دو مفهوم در بردارد، آنها را بنويسيد.
13 – تعبير «همچون مرواريد در دل صدف كج و كوله اي سال ها بسته ماند» . به چه اتفاقاتي در زندگي نيما اشاره دارد؟
14 – در عبارت «او را زياد مي ديديم، كيفي بزرگ بدست داشت و به خريد مي رفت و بر مي گشت سلام عليكي مي كرديم و .....» كدام ويژه گي نثر جلال ال احمد كاملاً مشهود است؟
 

+ نوشته شده در  سه شنبه 1385/09/14ساعت 1:1  توسط فرهاد کاظمی | 

درس بيست و بيست ويك
سفر به بصره / زندگي من



  سفر به بصره

نكته : «سفرنامه» اثري است كه محتواي آن شرح ديده ها و شنيده ها و تجربه هاي نويسنده از سفر است. فايده ي سفرنامه : سفرنامه حاوي اطلاعاتي سودمند است درباره مسائل مختلف جغرافيايي ، فرهنگي ، اخلاقي و .... است.
تعريف حسب حال : حسب حال ، نوشته اي است كه نويسنده در آن به بيان زندگي و حالات خويش مي پردازد و با بياني صحيح و روان و دل نشين درباره خود سخن مي گويد.
تعريف زندگي نامه و تفاوت آن با حسب حال : زندگي نامه ، اثري است كه كسي دوباره زندگي ديگري نوشته است. حسب حال نيز نوعي زندگي نامه است با اين تفاوت كه در حسب حال، نويسنده زندگي خود را بازگو كرده است.
فايده ي حسب حال : حسب حال، نويسنده را مي شناساند و علاوه بر آن اطلاعاتي مفيد از روزگار حيات او نيز بدست مي دهد.

سفر به بصره :
نكته : ناصرخسرو در اواخر قرن چهارم ه‍.ق بدنيا آمد و در اواخر قرن پنجم چشم از جهان فروبست
ناصرخسرو حكيم، نويسنده و شاعر- جهانگرد مشهور ايراني است كه به گفته ي خودش در چهل سالگي، به دنبال خوابي كه ديد از خواب غفلت بيدار شد و سفري هفت ساله را آغاز كرد.
امتيازات سفرنامه ناصرخسرو: نثر سفرنامه ي ناصرخسرو، ساده است و توضيحات آن دقيق و حاوي اطلاعاتي بسيار ارزنده از روزگار نويسنده است.
 



  خودآزمايي درس 20 :

1 – معادل امروزي عبارات زير را بنويسيد:
بخواستم رفت : مي خواستم بروم
برنشين : سوار شو در رويم : داخل شويم

2 – چرا ناصرخسرو وزير را نپذيرفت؟
سر و وضع بدي داشت و از اين مسئله شرمگين شد، ضمناً نمي خواست كه وزير هنگام ملاقات او به خاطر ظاهر نامناسبش فردي معمولي به حساب آورد. از اين روز نامه اي نوشت تا معرف شخصيت و سواد او باشد.

3 – بيت مشهور فردوسي :
چنين است رسم سراي درشت / گهي پشت زين و گهي زين به پشت با كدام قسمت متن ارتباط معنايي دارد؟ توضيح دهيد :
به عهده دانش آموز

4 – ناصر خسرو از حوادثي كه برايش پيش آمد، چه استفاده اي مي كند؟
منظور ناصرخسرو از بازگويي اين خاطره اين است كه انسان نبايد به خاطر سختي هايي كه در زندگي برايش پيش آمد. از زندگي نااميد شود بلككه بايد به فضل و رحمت خداوند اميدوار باشد.

5 – حرف «ك» در خرجينك به چه معني است؟دو نمونه ي ديگري از اين كاربرد را در درس بيابيد.
به معني «كوچك» است و در اصطلاح دستور زبان علامت تصغير(كوچكي) ناميده مي شود. نمونه هاي ديگر اين واژه «درمك» و «دَمَك» است.
 



  پرستو در قاف :

نكته : كتاب پرستو در قاف نوشته ي عليرضا قزوه است.
پرستو در قاف، سفر نامه حج است و نويسنده در آن، خاطرات و برداشت هاي خود را از حج در قالب سفر نامه ارائه كرده است.

خودآزمايي درس 20
1 – را نويسنده نام سفرنامه ي خود را پرستو «قاف» گذاشته است؟
كسي كه از راه مدينه سفر حج را آغاز مي كند تا به خانه ي خدا برسد با اين هجرت، خود را هر چه بيشتر به خالق هستي نزديك كند. به پرنده ي مهاجر (پرستو) مانند شده كه براي يافتن سيمرغ تا قله اي قاف پرواز كرده است. قاف بنا به افسانه كوهي است كه قله ي آن بلندترين نقطه زمين و آشيانه سيمرغ است.

2 – چرا نويسنده معتقد است كه در مدينه مي توان عطربال فرشتگان را حس كرد؟
زيرا روزگاري پيامبر (ص) ، علي (ع) و فاطمه (س) و ديگر امامان معصوم بر خاك اين شهر گام مي نهادند . آن زمان فرشتگان در كنار آن ها و اكنون نيز پيرامون فرار رسول خدا (ص) و امامان خفته در بقيع در پروازند.

3 – دو نمونه جان بخشي به اشيا (تشخيص) را در متن پيدا كنيد.
الف – كم كم شهري سپيد پوش به استقبالمان مي آيد. (مدينه يك دست سفيد پوشيده است)
ب – چقدر دلم مي خواهد مدينه را بغل كنم؟

4 – جمله ي مي خواهم بحر را در كوزه اي بريزيم، يعني چه؟ اين جمله يادآور كدام بيت مولوي است؟
مفهوم جمله اين است كه كاري كه مي خواهم انجام دهم، نا ممكن است، اين تعبير برگرفته از اين بيت است.
گر بريزي بحر را در كوزه اي / چند گنجد؟‌قسمت يك روزه اي
 



 

درس 21
زندگي من

هلن كلر در تابستان 1880 ميلادي در ايالت آلاباماي آمريكا متولد شد. پيش از دو سالگي به بيماري سختي مبتلا شد و در اثر آن از نعمت هاي بينايي، شنوايي و گويايي محروم گشت. با اين حال، با اراده ي شگفت انگيز، بر ناتوانائيهاي خود غلبه كرد. مراحل تحصيل را با رنجي وصف ناشدني پيمود و در بيست و چهارسالگي به اخذ درجه ي ليسانس از دانشگاه نايل آمد. هلن كلر چندين كتاب نوشت كه يكي از آن ها به نام زندگي من درباره خود اوست.
هدف هلن كلر در كتاب زندگي من اين است كه نشان دهد، «نقص جسماني به هيچ وجه مانع پرورش قواي روحي و فكري نيست».

خودآزمايي درس 21:
1 – هلن كلر پس از بيماري به وسيله كداميك از حواس پنجگانه خود با جهان خارج ارتباط داشت؟
حس لامسه

2 – منظور هلن كلر از اين جمله ها «در اين راه بارها به عقب مي لغزيدم ، كمي جلو مي رفتم سپسس اميدوار مي شدم» چيست؟
منظور اين است كه دشواريها و رنج هاي زياد و تحصيلات دانشگاهي بارها مرا خسته و افسرده مي كرد و با سختي و كوشش همه موانع را از سر راه برداشتن و پيشرفت مي كردم.

3 – نويسنده چه چيزهايي را براي خود نور خورشيد و بهشت دانسته است؟
كتاب را ما نند نور خورشيد، روشنگر و زندگي بخش مي داند. ادبيات را هم بهشت موعود مي داند زيرا مطالعه ي آثار ادبي سبب مي شدند كه طرز نگاه او به جهان دگرگون شود ، به هدف هاي والاتر بينديشد. نقص جسماني خود را فراموش كند و به لذت روحاني و ارامشي كه جلوه اي از بهشت است، برسد.
 

+ نوشته شده در  سه شنبه 1385/09/14ساعت 1:0  توسط فرهاد کاظمی | 

درس نوزدهم
حاكم و فراشان

حاكم و فراشان
نكته ها :
سياحت نامه ي ابراهيم بيك ، اثر زين العابدين مراغه اي است. كه تاجر زاده ميهن دوست و اصلاح طلب بوده است. اين كتاب ، آئينه تمام نماي اوضاع ايران در اواخر قرن 13 هجري است كه با قلمي تند و بي پروا با زباني ساده و مؤثر نوشته شده است.
سياحت نامه ي ابراهيم بيك، در قالب يك «رمان اجتماعي» نوشته شده و موضوع كلي آن اين است كه ابراهيم بيگ (قهرمان داستان) فرزند يكي از تجار آذربايجان ساكن در مصر است كه به قصد زيارت مشهد مقدس به ايران مي آيد اوضاع نابسامان مردم و شهرهاي ايران روزگار را مشاهده مي كند. هدف نويسنده ي اين كتاب، نشان دادن پريشاني و دربه دري مردم سرگرم شدن آنان به كارهاي بيهود ، رشوه خواري، حكم رانان ، غفلت دولت ، بي قانوني و بي عدالتي و نفوذ سياست هاي استعماري است.
انتشار در سياحت نامه ي ابراهيم بيگ سهم بزرگي در بيداري مردم آن روزگار داشته است.



  خود آزمايي درس 19 :

1 – جمله ي «آن طرفش را فراشان مي دانند و چون دست هاي آنان يعني چه ؟
مأموران حكومت تو را با چوب دستي هايشان به شدت تنبيه خواهند كرد

2 – نويسنده با آوردن نام هاي «پيشخدمت ، ميرآخور، تفنگدارباشي، آبدارچي و قهوه چي» در پي هم چه اوضاعي را مي خواهد نشان بدهد؟
مشغول بودن مردم به كارهاي بيهوده

3 – اصطلاح « به روي مبارك خود نياوردن» كنايه از چيست؟ معادل امروزي آنرا بنويسيد.
اهميت ندادن، اعتنا نكردن ، معادل امروزي آن محل نگذاشتن است.

4 – پيوند «باشي» در تركي به معني « رئيس و سرپرست» است. مثل فراش باشيف سه شغل ديگر را نام ببريد كه با اين پسوند ساخته شده باشد.
آشپزباشي، حكيم باشي، عكاس باشي، رمال باشي، خياط باشي

5 – دو جمله از درس بيابيد كه در آن ها به جاي ضمير «او» از «آن» استفاده شده باشد.
الف - ......و در پشت سر آن ده بيت نفر با تيپ مي آيند. ب – به ما گفت : «.... هنگام عبور آن ، كوشش و تعظيم نمائيد» پ – آن ها ابداً به روي بزرگوار خود نياورد
 



  مرغ گرفتار :

نكته :
محمدتقي بهار ( 1266 تا 1330 ش) در مشهد به دنيا آمد ونزد پدرش، محمد كاظم صبور (ملك الشعراي آستان قدس ) شعر و فنون ادب را آموخت و در نوجواني به محافل آزاديخواهان راه يافت.
بهار در دوران استبداد صفير روزنامه هاي خراسان، و نوبهار را انتشار داد. بهار در انواع شعر دست داشته اما در قصيده سرايي مهارت بيشتري از خود نشان داده است جان مايه ي شعر بهار، «آزادي و وطن» دست از اين رو، عنوان «شاعر و آزادي» برازنده اوست.
 



  معاني اشعار:

بيت اول : من همچون پرنده اي اسير در قفس در زندان اسيرهستم، خواسته ي من اين نيست كه مرا از زندان آزاد كنيد. درخواست من اين است كه براي ازادي وسربلندي ايران و مردم ايران تلاش كنيد كه در اين صورت دل مرا هم شاد كرده ايد؟

بيت 2 و 3 : اي ياران آزاديخواه، آنگاه از نعمت بزر آزادي برخودارشديد از من كه براي آزادي رنجها كشيدم ، ياد كنيد.

بيت 4 : ياران آزادي خواه ، به ياد من كه اكنون در زندان گرفتارم، اگر پرنده اي را در قفس نگهداري مي كنيد، آن را آزاد كنيد.

بيت 5 : از اينكه زندگي من در راه بدست آوردن آزادي نابود شد. بيم و اندوهي ندارم، ياران من شما هم بايد بكوشيد آزاديخواهان را از ادامه راه مأيوس كنيد.

بيت 7 : بي عدالتي و تبعيض و رستم، شادابي و اميد را از ميان مي برد از عمر جوانن مي كاهد. اي كساني كه اداره كشور را در دست داريد، به خاطر خدا عدالت داشته باشيد.

بيت 8 : اگر به خاطر بي عدالتي شماف حق مظلومي پايمال و زندگي او تباه شود. امكان ندارد كه شما زندگي آرام و آسوده اي را داشته باشيد.

بيت 9 : اگر نصيب من، گوشه ي زندان شد، در عوض شما به آزادي كه نعمتي خدادادي است دست مي يابيد، شما بايد شكر گذار و حافظ اين نعمت باشيد.
 



  خودآزمايي درس 19

1 – در بيت زير با كدام ادبيات درس ارتباط معنايي دارد؟
به چشم خوش ديدم در گذرگاه / كه زد بر جان موري مرغكي راه
هنوز از صيد، منقارش نپرداخت/ كه مرغ ديگر آمد كار او ساخت
خلاصه مفهوم ابيات، من اين صحنه را به چشم خود ديدم كه روزي پرنده ي كوچكي ، موري را شكار كرد هنوز آن مور را كامل نخورده بود كه پرنده ي ديگر آمد و او را صيد كرد. ابيات بالا با دو بيت زير خصوصاً بيت دوم ارتباط معنايي دارد.
آشيان من بيچاره اگر سوخت چه باك / فكر ويران شدن خانه ي صياد كنيد
گر شد از جور شما خانه موري ويران / خانه خويش محال است كه آباد كنيد

2 – يك نمونه «مراعات نظير» در شعر بيابيد.
بهترين آرايه ي مربوط به واژه هاي «بيستون، شيرين و فردها» در بيت ششم است

3 – منظور از «گنج خدا داد» در بيت پاياني چيست؟
منظور آزادي است كه موهبتي خدادادي است. اي انسان خدا تو را آزاد آفريد، پس آزاده باش.
امام حسين (ع)

4 – خسروپرويز براي از ميان برداشتن رقيب خود (فرهاد) به دروغ مرگ شيرين را به او خبرداد و باعث مرگ فرهاد شد. شاعر از اين نكته در شعر خود چه استفاده اي كرده است؟
اين كه رنجها و سختي هايي كه آزاديخواهان، از جمله بهار متحمل مي شوند، سرانجام نمي خواهد داد. كساني كه در راه كسب آزادي تلاش مي كنند را نبايد نااميد ساخت.

5 – در غزل اجتماعي به چه مسائلي پرداخته مي شود؟
آزادي، وطن ، بيزاري از ظلم .......
 



  غزل اجتماعي – بياموريم (8)

قالب غزل براي بيان عواطف و احساسات انساني بكار رفته است.
در عصر مشروطه با توجه به دگرگونيها و تحولات سياسي و اجتماعي، غزل نيز تعبير كرد و شاعران آزاديخواه به جاي سخن گفتن از عشق و غزلهاي سنتي به بيان مسائل اجتماعي پرداختند.
غزل هايي كه محتواي آنها بيشتر مسائل سياسي و اجتماعي نظير آزادي، وطن و بيزاري از ظلم است . غزل اجتماعي گفته مي شود.
ملك الشعراي بهار، عارف قزويني، ميرزاده عشقي و فرخي يزدي از شاعراني هستند كه غزلهاي اجتماعي بسياري سروده اند.

آزمون فصل 7 :
1 – با ايجادانقلاب مشروطه چه تحولي در محتواي شعر نثر فارسي پديد آمد؟

2 – زبان شعر و نثر دوره مشروطه داراي چه ويژگيهايي است؟

3 – در دوره مشروطه كدام قالب هاي ادبي به تقليد از اروپائيان در ادبيات فارسي پديد آمد؟

4 – مفهوم كنايه هاي زير را بنويسيد
الف – هيچ وقت به او نگفتي، از اين جا پاشو ، آن جا نشين.
ب – به آسمان رفتم ، به زمين آمدم
ت – الهي هميشه نان سواره باشد و او پياده
ج – انگار مي كني يك كاسه آب داغ ريختند به سر من
چ – تازه سر حرف من افتاده اند.

5 – معني واژه هاي زير را بنويسيد.
مرافعه (........) ، عرض كشي (...........) عظم بطن (..........)

6- موضوع عمده ي ترانه ها و تصنيف هاي عارف قزويني چيست؟

7 – در مصراع در ناله ي مرغ اسير اين همه بحر وطن است.» منظور از مرغ اسير كيست؟ تعبير مرغ اسير چه آرايه اي محسوب مي شود؟

8 – در بيت« آن كسي را كه در اين ملك سليمان كرديم و ......» منظور آن كس كيست؟

9 – عبارات زير را با پاسخ هاي درست كامل كنيد.
سياحت نامه ابراهيم بيگ ، اثر ......استف اين كتاب ، آئينه ي تمام نماي اوضاع ايران در اواخر قرن ....است، اين كتاب در قالب .......نوشته شده و هدف نويسنده .........بوده است.

10 – مفهوم و به روي مبارك خو نياوردن چيست؟ معادل امروزي آن كدام است؟

11 – در بيت «بيستون بر سر راه ست» مبادا ز شيرين / خبري گفته و غمگين دل فرهاد كنيد ».

12 – آرايه ي زيباي به كار رفته چه نام دارد؟ .....كلمات مربوط به اين آرايه كدامند؟

13 – مور، استعاره از چه كساني است؟

14 – غزل اجتماعي از چه دوره اي در ادبيات فارسي رواج يافت؟

15 – نام دو سراينده معروف غزل اجتماعي را بنويسيد؟
 

+ نوشته شده در  سه شنبه 1385/09/14ساعت 1:0  توسط فرهاد کاظمی | 

درس هفدهم و هجدهم
كلاس نقاشي / درآمدي بر ادبيات دوران مشروطه



  كلاس نقاشي

نكته :‌سهراب سپهري در سال 1301 شمسي در كاشان ديده به جهان گشود و در سال 1359 چشم از چهان فرو بست . سپهري علاوه بر شاعري در رشته ي نقاشي نيز مهارت داشت.
سروده هاي سهراب سپهري «ساده و بي آلايش» و در عين حال «؟؟؟ از مفاهيم عرفاني» است. كتاب «اتاق آبي» مجموعه اي از يادداشت هاي پراكنده سهراب سپهري است كه آنها را در آخرين سالهاي زندگي خود نوشته است.
 



  خود آزمايي درس 17:

1. چند اصطلاح نقاشي را كه نويسنده در متن آورده است . بيابيد:
نقش بندي ، نگارين ، گوته ريختن ( = طرح ريختن) ، بيرنگ و رنگاري

2 – در كدام قسمت از اين متن مي توان نشانه هاي شاعري نويسنده را يافت ؟
نويسنده در بازگويي اين خاطره از تبعيدهايي استفاده كرده كه نشان دهنده ي ذوق شاعري است. از جمله : به جاي «كشيدن تصوير اسب» از تعبير «اسب پروازي» استفاده كرده به جاي «طبيعي و زنده نقاشي كردن جانوران» از واژه ها و تعبيرهاي مناسب با هر جانوري استفاده كرده، مانند «مرغان راگويا مي كشيد / خرگوش را چابك مي بست / گوزن را رعنا رقم مي زد»

3 – يكي از ويژگيهاي بارز اين نوشته را بيان كنيد:
الف – نثر اين نوشته، در عين سادگي زيباست.
ب – واژه ها ، خوش آهنگ و با هم متناسبند
پ – از واژه ها و تعبيرهاي فارسي استفاده شده نظير رونگاري و بيرنگ
ت – كوتاهي جمله ها
مانند : زنگ نقاشي، دل خواه و روان بود
ث – تكرار كلمه مانند : سال دوم دبيرستان بوديم
اول وقت بود و زنگ نقاشي ما بود.
در كلاس نشسته بوديم و چشم به راه معلم لوله اي كاغذ زير بغل داشت ....نقشه ي قالي ؟؟ بود....
ج – استفاده طبيعي از آرايه هاي ادبي، به ويژه «كنايه» كه به نمونه هايي از آن اشاره شده

4 – دو كنايه در درس پيدا كنيد:
معلم نقاشي دور نبود/ صورتك به رو نداشت / آدمي افتاده و صاف بود / در نگار نقشه ي قالي دستي نازك داشت / حرفي به كارش بود

5 – كشيدن چه قسمتي از اسب براي معلم مشكل بود؟ او براي راه حل مشكل خود چه چاره اي انديشيد؟
مچ پاها و سم ها / معلم نقاشي ، زيركانه عمل كرد : با شتاب علفزاري كشيد يعني كه اسب در حال چريدن است به اين خاطر مچ ها و سم ها در ميان ملتها پنهان است.
 



  آزمون فصل 6 :

1 – فرهنگ برهنگي و برهنگي فرهنگي به قلم كيست؟

2 – معني اين واژه ها را بنويسيد :
افراط ( ) ، تفريط ( ) ، تمتع ( ) ، خطر ( )

3 – مفهوم اين عبارت چيست؟
لازمه وارد اجتماع شدن اين است كه «من» از ميان برود و «ما» ايجاد شود .

4 - در درس فرهنگ برهنگي و ..........هدف نويسنده از آوردن داستان خياطان حقه باز چيست؟

5 - «نقد ادبي» و «با كاروان حله » از اثار كدام نويسنده و محقق برجسته ي معاصر است؟ دو اثر ديگر ازدي را نام ببريد.

6 – معني اين واژه ها را بنويسيد:
دارالاماره ( )، اعتكاف ( ) ، تجويد ( ) ، اذكار( ) قنديل ( )، منبت كاري ( ) ، مليله دوز ( )، ملجا ( )

7 – كتاب «اتاق آبي» اثر كيست؟

8 – مفهوم جمله هاي زير را بنويسيد:

الف – معلم دور نبود صورت به رو نداشت
ب – در نگار نقش خالي دستي نازك داشت
پ – رنگ را نگارين مي ريخت
ت – در بيرنگ اسب، حرفي به كار معلم بود
ث – پي مي بريم كه راه بدست خودش هم نيست
ج – اسب از پهلو ، اسبي خود را به كمال را نشان ، مي داد

9- معني واژه هاي مشخص شده زير را بنويسيد
در پيچ و تاب عرفاني اسليمي آدم چه كاره است؟
معلم مشوش بود 
معلم نقاشي سگ را روان گوته مي ريخت 
او خلف صدق نياكان خود بود 
دست معلم از وقب حيوان روان شد 
معلم فكر زيرين را پيمود و در آخره ماند 
دست معلم از بال و غارب به زير آمد 
دو دست را تا؟؟؟ از كله نمايان ساخت 


10 – در ادبيات زير، تغييراتي داده شده، آنها را بيابيد و اصلاح كنيد :
بوي گل و بانگ و مرغ برخاست/ هنگام بهار و ياد ؟؟؟ است
فراش بهار، گل بيفشاند / نقاش بين چمن بياراست

11 – در محل هاي نقطه چين، واژه هاي افتاده را بنويسيد
الف – هر آدمي كه .............. در دل نگرفت ....................
ب - .................سعدي / گويند خلاف ؟؟ داناست
پ – از غرقه ي ما خبر ندارد / .................درياست
 



  درآمدي بر ادبيات دوران مشروطه :

انقلاب مشروطه باعث گرديد تا با تحولات سياسي و اجتماعي بوجود آمده، زبان و ادب فارسي نيز دچار دگرگوني شود، در شعر و نثر دوره ي مشروطه، واقعيات زندگي و مسائل سياسي و اجتماعي مطرح گرديده . مثل ها ، اصطلاحات ، قصه ها و رويدادهاي زندگي مردم عادي در ادبيات جا باز كرد، واژه ها و تركيب هاي ناآشناي عربي كم شده، عبارت هاي پيچيده و طولاني و جمله هاي پيوسته و پي در پي كاهش يافته و در نتيجه زبان شعر و نثر ساده تر و به زبان مردم كوچه و بازار نزديك شد. در دوره ي مشروطه ، طنز و نقد سياسي و اجتماعي افزايش يافت و نثر طنز اميز اين دوره در خدمت مبارزه سياسي قرار گرفت.
در دوره مشروطه طنز و نقد سياسي و اجتماعي افزايش يافت و نثر طنز آميز اين دوره خدمت مبارزه سياسي قرار گرفت.
دهخدا و سيدشرف الدين حسني (نسيم شمال) از طنز پردازان نامدار عصر مشروطه اند در دوره ي مشروطه، داستان نويسي به شيوه ي تازه و نمايش نامه نويسي به تقليد از اروپائيان پديد آمد.
 



  مشروطه ي خالي :
‌نكته :

علامه ، علي اكبر دهخدا در سال 1258 ه‍.ش در تهران متولد شد و پس از آموختن علوم ادبي و ديني در مدرسه اي علوم سياسي به تحصيل ادامه داد. دهخدا در انقلاب مشروطه به جمع آزاديخواهان پيوست و در انتشار روزنامه صور اسرافيل به ياري دوستش، ميرزا جهان گير كه سردبير و ناشر روزنامه بود، برخاست. مقالات سياسي – انتقادي دهخدا در روزنامه صور اسرافيل با عنوان چرند و پرند با امضاي دخو به چاپ مي رسيد. اين مقالات در قالب طنز و با نثري ساده نوشته مي شوند.
ارزشمندترين فعاليت علمي دهخدا پديد آوردن افت نامه است كه بزرگترين فرهنگ نعت و دايره المعارف زبان فارسي به شمار مي رود. دهخدا در سال 1344 در تهران دار فاني را وداع گفت.
 



  خودآزمايي درس 18 :

1 – چرا نويسنده در اين طنز سياسي، مشاجره ي پدر و مادر خود را مطرح كرده است؟
منظور نويسنده بيان اين نكته است كه همان گونه كه علت مشاجره خانواده اش ، پدرش بوده كه وكيل مدافع بوده، دليل بسياري از نابسامانيهاي جامعه و وكلاي نالايق و خودخوانده اند.

2 – به دو مورد از باورهاي مردم كه در متن درس آمده اشاره كنيد
الف – اعتقاد به اينكه پيوند عقد دختر عمو و پسر عمو از پيش در آسمانها بسته شده ب – اعتقاد به تأثير ستارگان و موقعيت آن ها در سرنوشت در زندگي انسانها

3 – باتوجه به متن تصور كنيد مادر نويسنده با سواد بوده يا بي سواد ؟ چرا؟
با توجه به عبارت «نمي دانم ذليل شده چطور از من وكالت نامه گرفت .......» مادر نويسنده بي سواد بوده است زيرا از متن وكالت نامه با خبر نبوده است.

4 – نويسنده دلش به حال مادرس مي سوزد، چه دليلي براي همدردي خود مي آورد؟
نويسنده بين گذشته ي خود و مادرش شباهتي ديده است. مادرش قبلاً نامزد پسرعمويش بوده اما ناخواسته با ديگري ازدواج مي كند. نويسنده نيز تمايل داشته با دختر عمويش ازدواج كند اما با اين ازدواج مخالفت مي شود

5 – چرا نويسنده اصرار مي ورزد كه مردم وكيل (نماينده) تعيين نكنند؟
نويسنده با تجربه تلخي كه از رفتار با مادرش داشته، نگران است كه كوشش ها و زحمات مردم در انقلاب مشروطه نيز با انتخاب وكلاي جاه طلب و خردخواه از بين برود.
ناله ي مرغ اسير: نكته : ابوالقاسم عارف قزويني، شاعر و تصنيف ساز معروف دوره مشروطه است. او از شانزده سالگي به شعر روي آورد. صدايي خوش داشت و به همين دليل مورد توجه مظفرالدين شاه قرار گرفت.
با زمزمه مشروطه، عارف به جرگه آزاديخواهان پيوست و شعر و موسيقي را به خدمت انقلاب درآورد. موضوع عمده ترانه ها و تصنيف هاي عارف «وطن» است.


معني اشعار ناله ي مرغ اسير :
بيت 1 - ترانه ها و سروده هاي من همه به خاطر ميهن است. من و پرنده گرفتار در قفس هر دو مانند هم هستيم. و به خاطر محروم شدن از آزادي است كه مي ناليم.

بيت 2 – از نسيم سحري كه آزاد است ياري مي خواهم تا ناله هاي درد آلوده مرا به كساني كه آزاده و آزادي خواهند برساند.

بيت 3 – اي هم وطنان بكوشيم تا وطن را از سلطه بيگانگان و حكومت ستمگرانه محمدعلي شاه نجات دهيم كه اگر چنين نكنيم، هميشه به همين صورت در اسارت خواهيم بود.

بيت 4 – پيشرفت ظاهري كشور به دست بيگانگان بي ارزش است. به حال چنين كشوري بايد گريست زيرا چنين وضعي موجب اندوه و تأسف بسيار است.

بيت 5 - كسي كه خود را در راه آزادي و استقلال ميهنش نثار نكند، او از مرده و لباسي كه به تن دارد، از كفن هم كم ارزش تر است.

بيت 6 – ملت ايران، اكنون به اين حقيقت پي برده است كه محمدعلي شاه شيطاني است كه در انديشه ي ويران كردن اين سرزمين است.



خودآزمايي :
1. منظور از مرغ اسير دو بيت اول چيست؟

سراينده شعر ( عارف قزويني)

2 – در كدام بيت ، بيگانه ستيزي شاعر ديده مي شود؟
خانه اي كاوشود ازدست اجانب آباد ز اشك ويران كنش آن خانه كه بيت الحزن است

3 – يكي از موضوعات اساسي در شعر مشروطه «وطن دوستي» است كه در شعر شكل افراطي آن «وطن پرستي» يا «ناسيونالسيم افراطي» مي گويندف در كدام بيت اين موضوع ديده مي شود؟
جامه اي كاو نشود و غرقه به خون بهر وطن
بدر آن جامه كه ننگ تن و كم از كفن است

4 – براي هريك از كلمات «همت» و «مسلك» دو كلمه ي هم خانواده پيدا كنيد.
اهميت ، مهم و اهتمام / شيك ، سلوك و سالك
 

+ نوشته شده در  سه شنبه 1385/09/14ساعت 0:59  توسط فرهاد کاظمی | 

درس پانزده و شانزده
فرهنگ برهنگي و برهنگي فرهنگي / مسجد جلوه گاه هنر اسلامي



  درس 15
فرهنگ برهنگي و برهنگي فرهنگي :

بالاترين و ارزشمندترين عنصري كه در موجوديت هر جامعه دخالت اساسي دارد. فرهنگ آن جامعه است . اساساً فرهنگ هر جامعه هويت و موجوديت آن جامعه را تشكيل مي دهد. كتاب «فرهنگ برهنگي و برهنگي فرهنگي» اثر غلام علي حداد عادل است.
تفاوت عمده ي فرهنگ جديد غربي و فرهنگ اسلامي، در تعريف انسان منعكس مي شود
برحسب فرهنگ غربي انسان موجودي است مادي و معنويت، فرع در دنياي زندگي مادي اوست، اما در فرهنگ اسلامي، انسان موجودي است كه معنويت كمال مطلوب و غايت و نهايت زندگي اوست.
 



  خودآزمايي درس 15 :

1. منظور از لباس مي پوشد تا خود را بپوشد چيست؟
لباس ، وسيله اي براي در امان ماندن از خطرخا و دور ماندن از خودنمايي است نه وسيله اي براي خودنمايي بيشتر و فراهم كردن زمينه هاي ناامني در زندگي

2 – در لباس پوست دوم انسان نيست، خانه يا ول اوست يعني چه ؟
يعني نوع پوشش و لباس، مسئله ي كم اهميتي نيست، بر عكس در ايجاد امنيت و آرامش زندگي انسان نقش مهمي دارد.

3 – منظور از لباس انسان پرچم كشور وجود اوست چيست
؟
اينكه انسان با لباسي كه به تن دارد نشان مي دهد كه چه طرز فكري داردو از چه فرهنگي پيروي مي كند.

4 – نويسنده در نظر دارد با آوردن داستان خياطان حقه باز چه چيزي را به اثبات برساند؟
منظور نويسنده تذكر اين نكته است كه تبليغات غرب بسيار فريبنده است و سبب شده است تا ملت هاي غربزده نه تنها پيشرفتي دست نيايند. ارزش هاي مادي و معنوي خود را نيز از دست بدهند. در اين تمثيل منظور اي خياطان حقه باز، كشورهاي استعمار گردند
 



 

درس 16
مسجد جلوه گاه هنر اسلامي :

نكته ها : عبدالحسين زرين كوب، محقق ، مورخه و نويسنده بزرگ معاصر است كه در سال 1301 در بروجرد به دنيا آمد.
نشر زرين كوب، روان، شيوا و رساست. برخي از آثار مشهور وي عبارتند از «نقد ادبين با «كاروان حله» در بحر «كوزه» و «سرخي» و «بامداد اسلام» «از چه چيزهاي ديگر» نام يكي ديگر از آثار اين نويسنده است.
 



  خودآزمايي درس 16 :

1 – در صدر اسلام از مسجد چه استفاده هايي شده است؟
عبادت / رسيدگي به كارها و مشكلات مسلمانان / محل اجتماع و گردهمايي مسلمانان به منظور مشورت و گفت و گو / برپا شدن جلسات علماي علم حديث / حمل مناسبي براي گوشه نشيني و عبادت صوفيان / مقابله و تلاوت قرآن و تعليم تجويد و قرائت

2 – تنوع در شيوه ي معماري مساجد در كشورهاي اسلامي ناشي از چيست؟
ناشي از تنوع و اختلاف نژاد قومي است كه سرزمين هاي آن ها به وسيله اسلام فتح شده است، اين امر باعث شده است كه معماري مساجد سرزمين هاي مختلف، تحت تأثير شرايط محيطي و طبيعي و نيز سليقه هاي اقوام گوناگون قرار گيرد.

3 – چرا نويسنده ، مسجد را جلوه گاه هنر اسلامي مي داند؟
زيرا در مساجد، هنرهاي گوناگون اسلامي، در كنار هم قرار گرفته و عرضه شده اند :
هنر معماري توازن و هماهنگي قسمتهاي مختلف بناهاي مسجد نقش داشته است. هنر نقاشي ها و رنگ آميزي كاشيها عرضه شده . هنر خوش نويسي در نوشتن آيات قرآن و نام هاي مبارك محلي عرضه شده . از هنر شعر در نوشتن موعظه ها و ماده تاريخ ها استفاده شده است. هنر صنايع دستي در فرشها، پرده ها ، قنديل ها ، منبت كاريها و مليله دوزيهاي نمايش داده شده است.
هنر موسيقي در صداي مؤذن و در لحن قاري و واعظ جلوه گر شده است

4 – يك مورخ چگونه مي تواند با مطالعه در مساجد به تمدن اقوام مسلمان پي برد؟
علت اين امر آن است كه جلوه هاي گوناگون فرهنگ و هنر اسلامي در طي قرن هاي دراز، در مساجد مجال بروز پيدا كرده اند.
 

+ نوشته شده در  سه شنبه 1385/09/14ساعت 0:59  توسط فرهاد کاظمی | 

فصل 6
درس چهاردهم - درآمدي بر ادبيات تعليمي

درآمدي بر ادبيات تعليمي
نكته :
مجموعه آثار كه موضوع آنها ، تعليم و آموزش است، ادبيات تعليقي ناميده مي شود.
ادبيات تعليمي از لحاظ محتوا به دو نوع تقسيم مي شود:
الف – آموزش و تعليم مسائل اخلاقي و تربيتي
ب – مسائل آموزشي و علمي
بعضي از موضوعات محوري و اساسي ادبيات تعليمي نوع اول عبارت است از بهره گيري از فرصت ها ، محبت نسبت به پدر و مادر و همنوعان، تأكيد بر اجراي دستورهاي الهي و خودداري ازگناه و غفلت و دنيا پرستي
در ادبيات تعليمي نوع دوم هدف شاعره نويسنده اين است كه موضوعات آموزشي را با روشي ساده و آسان به مخاطب بياموزد.
بوستان ، گلستان ، قابوسنامه و كليكه و دمنه ، از نمونه هاي برجسته ادبيات تعليمي نوع اولند.
«نصاب الصبيان» و گلشن راز از نمونه هاي ادبيات تعليمي نوع دومند.
هنر و سخن : نكته ها
«قابوس نامه » تأليف «عنصرالمعالي، كيكاووس بن قابوس بن وشمگير» است و متعلق به قرن پنجم است. اين كتاب داراي 44 باب است. هدف و انگيزه عنصرالمعالي از تأليف اين كتاب، راهنمايي كردن فرزندش «گيلان شاه» و آشنا نمودن او بامسائل زندگي بوده است. با اين توضيح اين كتاب در زمره ي ادبيات تعليمي و از نوع اول است.
امتيازات و ويژگيهاي قابوسنامه، صميمت و صداقت در سخن نويسنده، سادگي و گيرايي زبان، آوردن داستانهاي جذاب، و مربوط به موضوعات و وسعت اطلاعات ارائه شده در كتاب.



  خودآزمايي درس 14 :

1- در نخستين جمله درس قابوس نامه، به «مغيلان» تشبيه شده است؟
انساني كه از فضيلت و شايستگي برخودار نيست و ديگران از او بهره نمي برند.

2 – با مراجعه به كتاب لغت، توضيح دهيد كلمه ي «مغيلان» از چه اجزايي تركيب شده و اعتقاد خرافي درباره آن چه بوده است؟
(مغيلان، مخفف «ام غيلان» ام + غيلان) و به معني مادر غولان است. اعراب باده نشين تصور مي كردند كه بوته هاي بزرگ خار، محل زاده شدن غول هاست.


3 – اصالت موروثي و اصالت اكتسابي دو گوهر ارزشمندند، اين دو درس چگونه بيان شده اند؟
از نظر نويسنده ، اصالت موروثي (گوهر اصل) امتياز هست اما به تنهايي كافي و با ارزش نيست. ارزش و اعتبار حقيقي انسان به فضيلت ها و شايستگي هائيست كه خود كسب مي كند (= گوهرهند)

4 – از نظر نويسنده ي قابوسنامه لازمه ي بزرگي چيست؟
«خرد و دانش»

5 – چه ضرب المثل هاي در مورد زبان و تأثير آن مي دانيد؟ به دو صورت اشاره كنيد.
به عهده دانش آموز

6 – به نظر نويسنده تفاوت انسان با حيوان در چيست؟
آدمي در ده مورد با حيوانات تفاوت دارد، از جمه توانايي انديشيدن ، حفظ كردن ، سخن گفتن و .......

7 – پنج مورد از تفاوت هاي نثر تاريخي را با نثر فارسي معيار بنويسيد
زفان / زبان . خو كن (خوبده) / داشته باشي (وادار كرده باشي) عادت كني (عادت دهي) / سخن به جايگاه و سخن نه بر جايگاه سخن به جا و سخن بي جا

8 – مقصود از «گوهر تن» در درس چيست؟
اصالت اكتسابي با شايستگي و فضيلت هايي كه هر كسي كسب مي كند

كدام قبله ؟ خودآزمايي درس 14
1 – پسر كدام عمل پدر را نشانه ي عوض شدن قبله او دانسته است؟
تنظيم كردن ، به خاك افتادن و مؤدبانه ايستادن پدرش در مقابل خوارزمشاه كه در نظر او همانند ركوع و سجده و قيام بود.

2 – در اين حكايت ، چه چيزي عامل تنظيم در برابر خوارزمشاه عنوان شده است؟
حرص و طمع

3 – پيام اين حكايت چيست؟
انسان در صورتي مي تواند عزت و سربلندي خود را حفظ كند كه اسير حرص و طمع نباشد

4 – اين آيه را معني كنيد و بگوئيد با كدام بيت ارتباط معنايي دارد؟
اَفرأَيت من التّخَذَ الهُهُ هواهُ....
آيا آن كس را ديده اي كه هواي نفس خويش را معبود خود قرار داد . بيت آخر با اين آيه ارتباط معنايي دارد.

كدام قبله ؟ معني اشعار
بيت اول : شنيده اي كه شخص بسيار طمع كاري ، يك روز صبح زود به ديدار خوارزم شاه رفت.

بيت دوم : چون به حضور پادشاه رسيد. در برابر او تعظيم كرد ( به ركوع رفت) سپس ايستاد و پس از آن به خاك افتاد و بر پاي خواست

بيت سوم : پسرش گفت :‌اي پدر عزيز من مشكلي و سؤالي دارم . پاسخ آن را به من بگو

بيت 4 : ديگر به من نگفته بودي كه قبله به طرف حجاز (مكه) است؟ چرا امروز به اين طرف نماز خواندي ؟

بيت 5 : به دنبال خواسته هاي دل نرو و از نفس حريصت پيروي نكن زيرا نفس راضي نمي شود. هر زماني به چيزي علاقمند مي شود و تور را به سويي مي كشاند.
 



  متاع جواني : معاني اشعار :

بيت 1 : روزي جواني به پيري گفت كه با اين وضعيت پيري، زندگيت چگونه مي گذرد

بيت 2 : پير به جوان گفت :‌در كتاب زندگي «پيري » براي تو كه اكنون جوان هستي
كلمه ي ناشناس و مبهم است. معني اين كلمه را تنها زماني كه خودت پير مي شوي ، مي فهمي ».

بيت 3 : بهتر است كه تو به توانايي هاي جواني ات فكر كني و از آن سخن بگويي، از من درباره دوره پيري و ناتواني مپرس

بيت 4 : قدر ايام جواني را بدان و از آن به خوبي مراقبت و استفاده كن زيرا همچنان كه هر پرنده اي روزي از قفسي كه در آن اسير است، بيرون مي آيد، روزگاري هم زيبايي و شادابي و جواني از جسم و تن تو دور خواهد شد.

بيت 5 : من در بازار زندگي ، كالا و سرمايه ي با ارزش جواني ام را رايگان و بي ثمر از دست دادم . تو اگر مي تواني از آن به خوبي استفاده كن

بيت 6 : هر چقدر من بي اعتنايي كردم و جواني ام را در غفلت بسر بردم. دنيا بيشتر به من بي اعتنايي كرد.

بيت 7 : روزگار، گنج با ارزش دوره ي جواني مرا ربود زيرا هنگامي كه بايد قدر جواني را مي دانستم و از آن به خوبي استفاده مي كردم، در غفلت و بي خبري بود.
 



  خود آزمايي : درس 14 متاع جواني

1 – چه واژه هايي در اين درس، استعاره «از جواني» است؟
مرغ زيبا، متاعي كه رايگان از كف رفته و گنج

2 – چرا پير از جوان مي خواهد كه درباره ي ناتواني سؤال نكند؟
زيرا وجود جوان، سرشار از نيرو و اميد به آينده است و با چنين ويژگيهايي نمي تواند احساس پير را در ايام پيري درك كند.

3 – قالب اين شعر چيست؟ چرا ؟
قطعه است زيرا واژه هاي قافيه، يعني زندگاني، نداني، ناتواني و .......و در مصراع هاي دوم آمده اند.

4 – قطعه ي زير را با درس مقايسه كنيد؟
در جواني به خويش مي گفتم / شير، شير است و اگر چه پير بود
چون كه به پيري رسيدم دانستم / پير، پيراست اگر چه شير بود
در هر دو شعر، به مقايسه ي دوره ي جواني و پيري پرداخته شده و به اين مضمون اشاره شده كه انسان در دوره جواني نمي تواند تصور روشن و درستي از دوران پيري داشته باشد، ضمناً توصيه شده كه جوان از غفلت و غرور بپرهيزد، قدر جواني را بداند و از آن به خوبي استفاده كند
 



  آزمون فصل 5 :

1 – عبارت هاي زير را با پاسخ هاي مناسب ، كامل كنيد:
الف - «ادبيات غنايي» به گونه اي است كه بازباني ........و با استفاده از معاني .........بيانگر ........آدمي است.
ب - «غنا» به معني ........ است و شعر غنايي در اصل به سروده هايي گفته مي شده كه .........خوانده شده است.

2 – پاسخ هاي درست را برگزينيد:
الف – دامنه ي موضوعات در مضامين شعر غنايي (بسيار وسيع است. بسيار محدود است)
ب – (بخش اندكي از – بخش عمده ي ) ادبيات گذشته معاصر فارسي را شعر غنايي تشكيل مي دهد.

3 – در محل هاي نقطه چين عبارات زير، پاسخ هاي صحيح را بنويسيد
نظامي گنجه اي ، شاعر معروف قرن ، معروف ترين سراينده ي داستان هاي ........در ادب فارسي است مجموعه مثنوي هاي نظامي به نام هاي ............و ..........معروف اند. اين مجموعه شامل اين آثار است : مخزن الاسرار، .........، ليلي و مجنون ،.....و اسكندرنامه

4 – معني و مفهوم اين بيت را كامل و دقيق بنويسيد:
چون رايت عشق آن جهانگير / شد چون مه ليلي آسمان گير

5 – در تعبيرهاي «چو مارحلقه» و در حلقه زلف كعبه به ترتيب چه آرايه هايي بكار رفته است؟

6 – در شعر «در امواج سند» در گرد زعفران رنگ استعاره از چيست؟

7 – در هر يك از ابيات زير، تعبير «درياي خون» چه مفهومي دارد؟

الف – در آن درياي خون دو قرص خورشيد /غروب آفتاب خويشتن ديد
ب – در آن درياي خون در دشت تاريك / به دنبال سر چنگيز مي گشت

8 – در شعر «در امواج سند» منظور از تعبيرهاي «غولان» ، «اهريمن» و «اژدهاي زندگي خوار» و «بادپا» به ترتيب چيست؟

9 – در محل هاي نقطه چين عبارت هاي زير پاسخ هاي صحيح را بنويسيد.
و چهار پاره شعري است كه از چند بند هم وزن تشكيل شده، هر بند شامل، مصراع است. معمولاً در هر بند، مصراع هاي ........هم قافيه اند.

10 – ادبيات تعليمي از لحاظ محتوا به دو نوع تقسيم مي شود .
الف - .........ب - ........

11- در جمله «بدان كه از همه هنرها بهترين هنر سخن گفت است» منظور از هنر چيست؟

12- در عبارت اما پنج نهاني چون انديشه و ياد گرفتن و نگاه داشتن و تخيل كردن و تميز و گفتار منظور از «يادگرفتن» و ......و مفهوم «تميز » .........است.

13- با توجه به بيت :
«بگفت اندر اين نامه حرفي است مبهم / كه معيش جز وقت پيري نداني»
منظور از اين نامه و «حرف مبهم» به ترتيب چيست؟

14- باتوجه به بيت :
از آن برد گنج مرا دزد گيتي / كه در خواب بودم گه پاسباني
الف – منظور از گنج چيست؟
ب – روزگار به چه كسي مانند شده است؟
پ – منظور از «خواب بودن» چيست؟
ت – منظور از «گه پاسباني» چه زماني است ؟
ث – چه كلماتي مراعات نظيرند؟
 

+ نوشته شده در  سه شنبه 1385/09/14ساعت 0:58  توسط فرهاد کاظمی | 

درس 13
در امواج سند

نكته ها : شعر در امواج شاعرانه ي دلاوري و پايداري جلال الدين خواندم شاه در كناره ي رو دسته است و در مقابل هجوم سربازان مغول ، با توجه به اين مضمون در امواج سند، سروده ي «وطني» است، سراينده ي شعر دكتر مهدي حميدي است (1293 تا 1365) اصل شعر 68 بيت است كه گزيده اي از آن در 42 بيت در كتاب درسي آمده است.



  خودآزمايي 13 :

1 – شاعر در دو بيت اول ، غروب خورشيد را به تصوير كشيده است، اين غروب بيانگر چيست؟
شاعر در آغاز اين سروده ، فضاسازي كرده و با توصيف خورشيدي كه در حال غروب است، نشان مي دهد كه قدرت، شكوه خوارزمشاهيان در آستانه ي از ميان رفتن است.

2 – در بيت هشتم، منظور از «آتش هاي ترك و خون تاريك» چيست؟
هجوم وحشيانه قوم مغول و كشتار ايرانيان

3 – جلال الدين موسرخي شفق چه چيزهايي ديد؟
او با خيره شدن به سرخي كناره ي آسمان هنگام غروب خورشيد آينده ي ايران را در نظر آورد و اينكه با گسترش دامنه هجوم مغول، ايرانيان قتل عام خواهند شد هم چنين قدرت و زندگي خود را در نظر آورد.

4 – در اين سروده، موج و رود به چه چيزهايي مانند شده اند؟
موج به نيش، كوه گران و سيماب (جيوه) مانند شده‌: رود سند نيز در يك مورد به سربازي پرشوروخروش مانند شده (خروشان، ژرف ....) به جاي ديگر، از آن به سد روان تعبير شده ، در موردي ديگر نيز رود سند با امواجش به اژدها تشبيه شده است.

5 – چرا جلال الدين تصميم گرفت زن و فرزندان خود را در رودخانه نيفكند؟
زيرا براي او مايه ي ننگ بود كه زن و فرزندانش اسير و برده مغول ها شوند همچنين در صورت شكست مي توانست به تنهايي و سوار بر اسب از طريق رود سند عقب نشيني كند.

6 – چنگيز كدام عمل جلال الدين را تحسين كرد؟
اين كه جلال الدين تا لحظه اي كه توانست ، پايداري و مبارزه كرد و پس از آن با شجاعت بسيار، با اسب به رود پرخروش سند زد و عقب نشيني كرد

7 – پيام اصلي درس چيست؟
آگاهي از اين كه گذشتگان براي حفظ اين سرزمين چه فداكاريهاي بزرگي كرده اند، و اينكه آرامش امروز ما نمره ي تلاش و از خود گذشتگي گذشتگان ماست ، پس ما نيز موظفيم در حفظ استقلال و سربلندي آن بكوشيم.

8 – چهار پاره با مثنوي چه تفاوتي دارد؟
مثنوي قالبي سنتي است كه در هر بيت آن، دو مصراع، قافيه اي مستقل دارند و اين قافيه در هر بيتي مي تواند تغيير كند. نمودار قالب مثنوي به صورت زير است
اما چهار پاره ي شعري است كه از چند دو بيتي تشكيل شده ، معني اين دو بيتي ها به هم مربوط است و معمولاً مصراع هاي زوج هر دو بيتي، هم قافيه اند.
 



  بياموزيم 7 :
تعريف چهار پاره :
ويژگيهاي چهارپاره :

چهار پاره شعري است كه از چند بند هم وزن تشكيل شده / هر بند، شامل چهار مصراع است. / معمولاً مصراع هاي زوج هر بند، هم قافيه اند. طرح قرار گرفتن قافيه در چهار پاره به شكل زير است :
شكل
نام ديگرچهار پاره دو بيتي هاي پيوسته است
چهار پاره پس از مشروطه در ايران ابداع شد. محتوي چهار پاره غنايي و اجتماعي است. فريدون مشيري، فريدون توّللي ، رشيد يا سعي و ملك الشعراي بهار، از شاعران معاصرند كه اشعاري در قالب چهار پاره سروده اند.
 

+ نوشته شده در  سه شنبه 1385/09/14ساعت 0:55  توسط فرهاد کاظمی | 

فصل پنجم - درآمدي بر ادبيات غنايي
درس دوازدهم - از كعبه گشاده گردد اين در



 

درآمدي بر ادبيات غنايي ، درس 12 :

تعريف ادبيات غنايي

ادبيات غنايي گونه اي از ادبيات است كه «با زباني نرم و لطيف و با استفاده از معاني عميق و باريك به بيان احساسات شخصي مي پردازد و بيانگر عطوفت و آرزوهاي انسان و غمها و شاديهاي اوست.
«غنا» به معناي موسيقي است و شعر غنايي در اصل به آن سروده هايي گفته مي شده كه همراه با موسيقي خوانده مي شده است.
دامنه ي موضوعات و مضامين شعر غنايي بسيار وسيع است زيرا همه ي احساسات انساني نظير احساسات عاشقانه، مذهبي ، عرفاني ، اجتماعي ، ستايش هجو و بدگويي را .....در بر مي گيرد ، از همين روست كه بخش عمده اي از ادبيات گذشته و معاصر ما را شعر غنايي تشكيل مي دهد.......»
 



  درس 12
از كعبه گشاده گردد اين در :

نظامي گنجه اي ، شاعر قرن ششم در اوايل قرن هجري قمري است. نظامي معروفترين سراينده ي داستان هاي بزمي (عاشقانه) در ادب فارسي است. نام مثنويهاي نظامي اين است: از مخزن الاسرار و خسرو شيرين، ليلي مجنون، هفت پيكر و اسكندرنامه، مجموعه ي اين مثنوي ها به نام «خمسه» و «پنج گنج» نظامي شهرت دارند و از قرن هفتم تا روزگار ما بارها مورد تقليد شاعران ايراني هندي و ترك قرار گرفته اند.  



  خودآزمايي :

1 – مجنون در جوار كعبه از خدا چه خواست؟
خواسته ي مجنون، تنها اين بود كه خدا عشق و محبت او را نسبت به ليلي بيشتر كند و باقي عمر او را به ليلي بدهد.

2 – كدام بيت، از خودگذشتگي مجنون را نشان ميدهد؟
از عشق من آنچه هست بر جاي / بستان به عمر ليلي افزاي

3 – كدام ويژگي شعر غنايي در اين درس ديده مي شود؟
الف – اين شعر بيانگر احساسات است زيرا از عاطفه ي عميق پدري دردمند نسبت به فرزندش و نيز شوريدگي و عشق انساني نسبت به انسان ديگر سخن مي گويد.

4 – دو نمونه «تشبيه» در درس بيابيد و اجزاي آن را معلوم كنيد.
الف – از جاي چو مار حلقه برجست .........
مجنون – كه حذف شده – مشبه است ، مار حلقه «مشبه به است» ، «چو» ادات تشبيه است ، «برجستن» وجه شبه است.
ب – گر چه ز شراب عشق مستم .........
عشق ، مشبه به است . شراب مشبه به است، مستي آور بودن وجه شبه است «ادات تشبيه حذف شده است.
ب – گر چه ز شراب عشق مستم ............
عشق ، مشبه به است. شراب مشبه به است ، مستي آور بودن وجه شبه است، ادات تشبيه حذف شده است.
 

+ نوشته شده در  سه شنبه 1385/09/14ساعت 0:54  توسط فرهاد کاظمی | 

فصل 4 - ادبيات جهان
درس دهم و يازدهم / داستان هديه ي ناتمام ، مسافر

ادبيات جهان

نكته ها : مطالعه ادبيات جهان چند نتيجه سودمند دارد
الف – چهره ها و آثار بزرگ ادبي ملت ، را به يكديگر مي شناساند
ب – ملت ها را با نديشه ها و احساسات يكديگر آشنا مي كند و در نتيجه مرزهاي احساسات و انديشه ها را گسترش مي بخشد.
پ – تفاوت ها و شباهت ها و تأثير گذاريها و تأثيرپذيري ا در آثار ادبي ملت ها و آشكار مي كند.
چشم هاي گريان ديگران را به نگاه هاي حسرت آميز تبديل كردن ، لذت بخش ترين خوش بختي ها ست. (بودا)
تنها كساني خوش بختند كه فكر و انديشه خود را به سوي چيزي غير از خوش بختي خود رها كرده باشند. (استوارت ميل)
ساده ترين درس زندگي اين است . هرگز كسي را ميازار (ژان ژاك روسو)
هميشه با زير دستان خود با مهرباني كنيد زيرا قلب رئوف و مهربان ، بزرگترين سرمايه ي آدمي است. (ويكتورهوگو)



  درس 10
هديه ناتمام

خودآزمايي :

1 – چرا وقتي پدر از راوي درباره هديه اش پرسيد : رنگ «نيك» پريد؟
نيك نگران بود كه وقتي مادرش هديه ي جو را كه شانه ي با نگين هاي مثل الماس بود، ببيند، دوباره سطل زمين شويي و وسايل همراه آن در نظرش زشت و آزار دهنده جلوه كند.

2 – چرا «راوي» به دروغ گفت در نصف سطل زمين شويي هديه ي من است؟
جو از دادن هديه ي خودش مدنظر كرد تا مبادا هديه ي برادرش دوبار به نظر مادرش زشت بيايد ، او نمي خواست شادي برادرش را از بين ببرد.

3 – با خواندن داستان، كدام يك از دو برادرها را فداكار تر مي دانيد؟
به عهده دانش آموز
 



 

درس 11
مسافر

نكته ها : فرانسوا كوپه ، شاعر درام نويس «فرانسوي» در قرن 19 و اوايل قرن 20 است.
قطعه ي «فردوسي» از كتاب «برخورد انديشه ها» ترجمه جواد جديدي انتخاب شده است اين قطعه ، نمونه توصيفي به شيوه و مقايسه نشان دهنده ي محبوبيت و شهرت جهاني فردوسي است.
پيام نهايي اين قطعه اين است كه نيكي و بدي هر گونه پاداش نمي ماند.
 



  قطرات سه گانه :

شعر «قطرات سه گانه» سروده ي «تريللو» شاعر «ايتاليايي» است كه يوسف اعتصام الملك، پدر پروين اعتصامي آن را ترجمه و در مجله بهار چاپ كرده است.
ظاهراً پروين در يكي از سروده هاي خود كه مضمون آن مناظره ي ميان دو قطره خون است، از اين شعر تأثير پذيرفته است.
قطرات سه گانه از مناظره است و مناظره نوشته اي كه در آن دو طرف سخن (دوانسان ، دوحيوان و...)هر يك از امتيازات خود را بر مي شمارند و سعي مي كنند خود را بر ديگري ترجيح مي دهند.
 



  پروردگارا

را بيند رانات تاگور از شاعران بزرگ جهان و از افتخارات «هندوستان» و مشرق زمين است كه در قرن 19 و 20 مي زيست تاگور در كلكته چشم به جهان گشود ، در كودكي با ادبيات هند آشنا شد و مورد احترام گاندي رهبر بزرگ هند قرار گرفت.
اشعار تاگورسرشار از ذوق عارفانه «ستايش آزادي و آزادگي» و الهام گرفته از صحنه هاي عادي و جزئي زندگي » است. اين نويسنده و فيلسوف بزرگ به دريافت جايزه ادبي نوبل نيز نايل آمد.
قطعه ي «پروردگارا» نيايشي از تاگور است كه محمدتقي مقتدي آن را ترجمه كرده است.
 



  خودآزمايي
درس مسافر :

1 – در قطعه مسافر، شاعر به كجا سفر مي كند؟
شاعر ، مقصد مسافر را جايي معرفي مي كند كه سر حد جهان خلقت و فرد بين هستي و نيستي است.

2 – با توجه به قطعه مسافر رهگذر چه كسي است؟
مسافر ، اين سفر را با بال هاي دور پرواز و كشتي تندرو در خيال انجام مي دهد اما در طي اين سفر خيال «عقل» همچون رهگذر و عابر به او برمي خورد و او را به خود مي آورد.

3 - «قطعه فردوسي» زائر نامدار كيست؟ تيمور لنگ است كه گاهي پس از پايان جنگ براي زيارت يكي از نياكان خود يا شاعري بزرگ دانشمند نام داد و يا سرداري دلاور به گورستان مي رفت.

4 – دو بيت زير از حافظ شيرازي با كدام قسمت هاي نيايش «تاگور» ارتباط دارد؟
رضا براده بده و ز چنين گره بگشاي/كه بر من و تو در اختيار نگشاده است
غلام همت آنم كه زير چرخ كبود / زهر چه رنگ تعليق پذيرد، آزاد است
بيت اول كه توصيه و دعوت انسان است به تسليم در برابر خواست الهي ، با اين عبارت متناسب است: پروردگارا، نيرويي به من ده تا قدرت و توان خود را روي كمال عشق و نهايت محبت تسليم خواسته ها و رضا تو كنم.
بيت دوم همه با اين عبارت ارتباط لفظ و معنايي دارد. پروردگارا، قدرتي به من «بخش» تا روح خود را از تعلق به جيفه هاي ناچيز روزگار بي نياز كنم و از هر چه رنگ تعليق پذيرد آزادش كنم.

5 – در بخش «قطرات سه گانه» منظور از جملاتي كه قطره ي سوم درمعرفي خود مي گويد، چيست؟
قطره ي سوم با آن كه سفري بي نظير و شكوهمند دارد( سفر از قلب به چشم) متواضع و فروتن است.
 



  بياموزيم (6)
قطعه ادبي :

ويژه گي قطعه ادبي (=تعريف قطعه ادبي)
قطعه ي ادبي نوشته اي است كوتاه، لبريز از تخيل و احساس عاطفه و در نتيجه بسيار زيبا.
قطعه ي ادبي «نثر شاعرانه» نيز ناميده مي شود زيرا عنصر خيال پردازي و بيشتر آرايه هاي سفري در آن ديده مي شود و مضمون شاعرانه دارد.
 



  آزمون فصل 4 :

1 – به دو مورد از فوايد آشنايي با ادبيات جهان اشاره كنيد.
الف ............... ب........................

2 – راوي داستان «هديه ي » ناتمام ، چگونه به بزرگواري پدر خود پي برد؟

3 – معني واژه هاي مشخص شده را بنويسيد.
هديه ي تفنني .........../ مبل «مستعمل» .........../ با «؟؟؟» گفتم ................/ نمي خواستم براي كار نكرده «تمجيد» شوم / حال «منقلب» برادرم ............../ قيافه «عبوس» .................

4 - «شيللو» از شاعران بزرگ كشور ............در قرن .............و .............است.

5 – در عبارت «اي كشتي تندرو خيال من، همين جا لنگر بينداز» به دو مورد آرايه ي ادبي اشاره كنيد.

6 – فرانسوا كويه ، شاعر درام نويس اهل كشور ............در قرن ..........است.

7 – در قطعه ادبي «فردوسي» با مقايسه ي آن چه تيمور در كنار مزار فردوسي و گور چنگيز ديد، چه نتيجه اي مي توان گرفت؟

8 – تمجيد هاي «دفتر دريا» و «دفتر آسمان» از چه آرايه اي برخوردار است؟

9 – در عبارت ، پروردگارا، بي نوايي و تنگ چشمي را از دلم ريشه كن كن مفهوم «تنگ چشمي» چيست؟

10 – معني لغوي « جيفه» چيست؟ ...........اين واژه در عبارت زير چه مفهوم استعاري دارد؟ پروردگارا، قدرتي به من عطا كن تا روح خود را از تعلق به جيفه هاي ناچيز روزگار بي نياز كنم؟».

11- قطعه ي ادبي «داراي چه ويژگيهايي است؟ نام ديگر قطعه ادبي چيست؟
 

+ نوشته شده در  سه شنبه 1385/09/14ساعت 0:54  توسط فرهاد کاظمی | 

درس 9
دريادلان صف شكن



  دريادلان صف شكن :

نكته ها : شهيد مرتضي آويني (1372-1326) فيلم ساز و سردبير مجله ي «سوره» بود. مجموعه برنامه هاي تلويزيوني «خان گزيده ها» «حقيقت» «سراب» و «روايت فتح» از آثار اوست.  



  خودآزمايي درس 9 :

1 – به عقيده نويسنده، تقدير تاريخي زمين از كجا و به دست چه كساني جاري مي شود؟
از حاشيه ي اروند رود به دست رزمندگان ايران
2 – به نظر نويسنده ها، حقيقت اشياء در جبهه چگونه تجلي مي يابد؟
در جبهه همه ي چيزهاي معمولي جلوه ديگري پيدا مي كنند، انگار همه چيز و همه كس، گنجينه هايي ناشناخته از رازهاي خلقت بوده اند كه ارزش حقيقي آنها اكنون در جبهه آشكار شده است. اين احساس نويسنده از تماشاي رزمندگان ساده و بي ادعايي است كه قبلاً مانند آنها را در مسجد و نماز جمعه و محل كار . مي ديده و اكنون مي بيند كه آنها در حال فلق چه حماسه ي عظيمي هستند.
3 – نويسنده در كدام جمله ها، از مفهوم آيه ي «الا بذكر الله تطمئن القلوب» استخاره كرده است؟
الف – صف طويل رزمندگان تازه نفس با آرامش و اطميناني كه حاصل ايمان است وسعت جبهه هاي فتح را به سوي فتوحات آينده طي مي كنند.
ب – در معركه ي قلوب مجاهدان خدا، آرامشي كه حاصل ايمان است حكومت دارد.
4- امروز «سردمدار» به چه كسي مي گويند؟ تحقيق كنيد در آغاز چه كسي سردم دار مي گفتند؟
مفهوم امروزي سردمدار «سردار» پيشرو و پيشوا است و در اصطلاح زورخانه جاي محترم و متبركي است كه ؟؟؟ شد، كسي حق نشستن در آن جا را ندارد.
 



  بخش دوم : به عهده دانش آموز

پاسخ : شعر پاسخ برگرفته از مجموعه «ريشه در ابر» سروده ي «محمدرضا عبدالملكيان است».  



  خودآزمايي درس پاسخ :

1 – شاعر در اين شعر، به چه سنتي اشاره دارد؟
هنگام خداحافظي كسي كه عازم سفر است. آوردن آينه و بالا سر گرفتن قرآن و ريختن آب پشت سر وي .
آب ، آئينه و قرآن تقويت كننده ي احساس روشني دل، پاكي و سلامت در ؟؟؟ است.
2 – مقصود از «روشني در دل من مي بارد» چيست؟ نهاد آن كدام است؟
به پيروزي اميدوارتر مي شوم.
نهاد – در محدوده اين مصراع «روشني»است
3 – منظورشاعر از چراغ چيست؟
منظور همه ي آن چيزهايي است كه براي ملت ما ارزشمند است ، مانند : آزادي، شرافت، استقلال و دين
4 – معادل «از صميم قلب» را در كدام مصرع شعر مي يابيد؟
با تمام دل خود مي گويم
5 - «بند پوتين را محكم بست» كنايه از چيست؟
براي مبارزه با دشمن مصمم بودن
6 – شعر سنتي با شعر نو چه فرقي دارد؟
شعر نو شعري است كه وزن و گاه قافيه دارد و در آن ها طول مصراع ها با هم مساوي نيست.
شعر سنتي شعري است كه وزن و قافيه و رديف دارد و اندازه مصرع ها با هم برابر است.
 



  بياموزيم 5 – شعر نو – شعر نيمايي :

شهر سمني تئب فترسي . شهر نيمايي، هر دو داراي وزن هستند ، در شعر سنتي الف – طول همه مصرع ها يكسان است.
ب – قافيه داراي نظم خاصي است يعني در جاي معيني مي آيند. در شعر نيمايي، طول مصراع ها برابر نيست و قافيه نظم خاصي ندارد. مانند شعر زير : تو چرا مي جنگي ؟ پسرم مي پرسد: من تفنگم داشت، كوله بارم بر پشت، بند پوتينم را محكم مي بندم ، مادرم ....
در دوره ي راهنمايي، شعر آب را گل نكنيم، از سهراب سپهري و از زندگي قيصر امين پور، نمونه هايي از اشعار نيمايي اند، اشعار «خط خورشيد» و در پاسخ نيز در قالب نيمايي سروده شده اند.
 



  آزمون فصل 3 :

1 – به دو مورد از اصلي ترين مسائل ادبيات پايداري اشاره كنيد.
الف - .................ب - .................

2 – در جمله «كسي مي گويد» چار چار است». منظور از «چار، چار» چيست؟

3 – منظور از جمله هاي «جواني به رفيقش گفت : در صبح روي شكمم با ماژيك مشخصاتم را نوشته ام» و ديگر هم مي گويد : من هم شناسنامه ام را توي جيبم گذاشته ام» چيست؟

4 – معني واژه هاي مشخص شده را بنويسيد؟
«كمركش » خيابان ........../ «هُرم» نفس ........../ «مستدام» باد ........

5 – مجموعه شعر «مثل چشمه ، مثل رود» اثر كدام شاعر معاصر است؟

6 – مفهوم كلي اين مصراع ها چيست؟ «گاهي شهابي / مشق هاي شب آسمان را / زود خط مي زد و محو مي شد»

7 - «خزان» و «هواي مه آلود» به ترتيب نماد چه اند؟

8 – در مصراع زير واژه هاي مربوط به آرايه ي «مراعات نظير» را دقيقاً مشخص كنيد.
دفتر آسمان پاره پاره / برگ ها زرد و تيره / .... هر ستاره / حرف خط خورده ي تار/ در دل صفحه ي آسمان بود

9 – در هر يك از ابيات زير كلماتي تغيير كرده اند. آنها را بيابيد و اصلاح كنيد:
گفتم كه : بوي زلفت ، ما را به آرزو كشت / گفتا: اگر براني؟؟؟ رهبرآيد
گفتم : دل رحيمت كي عزم صلح دارد؟ / گفتا :‌تو بندگي كن، كاوبنده پرور آيد


10 – در عبارت زير، به كدام آيه ي شريفه اشاره دارد؟
«در معركه ي قلوب ، مجاهدان خدا، آرامشي كه حاصل ايمان است ، حكومت دارد»

11 – در عبارت زير، از آرايه هاي بكار رفته ، به دو مورد اشاره كنيد.
رزمندگان چه انسي با خاك گرفته اند و خاك مظهر فقر مخلوق در برابر غناي خالق است.

12 – در بيت : دريايم و نيست با كم از طوفان دريا همه عمر خوابش آشفته است
الف – منظور از «دريا» چيست؟ چه كساني است؟
ب – طوفان ، نماد چيست؟........
پ - آرايه هاي ادبي در مصراع رانام ببريد؟

13 – با توجه به مصراع هاي پسرم با دلگرمي مي پرسد / تو چرا مي جنگي ؟ / با تمام دل خود مي گويم / تا چراغ از تو نگيرد. دشمن »
الف – معادل امروزي «با تمام دل» چيست؟ ..........
ب – كاربرد واژه ي «چراغ» آرايه تشبيه است يا استعاره ؟
ت – منظور از «چراغ» چيست؟.............

14 – از نظر شكل و صورت ظاهري ، شعر نيمايي با شعر سنتي چه تفات هاي آشكاري دارد؟
الف ) ................... ب) ......................
 

+ نوشته شده در  سه شنبه 1385/09/14ساعت 0:53  توسط فرهاد کاظمی | 

فصل 3 - ادبيات پايداري
درس هشتم - گلهايي كه در نسيم آزادي مي شكفد

ادبيات پايداري :
نكته ها ، تعريف ادبيات پايداري (ادب و مقاومت) : مجموعه سروده ها و نوشته هايي است كه موضوع اصلي آن ها، دعوت به مبارزه و پايداري در برابر بيدادگران است.



  اصلي ترين مسائل ادبيات پايداري عبارتند از :

الف – دعوت به مبارزه و تحمل سختيها و مشكلات آن
ب – بيان بيدادگريها و تصوير چهره هاي بيدادگران
پ – ستايش آزادي و آزادگي
ت – نشان دادن افق روشن پيروزي كه ره آورد تلاش، وحدت و همدلي و مبارزه مستمر است
ث – ترسيم مظلوميت مردم
ج- بزرگداشت و ستايش مردم مبارز و شهدا

بهترين نمونه هاي ادبيات پايداري را در ادبيات هشت سال دفاع مقدس ايران، ادبيات فلسطين و كشورهاي آمريكاي لاتين مي توان يافت.
 



  درس 8
گل هايي كه در نسيم آزادي مي شكفد

مفهوم در بيت درس : ما شهيدان انقلاب اسلامي با حاكم بيدادگر مبارزه و خون خود را در اين راه نثار كرديم تلاش ما همچون نسيم سحري آزادي مردهايي بود. نسيم سحرگاه كه مي وزد، ما را به ياد آوريد.  



  خود آزمايي درس 8 :
1 – نويسنده كدام واقعه روزگار ما را به شعر مانند كرده است؟

انقلاب شكوهمند ملت ايران
2 – منظور از گل هايي كه در نسيم آزادي مي شكفد چيست؟
منظور انديشه ها و تفكرات بر حق است ، همچنين مي تواند استفاده براي هنرمندان و انديشه وراني باشد كه مسير درست را يافته اند و در فضايي برخوردار از آزادي، توانايي ها و قابليت هاي خود را در راه بر پايي حق بكار گرفته اند.
3 – منظور نويسنده از «هنرمندان بسياري خود را به قطار رسانده اند» چيست؟ بسياري از هنرمندان را مقدم بر مردم مي داند، يا مردم را راهنماي هنرمندان؟
باتوجه به عبارت هاي «هنرمندان بسياري، خود را به قطار (مردم انقلابي) رساندند و با مردم نشستند و قلبشان با قلب مردم هماهنگي يافت و اميدوارم كه هنرمندان ، قلبشان همچنان با مردم تپيد . نويسنده مردم را راهنماي هنرمندان مي داند.
 



  خط خورشيد:

نكته ها : شعر« خط خورشيد» برگرفته از كتاب «مثل چشمه ، مثل راد» اثر شاعر معاصر، قيصر امين پور» است. موضوع كلي شعر، توصيف فضاي تاريك قبل از انقلاب و بازگشت امام خميني به ايران است.  



  معني و مفهوم مصراع ها:

گاه گاهي مبارزان «آزادي خواهان همانند شهاب كه براي زماني كوتاه در دل تاريكي مي درخشد به سرعت محو مي شود، عليه حكومت پهلوي قيام و افشاگري مي كردند و به زودي به شهادت مي رسيدند. مثل پاك كن كه خط را پاك مي كند و مثل ابر سياه كه نور خورشيد را مي پوشاند. در آن محيط خفقان گرفته، عوامل و نيروهاي وابسته به حكومت شاه و آزادي خواهان را از ميان برمي داشتند و مي كوشيدند خاطره ي امام را كه در تبعيد بود، از يادها محو كنند.
«مردي از شرق برخاست آسمان را ورق زد» يعني مثل طلوع خورشيد كه وضعيت آسمان را دگرگون مي كند و از ظلمت به روشني مي رساند، امام نيز وضعيت سياسي ، اجتماعي و .......ايران را متحول كرد.
 



  خودآزمايي درس 8 :

1 – در شعر «خط خورشيد» چند نماد و نشانه را مشخص كنيد
شب : نماد ستم و خفقان / آسمان : نماد پاكي ، خوبي و بخشندگي / خزان ، نماد يأس و نااميدي / ستاره و شهاب : نماد مبارزان / هواي مه آلود : نماد خفقان
2 – اين شعر در چه قالبي سروده شده است؟
قالب نيمايي شعر نو
3 – در نمونه از «تشخيص » را در شعر بيابيد :
تشخيص : نسبت دادن حالات و صفات انسان است به پديده هاي ديگر، در اين درس پديده هايي مانند آسمان، شهاب و خورشيد در معناي حقيقي خود بكار نرفته اند كه با نسبت دادن صفات و حالات و كارهاي انسان به آن ها، آرايه ي تشخيص بكار رفته باشد.
4 – دو بيت از شعرهاي اين كتاب را كه داراي آرايه ي «مراعات نظير» باشد انتخاب كرده بنويسيد.
قطره ي دانش كه بخشيدي ز بيش / متصل گردان به درياهاي خويش
اي برادر ،قصه چون پيمانه است / معني اندروي بسان دانه است
آتشم را بكش به لختي آب ........./
گفت : مردم ز تشنگي در ياب / آتشم را بكش به لختي آب
شر كه آن ديد، شبه باز گشاد / پيش آن خاك تشنه نرفت چو باد
 



  بياموزيم 4 :

تعريف مراعات نظير : آوردن حداقل دروازه «سخن» است كه با هم به نوعي هنرمندانه متناسب و ارتباط داشته اند، چنان كه سراينده اي شعر «خط خورشيد» واژه هاي «دفتر» پاره، برگ ، فصل ، حرف ، خط خورده ، صفحه ، مشق شب، خط زدن، پاك كن ، ابر، پاك كردن و ورق زدن را كه همگي اصطلاحات و كلمات مدرسه اي آورده اند، در سروده ي خود آورده است.
اگر از آرايه ي مراعات نظير هنرمندانه و به جا استفاده شود بر زيبايي و گيرايي شعر و نثر افزوده شود.
ارغون جام عقيقي به سمن خواهد داد/ چشم نرگس به شقايق نگران خواهد شد
زندگي زنگ تفريح نيست، ساعت بعد حساب داريم.

+ نوشته شده در  سه شنبه 1385/09/14ساعت 0:52  توسط فرهاد کاظمی | 

درس هفتم
طوطي و بقالي



  طوطي و بقالي :

يكي از متون مهم و ارزشمند ادبي و عرفاني فارسي، مثنوي معنوي است. اين مثنوي سروده مولانا جلال الدين بلخي است. داراي بيست و شش هزار بيت است و در شش دفتر فراهم آمده است . مثنوي معنوي ، مطالب نغز (شيوا) و لطيف عرفاني و اخلاقي به شيوه تمثيل و حكايت بيان شده است . داستان طوطي و بقال در دفتر اول مثنوي آمده است. هدف و پيام داستان نشان دادن زيان ها و نادرستي داوريهاي سطحي و غيرمنطقي و نيز پرهيز از شتاب و اشتباه در قضاوت ، هنگام مشاهده ي تشابه دو پديده است.  



  خود آزمايي درس 7 :
1. رابطه دو بيت زير را با متن درس پيدا كنيد:
آن يكي شير است اندر باديه/ و آن دگر شير است اندر باديه
آن يكي شير است كادم مي خورد/ و آن دگر شير است كادم مي خورد

اين دو بيت و ابيات متن درس شماره 17 پيام يكساني دارند. در اين دو بيت، شير درنده كه در باديه (بيابان است) با شيرنوشيدني كه در باديه (ظرف بزرگ) است مقايسه شده است. هر دو در نام و محل، شباهت هاي ظاهري دارند اما تفاوتشان بسيار است آن يكي آدم مي خورد و اين يكي را آدم مي خورد.  



  2 – ارتباط آخرين بيت درس را با داستان تشريح كنيد

مولاناف پيام خود را در آخرين بيت بطور آشكار بيان كرده است و آن اين است كه در انتخاب دوست و هم نشين بسيار احتياط كنيم همه از لحاظ ظاهر انسان هستيم اما چه بسار شيطان هايي كه در چهره انسان در مسير زندگي ظاهر مي شوند.  



  3 – چرا قياس طوطي خنده آور بود؟

او تنها به ظاهر قضاوت كرد چون خودش به خاطر ريختن شيشه حاوي روغن گل بخارات شد و موهاي سرش ريخت. تصور مي كرد كه هر كس كه سرش مو ندارد. مثل او به خاطر ريختن روغن گل مجازات شده است.  



  بياموزيم (2)
تمثيل :

آوردن حكايتي از روشن تر شدن مقصود تمثيل ناميده مي شود. چنانكه مولانا براي اينكه به ما سفارش كند كه بايد از زندگي ديگران عبرت بگيريم و اشتباهات آنها را تكرار نكنيم داستان شير و گرگ و روباه را بازگو مي كند. در اين داستان تمثيلي هر يك از حيوانات، خود نماد و نشانه ي چيزي هستند، شير نماد قدرت مطلق، گرگ نماينده ي انسان هاي خودبين و گستاخ و روباه نما و عبارت ديگران و پندپذيران از خود گذشته است) مولانا و مثنوي براي بيان مطالب اخلاقي و عرفاني خود از تمثيل بسيار بهره گرفته است. به كمك تمثيل مي توان بسياري از مفاهيم را به روشني منتقل كرد.  



  آزمون فصل 2 :

1 – قديم ترين و محبوب ترين و رايج ترين نوع ادبي در ميان ملت ها .......بوده است.

2 – مفهوم و پيام كلي بيت زير چيست؟
اي برادر، قصه چون پيمانه است /معني اندروي به سان دانه است

3 – داستان سمك عيار ما اغلب قصه هاي گذشته ادب فارسي چه تفاوت عمده اي دارد؟

4 – معني واژه هاي مشخص شده را بنويسيد : مي رفت تا از «طلايه» بگذشت ....../ در آن «گو» رفت و به كمين نشست ....../ در اين كار «تعبيه اي » است ........./ تو را به جان ، زينها مي دهد...............

5 – جمله هاي زير رابه شكل ساده بنويسيد:
الف – توا او را بخواستي بردن ..........
ب – تواني رفيق ..........................

6 – معني واژه هاي مشخص شده را بنويسيد:
توان شراب بسيار برخورد «پيمود» ........./هر چه يافت از زمينه و سمينيه با خود برد ......../ لشكر «شبيخون » آرند.........../

7 – اين جمله را معني كنيد : «آتشك ، هواي عياري اي كرده است»!

8 – دكتر «زهرا كيا» در كتاب «...........» دوستان خير و شر را از
مثنوي «............» سروده ي نظامي ، انتخاب و بازنويسي كرده و همراه چند دوستان بازنويسي شده ي زيباي ديگر، ارائه نموده است.

9- منظور از «ريگ» چيست يا كيست؟ چرا از اين تعبير استفاده كرده است؟

10- محوري ترين داستان خير و شر چيست؟

11 – از كلمات داده شده پاسخ هاي درست را برگزينيد:
تشبيه ، ادعاي (همانندي – يكساني) است در حالي كه استعاره ادعاي (همانندي – يكساني) است.

12 – در هر يك از ابيات زير، استعاره را كشيدن خط به دور آن دقيقاً مشخص كنيد
الف – قطره ي دانش كه بخشيدي ز پيش /متصل گردان به درياهاي خويش
ب – حالي آن لعلي آبدار گشاد / پيش آن ريگ آبدار نهاد
پ – شر كه آن ديد، دشنه بازگشاد / پيش آن خاك تشنه رفت چو باد
ت – آمد آورد پيش خير فراز / گفت : گوهر به گوهر آمد باز

13 – مثنوي معنوي ، اثر ........است، در اين كتاب مطالب نغز و زيباي .......به شيوه ي .........بيان شده است. اين مثنوي داراي ..........

14- تغييرات ايجاد شده در بيت زير را اصلاح كنيد:
«باغ قيام مي كند، سرو سلام مي كند/ غنچه پياده مي رسد، سبزه سوار مي رود»

+ نوشته شده در  سه شنبه 1385/09/14ساعت 0:52  توسط فرهاد کاظمی | 

درس ششم
داستان خير و شر



  داستان خير و شر
نكته ها :

كتاب «داستان هاي دل انگيز ادبيات فارسي به قلم «دكتر زهرا كيا» است. محتواي اين كتاب «بازنويسي چند داستان زيباي فارسي است. يكي از داسان هاي كتاب داستان هاي دل انگيز ادبيات فارسي داستان خير و شر است. ناخدا اين داستان كتاب «هفت پيكر» نظامي گنجوي است. خير و شر داراي پيام هاي بسياري است . محتوايي ترين پيام داستان اين است كه كشاكش بين نيكي و بدي هميشگي است ولي سرانجام خوبي بر بدي و نيك انديشي بر بد انديشي پيروز مي شود.  



  معني ابيات شعر :

بيت اول : بي درنگ آن سنگ گردن بها و درخشان را بيرون آورد و آن را پيش آن موجود پست (شر) كه مشك آبي با خود داشت : گذاشت .

بيت 2 : خير به شر گفت : من از تشنگي دارم مي ميرم، به من كمك كن و با دادن جرعه اي آب اين آتش تشنگي مرا بر طرف كن.

بيت 3 : از آن آب زلال و گواراي چون عسل يا از سرجوانمردي جرعه اي به من ببخش و يا آن را در برابر اين سنگ هاي قيمتي بفروش.

بيت 4 : خير به شر گفت : بلند شو ، شمشير و خنجر ( منظور وسيله اي نوك تيز است و همراه آن جرعه اي آب براي من تشنه بيار)

بيت 5 : چشم هاي مرا كه از شدت عطش مثل پاره هاي آتش سرخ و داغ شده بيرون آور و با دادن جرعه اي از آن آب گوارا، آتش تشنگي ام را خاموش و برطرف كن.

بيت 6 : شر كه خير را آماده ديد خبرش را درآورد و به سرعت بطرف خير كه مانند خاك خشك، تشنه ي آب و باران بود ، رفت .

نوك خنجر را به داخل حدقه ي چشم خير فرو برد و در حالي كه اصلاً از خاموش كردن چراغهاي روشن چشم او ، متأسف و ناراحت نبود . پس از آنكه تشنه را نابينا كرد به او آبي هم نداد، قصد حركت كرد.

لباس و وسايل مورد نيازش و آن سنگ قيمتي را برداشت و خير را كه نابينا شده بود، تنها بدون يا ر و آذوقه رها كرد.

بيت 7 : چشم هايي كه نابينا شده بودند، كاملاً مثل گذشته بهبود پيدا كردند.

بيت 8 : تنها فرزند من همين يك دختر عزير است و ثروت بسياري دارم.

بيت 9 : اگر به من دخترم علاقه داشته باشي و اينجا بماني، بيش ما از جان عزيرتر خواهي بود.

بيت 10 : تو را با رضايت كامل به عنوان داماد انتخاب خواهم كرد.

بيت 11 : همه گوسفندان و شترانم را به تو خواهم بخشيد تا از نظر سرمايه، كاملاً بي نياز شوي.

بيت 12: من همان هم سفرتشنه ي توام كه گوهرش را به سرقت بردي و من خوش بخت شدم و تو بدبخت

بيت 13: تو خواستي مرا بكشي اما خدا نخواست . چه خوش بخت است آن كس كه به خدا توكل كند و همواره از او کمک بخواهد.

بيت 14 : خداوند به من دولت داد و از من نگهداري كرد و اكنون مرا به مقام پادشاهي رساند.

بيت 15 : واي به حال تو كه آدم بد ذاتي هستي . تو قصد كشتن مرا دشاتي حالا خودت جان سالم برد نمي بري.

بيت 16 : شر گفت : درسته من به تو بدي كردم . اما تو به من امان بده و مرا بكش. به بدي من و كارم نگاه نكن و تلافي نكن زيرا اگر من بدي كرده ام به خودم كرده ام.

بيت 17 : هم چنان كه خير، خيرانديش است توشه ي و خير شر و بدي از تو سر نمي زند.

بيت 18 : چوپان لباس شر را گشت و آن را در سنگ قيمتي را كه در كمرش جاسازي كرده بود پيدا كرد.

بيت 19 : چوپان گوهرها را پيش خير آورد و گفت : سرانجام آن گروه هاي گم شده، به خیر كه قلبش چون گوهر پاك است برگردانده شد.
 



  خودآزمايي درس 6 :
1- منظور از «خاك تشنه» در بيت
«شر كه آن ديد، دشنه بازگشاد / بيش آن خاك تشنه رفت چو باد» كيست؟

مقصود خير است. شباهت بين خير و شر و خاك تشنه‌، نياز شديد به آب و نيز فروتني و افتادگي است.  



  2 – محوري ترين پيام داستان چيست؟

انسان خوب و بد هر دو نتيجه اعمال خود را در همين دنيا مي بينند  



  3 – چرا «شر» چشم هايش را از خير طلب كرد؟

شر به خير گفت : كه از او چيزي مي خواهد كه نتواند آن را پس مي گيرد.نيت قلبي او اين بود كه با كور كردن خير، اموالش را غارت كند و با رها كردن او در بيابان او را بكشد.  



  4 – با مطالعه ي داستان هابيل و قابلي در قرآن مجيد، چه وجه اشتراكي بين اين دو داستان ديده مي شود؟

موضوع كلي هر دو ، رويارويي با نيكي و بدي است . خير و هابيل، مظهر نيك آنديشي و شر و قابل مظهر حسادت و بد انديشي اند.
گوهر اول : لعل هايي كه شر از خير گرفت / گوهر دوم : خير كه قلبش مثل گوهر، پاك و بي ارزش بود.
 



  بياموزيم (2)
استعاره :

هر گاه كسي يا چيزي را كه به كسي يا چيز ديگر مانند كنيم، آراي ي تشبيه پديد مي آيد، اگر از چهار ركن تشبيه، وجه شبه و يكي از دو ركن «مشبه» يا «مشبه به» را هم حذف كنيم ، تشبيه به استعاره تبديل مي شود.
تشبيه ، ادعاي همانندي دو چيز است. اما استعاره، ادعاي يكساني و يكي بودن است.

نمونه هاي استعاره در درس هاي گذشته :
چرخ گردون به خواست و فرمان او پاينده (چرخ گردان، استعاره براي آسمان)
درود بر پسين بازپسين – گره گشاي هر بندي (بند ، استعاره براي گرفتاري و سختي) قطره ي دانش كه بخشيد ز پيش / متصل گردان به درياهاي خويش (درياها ، استعاره براي دانش بيكران الهي )
استعاره در حقيقت همان تشبيه است با اين تفاوت كه در استعاره يك طرف تشبيه (مشبه يا مشبه به ) ذكر مي شود. مثال براي حذف مشبه به (چهره اش شكفت (چهره به گل تشبيه شده است)

مثال براي حذف مشبه :
آبشاري طلايي بر شانه هايش ريخته بود (گيسوان به آبشار تشبيه شده است)
 

+ نوشته شده در  سه شنبه 1385/09/14ساعت 0:51  توسط فرهاد کاظمی | 

فصل دوم - ادبيات داستاني (سنتي)
درس پنجم - درآمدي بر ادبيات داستاني سنتي



  فصل 2 – ادبيات داستاني :
درآمدي بر ادبيات داستاني سنتي :

افسانه و قصه در معناي وسيع تر، داستان ، قديم ترين و محبوب ترين را يجترين نوع ادبي در ميان ملت هاست.
منتقدان ادبي، ادبيات داستاني را هنري ترين نوع ادبيات مردمي ناميده اند زيرا انسان همه آن چه را كه در زندگيش مطرح بوده، مانند عشق به همنوع، عشق به خدا، جنگ ها و حماسه آفريني ها، اخلاق و فضيلت ها، آرزوها ، ناكامي ها ، تجربه ها و .....همه را در قصه نمايانگر است.
 



  ويژگيهاي ادبيات داستاني سنتي ايران

ادبيات داستاني گذشته ي ايران ، چه نظم و چه نثر، بسيار پر مايه و غني و تجلی گاه باورها، معاشرت ها ، مهرورزيها، مبارات و در يك كلام راه و روش زندگي ملت ايران است. مانند شاهنامه ي فردوسي ، سبك عيار، كليه و دمنه ، هزار و يك شب.
هدف متعالي و والاي پديد آورندگان قصه ها و داستان های ايراني، راهنمايي ظريف و هنرمندانه خوانندگان و شنوندگان بوده است.
 



  معني و مفهوم ابيات :

هم چنان كه ظرف و پيمانه براي نگهداري و اندازه گيري مثل گندم است. از قالب قصد ميز براي محتوا و منظور خاصي استفاده مي شود هم چنان كه مشتري طلب گندم است نه ظرف و پيمانه ي آن ، انسان عاقل همه وقتي به قصه اي بر مي خورد و آن را مي خواند يا مي شنود بايد به پيام و محتواي قصه توجه كند نه به اشخاص و حوادث ظاهري آن.  



  نكته هاي درس 5 – سمك و قطران

نقالي و سخنوري :
روايت افسانه ها و داستانها با بياني جالب و جذاب در ميان جمع

فوايد نقالي و سخنوري:
نقالي و سخنوري وسيله اي بوده است تا گذشتگان ، علاوه بر سر گرم شدن و پركردن اوقات فراغت خود در بهره هاي معنوي فراوان از آن مي برده اند.

سمك عيار :
يكي از قديم ترين نمونه هاي داستان پردازي در ادبيات فارسي است مؤلف كتاب «سمك عيار» فرامرز بن خداداد كاتب ارجاني است.اين كتاب در قرن ششم يا هفتم (تقريباً) نگارش يافته است. سمك عيار داستاني كاملاً ايراني است زيرا :
الف – نام هاي ايراني بسياري در آن وجود دارد، مانند خورشيد شاه ، اشك و.....
ب – اشاره هاي بسيار به آداب و رسوم ايراني

ويژگيهاي قهرمان اصلي داستان :
سمك مردي عيار است و از ميان مردم جثه اي كوچك دارد اما در دليري و جواني مردي اعجوبه است و در هوشياري ، طرح نقشه هاي زيركانه نظير ندارد. سمك «خدمت خورشيد شاه، سپر پادشاه حلب است. حوادث اين كتاب خواسته هاي شاه و فرزندش و تلاش سبك براي برآورده شدن، آن هاست.

تفاوت عمده ي داستان سمك عيار :
با اغلب قصه هاي گذشته ادب فارسي در اين است كه در داستان سمك عيار همه جا از طبقات مختلف عامه بخصوص فرودستان و مردم پائين است. سخن به ميان مي آيد و بسياري از كارها بدست آنان انجام مي شود.

اعجوبه :
به معناي كسي است كه مايه شگفتي است
 



  خودآزمايي درس 5 :
ا – دو نمونه از اعتقادات عياران را در متن بيابيد و بيان كنيد :

با توجه به گفت و گوي سمك و آتشك با يكديگر، عياران «به عهد و پيمان خود پاي بندي داشته اند» : «رازدار» و «جوان مرده» بوده اند.

2 – كدام ضرب المثل اين درس در زبان امروز رايج است؟

شيرآمدي يا روباه ؟

3 – در سخن ((انگشتري به من داد تا چون تو را پيش مي برم. از عهده اي من كار من بيرون آيد)) انگشتري به من داد بيانگر چه مفهومي است؟

با دادن انگشتربه عنوان تضمين به من قول داد و مرا مطمئن كرد.

4 - سمك در گفتگوبا سياه گيل، چه كسي را برادر خود معرفي كرد؟

آتشك

5 – سه عبارات را كه در نثرامروز موجود است در متن پيدا كنيد.

ديروز قطران را دل سنگ ديدم ./ آتشك در دست و پاي سمك افتاد / شيرآمدي يا روباه ؟

6- كار سمك در مورد قطران خيانت بود يا سياست ؟ چرا؟

سياست بود زيرا عهد و پيماني بين آنها نبود كه خيانتي در امان باشد. سمك در اين ماجرا، مقابله به مثل كرد، يعني همان كاري را كرد كه خواستند با او بكنند.

7 – معادل امروزي «فروبريم» (بگذار تا فردا داری در ميدان فرو بريم)و «قفا زدن» چيست؟

برپا كنيم / پس گردني

8 – «گودال » و «گرد» با چه كلمه اي از درس ارتباط و لفظي معنايي دارد؟

با واژه ي «گو» در عبارت «گوي بود ، در آن گر رفت و به كمين نشست»

+ نوشته شده در  سه شنبه 1385/09/14ساعت 0:50  توسط فرهاد کاظمی | 

درس چهارم
قطعه هاي نمايشي



  قطعه هاي نمايشي
تعريف ادبيات نمايشي :

گونه اي از ادبيات است كه براي نمايش و اجرا در صحنه، نوشته مي شود.

مسابقه ي ادبيات نمايشي :
ادبيات نمايشي بيشتر در يونان و دوم مسابقه داشته است.

موضوع اساسي ادبيات نمايشي :
تحليل روحيات انسان و نحوه برخوردار با حوادث وظيفه ي اساسي و ادبيات نمايشي است.

انواع ادبيات نمايشي :
ادبيات نمايشي در غرب به سه شاخه ي كلي تقسيم مي شود:
الف – تراژدي
ب- كمدي
پ – درام

تعريف نمايش نامه ي تراژدي :
تصوير ناكامي اشخاص برجسته است.

تعريف نمايش نامه ي كمدي :
تجسم عيوب و رذيلت هاي اخلاقي است به گونه اي كه مايه ي خنده باشد.

تعريف نمايش نامه درام :
نمايش نامه اي است كه در آن، شكل عادي زندگي با همه تضادها و تعارض ها ارائه مي شود.

درون مايه ي ادبيات نمايشي :
درون مايه و محتواي نمايش نامه ها ممكن است ديني، ملي و سياسي و اجتماعي باشد.

مسابقه ي نمايش در ايران :
در ايران مسابقه نمايش به شيوه امروزي در حدود صد سال است اما تعزيه كه نوعي هنر ديني و نمايشي مذهبي به شمار مي رود، نمونه اي از ادبيات نمايشي به شيوه ايراني است كه از ديرباز براي شهداي كربلا اجرا مي شده است.
علاوه بر تعزيه ، نقاشي ، شبيه خواني، نمايش روحوضي و سياه بازي، جلوه هاي ديگري از ادبيات نمايشي رايج در ميان ايرانيان بوده است.

نكته :
تعزيه از قرن هاي اول و دوم اسلامي در ميان مردم رايج بوده است اما در زمان «آل بويه» به صورت رسمي شكل آيين و تشريفات خاص به خود گرفت «دوره هاي صفويه» به رونق و جلال آن افزوده شد و با در آميختن با جلوه هايي از نمايش هاي محلي و موسيقي ، صورتي اصيل و هنري به خود گرفت.

توضيح :
1. نمايش روحوضي يا تخت حوضي كه شكل اجرايي آن متعلق به دوره قاجاريه است از نظر سادگي زبان و صورت اجرا شباهت زيادي به تعزيه دارد با دو تفاوت 1 – زبان نمايش روحوضي عموماً نثر است و نظم كه گاه پديدار مي شود و برعكس تعزيه كه زبان آن اغلب شعرگونه است ، 2 – نمايش روحوضي عموماً داراي مايه هاي فكاهي است و از مطالبه طنز و طعنه و بطور كلي انتقاد اجتماعي سرشار است.
 



  خودآزمايي درس 4 :
1. همان گونه كه در تعرف درس گفته شد، در اجراي تعزيه گاه نارسايي هايي در وزن و قافيه ايجاد مي شد. دو نمونه را در متن پيدا كنيد.

در بيت ، «برادر جان ز جا برخيز و آور ذوالجناح امروز/ كه از بهر جهاد اهل كين گردم سوارامروز» واژه ي امروز رديف است و بيت و قافيه ندارد.
در بيت «بدان يك ساعت ديگر من و تو از جاف و كين/ شويم لب تشنه بي سر از ستم هاي شرار امروز» دومين هجاي دو مصراع با هم تفاوت دارند.

2 – در تعزيه چهره هاي منفي ومخالف، تعبيرها و توضيحات مثبتي در وصف امام و ياران وي وجود دارند، دو نمونه رادر متن بيابيد.
ابن سعد : خطاب به من به تو عباس، اي دلير جهان ..............
عمر سعد : ...........كنيد حمله به يك بار بر امام زمان
شعر : امير جهان، الحذر، الحذر = ز عباس ، شير ژيان ، الحذر

3 – تئاتر و تعزيه چه فرقي با هم دارند؟
تعزيه بر خلاف تئاتر، غالباً به زبان شعر است ، موضوع آن محدود به وقايع عاشورا و درون مايه ي آن نيز همواره مذهبي بوده است.
 



  آزمون فصل 1: (بدون پاسخ)

1. با توجه به جمله ي «هر كاري كه با نام خدا آغاز نشودف ابتر است».
الف – معني ابتر چيست؟
ب : اعمال انسان در چه صورتي ارزشمند و ماندگار است؟

2 . در عبارت زير، كداميك از دروازه هاي داده شده صحيح است؟
«آن كه انتقام مي گيرد» يك روز خوش حال است. اما آن كه (مي بخشد، مي بخشايد) يك عمر

3.واژه ي «نعت و منقبت» به معني .........و ..........است.

4 . كتاب «تاريخ جهان گشا» نوشته ي (....) است. اين كتاب كه متعلق به قرن (.......) است، شرح (.....) است.

5. در اين جمله ، معني واژه هاي مشخص شده را بنويسيد : دهنده اي كه خواستن جز از او نيست خوش گوار ..........و ............

6 – دو آرايه ي ادبي كه در اين عبارت بكار رفته است نام ببريد : «همت كننده از نيستي، نيست كننده پس از هستي»
الف - .................
ب - ......................

7- با توجه به اين كه مرجع سه مورد ضمير «او» در عبارت زير متفاوت است ، عبارت را معني كنيد:
«هر كه از روي ناداني نه او را گزيد، گزند او به ناچار به او رسيد»

8 – در جمله هاي «درود بر پيمبر بازپسين، پيش رو پيامبران پيشين»‌كلمات مشخص شده ، چه آرايه هايي به حساب مي آيند؟
الف - .....................
ب- ......................

9 - معني واژه ي «نيوشيدن» چيست؟

10- مفهوم اين جمله ها چيست؟ «تا باد و آب و آتش و خاك در آفرينش بر كار است و گل بر شاخسار، هم بستر خار»

11. در عبارت مسئول شماره (10) سه آرايه ادبي را معرفي كنيد
الف ..........
ب.................
پ....................

12 – معني اين مصراع را بنويسيد ، اي خدا، اي فضل تو حاجت روا
13 – با توجه به بيت «قطره دانش كه بخشيدي ز پيش / متصل گردان به درياهاي خويش»
الف – منظور از «درياها» چيست؟
ب – شاعر از خدا چه مي خواهد؟

14 – در بيت «صدهزاران دام و دانه است اي خدا / ما چو مرغان حريص بي نوا » منظور از «صدهزاران دام و دانه » چيست؟

15 – گذشتگان آثار ادبي بطور عمده ، بر اساس ..........تقسيم و دسته بندي كرده اند.

16 – تقسيم بندي قالب هاي شعر فارسي، به جز دو قالب ......و .......براساس شكل ظاهري آنها صورت گرفته است

17 – در ادبيات جهان ، آثار ادبي را بر اساس و انديشه و محتوا به چهار نوع اصلي تقسيم كرده اند:
الف ............./
آب ........../
پ ............./
ت ..................

18- يك اثر «حماسي» داراي چه ويژگيهايي است؟
الف -
ب –
پ -
ت –

19 – قهرمان حماسه ، داراي چه ويژگيهايي است؟

20 – از هر توضيح زير كداميك صحيح است؟
الف – در آثار حماسي حوادث غيرطبيعي و خلاف عادت به ندرت ديده مي شود
ب – در آثار حماسي حوادث غيرطبيعي و خلاف عادت فراوان است

21 – شاهنامه را به سه بخش مي توان تقسيم كرد:
الف – اساطيري
ب -
پ –

22 – داستان رستم و سهراب، متعلق به كداميك از سه بخش شاهنامه است؟

23 – مفهوم مصرع دوم بيت زير چيست؟
بگيرد و به بازوي او بربدوز / به نيك اختر و فال گيتي فروز

24 – باتوجه به مصرع «ورايدون كه آيد ز اختر پسر»
الف – معني «ورايدون» چيست ؟
ب – مصراع بيانگر كدام عقيده ي پيشينيان است؟
پ – منظور از اختر چيست؟

25 – با توجه به بيت
«ز كشتي گرفتن سخن بود دوش / نگيرم فريب تو، زين درمكوش»
الف – معني «كشتي گرفتن» چيست؟
ب – مفهوم «نگيرم فريب تو » چيست؟
پ – مفهوم «زين در مكوش» چيست؟

26 – در مصراع «دگر گرفته تر باشد آئين ما» معني «دگرگونه تر» چيست؟
27 – با توجه به بيت «چو سهراب شيراوژن او را بديد / ز باد جواني دلش بردميد»
الف - «اوژنيدن» يعني چه ؟
ب – مفهوم «شيراوژن» چيست؟
پ – منظور از باد چيست؟
ت - مفهوم مصرع دوم چيست؟

28 – بيت زير را كامل و روان كنيد
از اين خويشتن كشتن اكنون چه سود / چنين رفت و اين بودني كار بود

29 – پيوستگي و وابستگي معنايي در بيت يا بيشتر ، اصطلاحاً ........ناميده مي شود.

30 – در عبارت زير چهارركن تشبيه را دقيقاً مشخص كنيد.
جواني مانند جاده اي لغزنده است كه بايد با احتياط از آن گذشت

31 – به چه نوشته اي «لطيفه هاي ادبي» گفته مي شود.
32 – كدام قالب شعري براي سرودن داستانها و مطالب طولاني مناسب است؟چرا؟
33 – هر يك از توضيحات زير، كداميك از انواع ادبيات نمايشي را معرفي مي كند؟
الف – در اين نوع ادبيات نمايشي،عيوب و رذيلت هاي اخلاقي بگونه اي خنده آور نشان داده مي شود.
ب – در اين نوع ادبيات نمايشي ناكامي اشخاص برجسته به نمايش گذاشته مي شود
پ – در اين نوع ادبيات نمايشي نشان دهنده ي شكل عادي زندگي است با همه تضادهايش
 



  خودآزمايي درس 5 :
ا – دو نمونه از اعتقادات عياران را در متن بيابيد و بيان كنيد :

با توجه به گفت و گوي سمك و آتشك با يكديگر، عياران «به عهد و پيمان خود پاي بندي داشته اند» : «رازدار» و «جوان مرده» بوده اند.

2 – كدام ضرب المثل اين درس در زبان امروز رايج است؟

شيرآمدي يا روباه ؟

3 – در سخن ((انگشتري به من داد تا چون تو را پيش مي برم. از عهده اي من كار من بيرون آيد)) انگشتري به من داد بيانگر چه مفهومي است؟

با دادن انگشتربه عنوان تضمين به من قول داد و مرا مطمئن كرد.

4 - سمك در گفتگوبا سياه گيل، چه كسي را برادر خود معرفي كرد؟

آتشك

5 – سه عبارات را كه در نثرامروز موجود است در متن پيدا كنيد.

ديروز قطران را دل سنگ ديدم ./ آتشك در دست و پاي سمك افتاد / شيرآمدي يا روباه ؟

6- كار سمك در مورد قطران خيانت بود يا سياست ؟ چرا؟

سياست بود زيرا عهد و پيماني بين آنها نبود كه خيانتي در امان باشد. سمك در اين ماجرا، مقابله به مثل كرد، يعني همان كاري را كرد كه خواستند با او بكنند.

7 – معادل امروزي «فروبريم» (بگذار تا فردا داری در ميدان فرو بريم)و «قفا زدن» چيست؟

برپا كنيم / پس گردني

8 – «گودال » و «گرد» با چه كلمه اي از درس ارتباط و لفظي معنايي دارد؟

با واژه ي «گو» در عبارت «گوي بود ، در آن گر رفت و به كمين نشست»

+ نوشته شده در  سه شنبه 1385/09/14ساعت 0:50  توسط فرهاد کاظمی | 

درس سوم
رزم رستم و سهراب (2)



  خودآزمايي درس 3 :



  1. در كشته شدن سهراب ، چه كسي يا كساني را مقصر مي دانيد ؟ چرا؟

الف - افراسياب . كه سهراب را براي رفتن به ايران تشويق مي كند و به او وعده تاج و تخت مي دهد. اما قصد دارد، سهراب را نيز در بازگشت به توران، به قتل برساند.
ب – خود سهراب كه به نيروي جواني اش مغرور است و رقيبي در مبارزه ندارد
پ – رستم كه به خاطر بدبيني ، اظهار علاقه ي سهراب و پيشنهاد او براي منصرف شدن از جنگ را نيرنگ تصور مي كند.
ت – كاووس پادشاه ايران ، كه از دادن نوش دارو براي نجات سهراب در زمان مناسب، خودداري مي كند.
ث – و از همه مهم تر از ناگشوده ي تقدير و سرنوشت است
 



  2 – در گذشته، گاه متمم با دو حرف اضافه مي آمده است، مثل «به گيسوي او بر = بر گيسوي او» در اين درس نمونه ديگري از اين كاربرد را پيدا كنيد.

بر زمين بر = بر زمين، در مصراع در زدش بر زمين بر به كردار شير  



  3- نمونه اي از ابيات موقوف المعاني را در درس بيابيد

موقوف المعاني آن است كه معني بيت ، با بيت ديگر كامل مي شود
به سهراب گفت : اي يل شير گير / كمند افكند و گرز و شمشير گير
دگرگونه تر باشد، آيين ما / جز اين باشد آرايش دين ما
 



  4 - تفاوت مثنوي با غزل را بنويسيد

مثنوي قالبي است كه در آن هر بيت قافيه اي جداگانه دارد يعني هر دو مصرع، هم قافيه اند. چون قافيه پيامي تغيير مي كند و شاعر از نظر قافيه با مشكل مواجه نيست. اين قالب براي سرودن داستانهاي طولاني است . ليلي و مجنون ، مثنوي و معنوي غزل ، قالب شعري است كه ابيات آن معمولاً بين 7 تا 13 بيت است. قافيه در دو مصرع بيت اول و پايان بيت هاي بعدي مي آيد. مضمون آن معمولاً بيان عواطف و احساسات است.  



  بياموزيم1:
يادآوري آرايه ها و اصطلاحات ادبي :

1. قافيه :
در پايان مصرع ها يا در پايان ابيات، كلماتي آورده مي شود كه يك يا چند حرف اصلي آخر آن ها يكسان است. به اين كلمات كلمات قافيه و به حرف يا حروف اصلي يكسان آخر آن ها «قافيه» گفته مي شود.
2. رديف :
رديف كلمه يا كلماتي است كه در پايان مصرع ها يا بيت ها، پس از قافيه عيناً تكرار مي شود و معني آن كلمه نيز يكسان است . اگر كلمات پاياني تنها از نظر شكل و نگارش يكسان باشند و معني آن ها يكسان نباشد، كلمات قافيه به حساب مي آيند نه دريف.
3. سجع :
به هماهنگي كلمات پاياني دو جمله يا بيشتر، اصطلاحاً سجع گفته مي شود.
سجع در نثر، مانند قافيه است در شعر به نثري كه دوران سجع است ، نثر مسجع و آهنگين مي گويند.
4. تضاد :
كاربرد هنرمندانه دست كم دو كلمه كه معناي آنها مخالف هم باشد، آرايه ي تضاد ناميده مي شود. نام ديگر آرايه ي تضاد ، طباق است.
همت كننده از نيستي / نيست كننده پس از هستي . هست كننده و نيست كننده
5. تشبيه :
همانند كردن دو يا چند پديده به يكديگر است. به شرط آنكه بين آنها شباهت يا شباهت هايي وجود داشته باشد. هر تشبيه داراي چهار ركن است.
الف – مشبه چيزي يا كسي كه آن را به چيزي يا كسي ديگر تشبيه مي كنيم.
ب – مشبه به : چيزي يا كسي كه مشبه مانند آن شده است
پ – وجه شبه : همانندي يا همانندي هاي موجود بين مشبه و مشبه به
ت – ادوات تشبيه : كلمه اي كه رابطه ي تشبيه را برقرار مي كند از جمله چون، مانند، نظير........
تنش چون بيد لرزان است
تن -> مشبه / چون -> ادوات تشبيه / بيد -> مشبه به / لرزان -> وجه شبه
6 – تشخيص :
نسبت دادن حالات و رفتار انسان به غيرانسان ، آرايه ي «تشخيص» ناميده مي شود.
7 – نماد :
نماد يا نشانه پديده اي است كه چون ويژگي و صفتي را در حد فريادي در خود دارد، مظهر و سمبل آن ويژگي شده است. مانند شير كه نماد قدرت است.
جهاد -> نماد آزادي و خرمي
دريا -> عظمت و بخشندگي
8 – ضرب المثل :
ضرب المثل جمله اي است بسيار كوتاه و پرمغز و پند آموز كه در ميان مردم رايج شده است.
مانند :
باد آورده را باد مي برد. به مفهوم هر چه بدون زحمت بدست مي آيد. انسان قدر آن را نمي داند و زود هم از دست مي رود.
9 – لطيفه هاي ادبي :
لطيفه هاي ادبي سخني است كه حاوي نكته اي «لطيف و عبرت آموز است و طرز بيان آن طنز است»
10 – قطعه :
قطعه قالبي است كه مصراع هاي زوج (دوم) بيت هاي آن هم قافيه اند. محتوا و مضمون قطعه غالباً «پند و اندرز » است. كوتاه هترين قطعه از دو بيت تشكيل مي شود.
11. مثنوي :
مثنوي شعري است كه دو مصرع، دو مصرع هم قافيه اند. مثنوي به دليل آساني قافيه براي سرودن داستان ها و مطالب طولاني مناسب است. اگر كلمات قافيه را به ترتيب با علامت هاي *   نشان دهيم، قالب مثنوي بدترين شكل است.
كوتاه ترين مثنوي دو بيت دارد.
12. غزل :
غزل شعري است كه قافيه در مصرع نخست و تمام مصرع هاي زوج آن رعايت مي شود و محتواي آن معمولاً بيان عواطف و احساسات است.
اگر كلمات قافيه را به علامت ستاره نشان دهيم نمودار قالب غزل به صورت زير است.
تعداد ابيات قصيده معمولاً بيش از غزل است.

+ نوشته شده در  سه شنبه 1385/09/14ساعت 0:49  توسط فرهاد کاظمی | 

فصل اول انواع ادبي (1)
درس دوم - ادبيات حماسي



  فصل اول – انواع ادبي (1)

دسته بندي آثار ادبي به ما كمك مي كنند تا آن را آسان تر و بهتر بشناسيم و ارزيابي كنيم.
گذشتگان ما آثار ادبي را بر اساس صورت و شكل ظاهري تقسيم بندي مي كنند.
چنان كه قالب هاي شعر فارسي را – به جز دو قالب قصيده و غزل – بر اساس شكل ظاهري يعني طرز قرار گرفتن قافيه ها و مقدار ادبيات، نام گذاري كرده اند، هم چنين آثار نثر فارسي را با توجه به شيوه نگارش آن ، به نثر ساده ، نثر سجع و ...... دسته بندي و نام گذاري كرده اند.
در ادبيات جهان ، آثار ادبي بر اسسا «انديشه و محتوا» به چهار نوع اصلي تقسيم و دسته بندي شده اند:
1. ادبيات حماسي
2. ادبيات نمايشي
3. ادبيات غنايي
4. ادبيات تعليمي
 



  درس 2 – ادبيات حماسي :
تعريف اثر حماسي :

حماسه در اصطلاح روايتي داستاني است كه از تاريخ تخيلي يك ملت كه با قهرماني ها و اعمال و حوادث خارق العاده در مي آميزد. اثر حماسي داراي چهار ويژگي است :
1. به صورت داستان است
2. مربوط به يك ملت است
3. در بردارنده قهرماني و دلاوريهاست
4. حوادث و رويدادهاي غيرعادي در آن ديده مي شود
ويژگي اصلي اثر حماسي تخيلي بودن و شكل داستاني آن است.
قهرمان يك اثر حماسي انساني آرماني و برتر است. نظير رستم در شاهنامه فردوسي در آثار حماسي حوادث غيرطبيعي و خلاف عادت فراوان است. اين رويدادها نشان دهنده ي آرمان ها و آرزوهاي بزرگ يك ملت در زمينه هاي اخلاقي و نظام اجتماعي است. و عقايد كلي آن ملت را درباره مسائل اصلي انساني مانند آفرينش، زندگي و مرگ بيان مي كند. بزرگترين حماسه سراي ايران حكيم ابوالقاسم فردوسي، حدود 370 ه‍.ق (نيمه دوم قرن چهارم) نظم شاهنامه را آغاز كرد و بيش از سي سال براي سرودن آن رنج مي برد. شاهنامه را مي توان به سه بخش اساطيري، حماسي و تاريخي تقسيم كرد.
غم نامه ي رستم و سهراب كه از برجسته ترين داستانهاي شاهنامه است مربوط به بخش حماسي است.
 



  رزم رستم و سهراب (1)

معاني اشعار و ادبيات درس :
رستم به هنگام ترك شهر ، نزد تهمينه آمد و مهره اي را كه بر بازو داشت:
بيت2 :
رستم مهره را به همسرش، تهمينه داد و گفت : از اين مراقبت كن . اگر تقدير تو را صاحب كرد، اين مهره را به گيسوي او بياويز.
بيت 3 :
و اين كار را در زماني مناسب و مبارك و با اميدواري و خوش بيني انجام بده
بيت 4 :
ولي اگر تقدير و سرنوشت‌ تو را صاحب پيدا كرد، اين مهره را كه نشان و ياد بود پدر اوست به بازويش ببيند
بيت5 :
پس از گذشت نه ماه، از تهمينه پسري متولد شد كه مثل ماه تابان بود
بيت 6 :
چون كودك چون كودك هنگام خنديدن چهره اش سرخ شد و مانند گل شاداب، شكفت، مادرش، تهمينه، نام او را سهراب (=سرخ آب) گذاشت.
بيت 7 :
هنگامي كه سهراب يك ماهه شد، جثه اش مانند كودك يك ساله بود بدنش با وجود خردسالي، مانند بدن پدرش ورزيده بود.
بيت 8 :
وقتي كه سهراب ده ساله شد. آنچنان قوي شده بود كه در توان زمين كسي توانايي مبارزه با او را نداشت.
بيت 9 :
فرزندم، نو پسر رستم، آن پهلوان قوي و نيرومندي ، تو از نسل زال، سام و نريماني
بيت 10 :
تهمينه ادامه داد كه از زماني كه خداوند جهان را آفريده است تا اين زمان ، پهلواني مانند رستم آفريده نشده است.
بيت 11 :
سهراب گفت : در حاليكه جهان پهلواني چون رستم، پدر من است و فرمانده ي رشيد و دلاوري چون من، فرزند اوست، كسي جز ما شايستگي پادشاهي را ندارد.
بيت 12:
افراسياب به فرماندهان سپاهي كه همراه با سهراب عازم ايران مي شدند سفارش كرد كه اين راز همچنان بايد نهفته بماند و رستم و سهراب نبايد همديگر را بشناسند.
بيت 13 :
پسر (سهراب) نبايد كه پدرش را بشناسد كه اگر چنين شود، به پدرش (رستم) دل بستگي عميقي پيدا خواهد كرد.
بيت 14:
شايد كه به خاطر ناشناس ماندن آن پهلوان نيرومند و كهن سال (رستم)، به دست اين شير مرد جوان كشته شود.
بيت 15:
پس از آنكه رستم به دست سهراب كشته شد، كار سهراب را هم بسازيد و يك شب او را در خواب به قتل برسانيد
بيت 16:
كاووس به سپهسالار خود دستور داد كه برو و رستم را دستگير كن و به دار بياويز و ديگر هرگز درباره ي او با من سخن مگو.
بيت 17:
مفهوم گرز و شمشير كينه را از كف افكندن و دست از جنگيدن و مبارزه كشيدن است
بيت 18 :
دل من به تو علاقه و تمايل دارد و تصور جنگ با كسي چون تو، عرق شرم بر چهره ام مي نشاند.
بيت 19:
شب گذشته، تصميم من و تو، اين بود كه هم اكنون با هم مبارزه كنيم.
بيت 20 :
من و تو با هم مبارزه مي كنيم. نتيجه اين بازي بي ترديد همان خواهد بود كه خداوند اراده كرده است.
 



  خودآزمايي درس 2:
1 – يكي از ويژگيهاي داستان هاي حماسي، وجود حوادث خارق العاده است. به كدام قسمت داستان چنين موردي ديده مي شود؟

چون يك ماه شد همچو يك سال بود / برش چون بر رستم زال بود
چون سال شد، زان زمين كس نبود / كه يارست با وي نبرد آزمود
رشد و بلوغ جسماني رستم گونه و حيرت انگيز سهراب و اينكه او در سنين نوجواني و پهلواني و نيرومندي، در توان زمين بي رقيب است و به عنوان سردار سپاهي عظيم، به ايران لشكر كشي مي كند، از صحنه ها و رويدادهاي خارق العاده ي اين داستان حماسي است.
 



  2 – افراسياب با فرستادن سپاه به ياري سهراب، چه هدفي را دنبال مي كرد؟

او اميدوار بود، رستم كه فرمانده ي قدرتمند سپاه ايران است . به دست فرزندش كشته شود، سپس خود سهراب در حالي كه در خواب است. به دستور او به قتل برسد. در اين صورت افراسياب همه از جانب ايران و همه از جانب سهراب . كه فرمانده دلاور سپاه خود اوست ، آسوده خاطر مي شود.  



  3 – هدف سهراب از لشكر كشي به ايران چه بود؟

كه پدر خود را بيابد، كاووس (پادشاه ايران) را از تخت بردارد و پدر را به پادشاهي ايران برساند، آنگاه به توان زمين باز گردد، افراسياب را نيز از حكومت بركنار كند و خود پادشاه توران شود.  



  4 – با توجه به مصراع «به گردن لشكر سپهدار گفت» مقصود از «سپهدار» كيست؟

افراسياب  

+ نوشته شده در  سه شنبه 1385/09/14ساعت 0:48  توسط فرهاد کاظمی | 

درس اول
با تو ياد هيچ كس نبود روا



  با تو ياد هيچ كس نبود روا
آنچه مي خوانيد چند بيت نيايش از مثنوي مولانا (604 – 672 ه‍.ق) است. (قرن هفتم)

بيت اول :
اي خداي مهربان و بخشنده ، اي كه از فضل و بخشش تو حاجت هر نيازمند برآورده مي شود، با بودن خدايي چون تو، شايسته نيست . كه بنده به ديگري روي آورد و از غير تو ياري بخواهد.

بيت 2 :
خدايا ، داشن اندك ما را كه همچون قطره اي از درياهاست. به درياهاي دانش بيكران خود متصل كن

بيت 3 :
خدايا، همان قطره كه از درياي معرفت دانش خود به ما بخشيدي، از آلودگي به هوا و هوس و گرايش هاي مادي و لذت هاي جسماني حفظ كن.

بيت 4 :
خدايا همچون پرندگان حريص و گرسنه اي كه در مسير پروازشان دام هاي پردانه ي بسياري گسترده شده، در مسير زندگي ما نيز امكان لغزش و خطا و گمراهي بسيار است.

بيت 5 :
اما اگر در هر قدم از مسير زندگي ماف هزاران قطر باشد، نگراني و اندوهي نداريم زيرا مي دانيم كه تو براي خداي مهربان، هرگز بنده ات را تنها گذاري.

بند 6 :
از خدا مي خواهيم كه ما را موفق كند كه بنده ي ، مطيع و شاد باشيم. زيرا بنده ناسپاس و نافرمان از لطف پروردگار محروم خواهد شد.

بند 7 :
انسان ناسپاس و گمراه تنها به خودش بدي نمي كند، اخلاق رفتار بد او مانند آتش به همه جا سرايت مي كند و به همه زبان مي رساند.
 



  خودآزمايي درس 1 :
1. در درس ستايش خدا و پيغمبر بين كدام كلمات آزايه ي «سجع ديده مي شود؟ (مثال : تابنده و پاينده)

سجع همانندي كلمات در پايان دو جمله يا بيشتر است.
آفريننده اي است كه پرستيدن اوست سزاوار، دهنده اي است كه خواستن جز او نيست خوش گوار . هست كننده از نيست كننده از هستي

كلمات سجع در ساير عبارات درس :
خواري و سروري / زيبنده و درخورنده / گزيد و رسيد / باز پسين و پيشين / بندي و پندي / راه نماينده و آگاهاننده / ستوده و شنونده / بركار و خار
 



  2. منظور از جملات پاياني متن چيست؟

منظور از جملات «تا باد و آب و ......» اين است كه تا جهان باقي است.  



  3. متصل گردان به درياهاي خويش يعني چه ؟

خدايا ، دانش و معرفت ما را بيشتر كن  



  4. چرا بي ادب از لطف پروردگار محروم مي شود؟

زيرا با نافرماني و ناسپاس خود نشان مي دهد كه لايق بهره برداري از نعمتهاي بي كران پروردگار نيست.  

+ نوشته شده در  سه شنبه 1385/09/14ساعت 0:48  توسط فرهاد کاظمی | 

آزمون چهار گزينه اي زبان فارسي نوبت دوم : (بدون پاسخ)



  1 – كدام گزينه از ويژگيهاي «خاطرات ماندگار و ارزشمند» نيست؟

الف) برگزيده و دست چين شده اند
ب) تكرار در آن ها نيست
ج) زبان آن ها گرم و صميمي است
د) حالت شخصي دارند
 



  2 – كدام گزينه در مورد «ساده نويسي» غلط است.

الف) از آوردن كلمه هاي مترادف و تكيه كلام ها بايد پرهيز كرد
ب) از ساخت هاي دستوري كهن استفاده نكني
ج) جمله هاي كوتاهي را به يك جمله بلند تبديل كنيم
د) سعي كنيم همان گونه كه سخن مي گوئيم بنويسيم.
 



  3 – ساختار دستوري كدام گزينه با گزينه هاي ديگر متفاوت است؟

الف) پوشيدني
ب) نوشيدني
ج) تهراني
د) ديدني
 



  4 – در كدام گزينه ضمير مشترك بكار رفته است؟

الف)‌من خود به چشم خويشتن ديدم كه جانم مي رود
ب) بهترين دوست براي من كتاب است
ج) كتاب را چند خريديد؟
د) چرا آن ها نگاهتان مي كردند؟
 



  5 – در عبارت در چند گروه ها ، دسته ها مثلاً پيدا نبودند . كدام نوع از وابسته هاي پيشين وجود دارد؟

الف) پرسشي
ب) مبهم
ج) تعجبي
د) اشاره
 



  6 – در همه گزينه ها به جز گزينه ي ...........قيد بي نشانه بكار رفته است.

الف) هرگز ورزش را ترك نخواهم كرد
ب) هنوز صميمانه به كارش وفادار است
ج) به دقت حرف هاي آنها را گوش كردم
د) ناگهان دانش آموزان در جاي خود نشستند
 



  7 – در زبان شناسي معنايي ، رابطه ميان «فوتبال و دروازه بان» را چه مي گويند؟

الف)‌ترادف
ب) تضمن
ج) تضاد
د) تشبيه
 



  8 – هسته ي گروه اسمي عامل مهم ترقي جوانان كدام كلمه است؟

الف) عامل
ب) مهم
ج) ترقي
د) نوجوانان
 



  9 – گزاره كداميك از گزينه هاي زير از مسند و فعل مي باشد؟

الف) پيام تبريكي براي معلم خود بنويسيد
ب) مقايسه يكي از راه هاي پروردن معاني است
ج) كتاب گلستان را مطالعه كردم
د) دانش آموزان در جاي خود نشستند
 



  10 – در همه گزينه ها به جز گزينه ي .... قيد بكار رفته است.

الف) رهرو آن است كه آهسته و پيوسته رود
ب) هرگز از رحمت خدا مأيوس نشويد
ج) كودكان داوطلب فروش نشريه ي نسيم شمال مي شوند
د) در زندگي اصلاً به بدي فكر نكنيد
 



  11 - «نوشتم» از نظر زمان چه نوع فعلي است؟

الف) ماضي نقلي
ب) ماضي بعيد
ج) ماضي مطلق
د)ماضي استمرار
 



  12 – ساختار دستوري كدام گزينه با گزينه هاي ديگر متفاوت است؟

الف) خندان
ب) گوينده
ج) دوخته
د) بينا
 



  13 – كدام گزينه در خلاصه كردن يك نوشته نادرست است؟

الف) خلاصه كردن تعريف هاي علمي و توصيف هاي دقيق
ب) استفاده از افعال بسيط به جاي فعل مركب
ج) حذف مترادف ها و جمله هاي معترضه
د) كاربرد يك كلمه به جاي يك عبارت
 



  14 – نامه اداري و رسمي از چند قسمت تشكيل مي شود؟

الف) 4
ب)5
ج) 6
د) 7

15 – كدام گزينه از نظر املايي درست است؟
الف)‌تعسي و پيروي
ب) شمير و حمايل
ج) دناعت و پستي
د) حقوق شندرقاز

16 – كدام گزينه از موارد كاربرد سه نقطه «....» نيست؟
الف) براي نشان دادن كشش هجا و گفتار
ب) سخن نا تمام
ج) مطالبي كه جزء اصل كلام نباشد
د) براي نشان دادن جملات و كلمات محذوف

17 – كدام گزينه از موارد كاربرد خط فاصله (-) نيست؟
الف) براي جداكردن جمله هاي طولاني
ب) در مكالمه بين اشخاص داستان در اول جمله
ج) براي جدا كردن عبارت معترضه
د) هر گاه كلمه اي در آخر سطر نگنجد

18 – كدام گزينه از مواد و كاربرد ويرگول (،) نيست؟
الف) پس از منادا
ب) ببين چه كلمه كه اسناد واحدي مي باشد
ج) به جاي مكث كوتاه در جمله
د) پس از اصوات

19 – كدام گزينه از انواع ويرايش چيست؟
الف) فني
ب) گويش
ج) تخصص
د) زبان و ساختاري

20 – كدام گزينه ازنظر نگارشي نادرست است؟
الف)‌در كتاب خانه هم دانش آموزان سال او مطالعه مي كردند كه هم دانش آموزان سال دوم
ب) همه آنان درباره مطبوعات مقاله نوشتند همه ما نوشتيم.
ج) او له و عليه كسي اقدام نكرد
د) كتابي كه خريده بودم را خواندم
 

+ نوشته شده در  سه شنبه 1385/09/14ساعت 0:46  توسط فرهاد کاظمی | 

آزمون زبان فارسي نوبت دوم – نمونه شماره 2 (بدون پاسخ)



  الف) زبان شناسي :
1 – گويش (يكي از اشكال زبان) را تعريف كنيد؟



  2 – به صورت هاي نظير «به باغ اندرون» و شنيدستم در كدام شاخه هاي زبان شناسي مورد مطالعه قرار مي گيرد؟



  3 – در زبان شناس همگاني، زبان را در درجه اول به قصد .... مطالعه مي كنند؟



  4 – رابطه معنايي « چنار درخت» ، «دانش و علم» و «آفتاب و سايه» را بيان كنيد.



  5 – سطوح زبان شناسي را نام ببريد.



  ب) دستور زبان :
1 – انواع اسم هاي زير را از لحاظ ساختمان مشخص كنيد

الف) ترشي
ب) چهل چراغ
ج) زرافه
د) زاغچه
 



  2 – از مصدر «شناختن» موارد زير را بسازيد :

الف) مضارع التزامي
ب) ماضي نقلي
ج) آينده
د) صفعت مفعولي
 



  3 – در نوشته هاي زير واپسين را با پيكان به هسته متصل كنيد و نوع آنها را بنويسيد.

هر انسان نيز مادام كه به يك سلسله ارزش ها و بينش ها معتقد و دل بسته باشد. لباس مناسب با آن ارزش ها را از تن به در نخواهد كرد.  



  4 – براي جدول زير يك گروه اسمي بنويسيد .

وابسته هسته وابسته
صفت تعجبي اسم  صفت بياني
..... ....... ........
 


  5 – در دو جمله بنويسيد كه «چه» در يكي صفت پرسشي و در ديگري ضمير پرسشي باشد.



  6 – در صورت امكان ضمير مشترك را به ضمير شخص و ضمير شخصي را به ضمير مشترك تبديل كنيد.

الف) خودش اين حرف را زد
ب) شما داستان را براي احمد تعريف كرديد
 



  7 – نوع قيدها در متن زير را مشخص كنيد؟

آن هم ابداً به روي بزرگوار خود نياورده از چپ و راست سمبل هاي خود را تاب مي داد. او هر روز به مدرسه مي رود خوب درس مي خواند.  



  8 – در عبارت زير حروف ربط همپايه ساز و وابسته ساز را مشخص كنيد.

تو آن نيستي كه چشم خير را براي جرعه اي آب بيرون آوردي و گوهرش را ربودي ؟
چون نوح كشتيان است از طوفان غم به خود راه مده
 



  ج) نگارش
1 – كدام يك از انواع نوشته هاي زير، عناصر زيبايي شخص را بكار مي بريم؟

الف) علمي
ب) اداري
ج) نوشتاري
د) ادبي

2 – قالب قصيده و غزل را با هم مقايسه كنيد وجوه اختلاف و تشابه آن را در سه سطر توضيح دهيد.


3 – اساسي ترين ويژگي نامه هاي خصوصي و دوستانه را بنويسيد


د) املا بياموزيم :
1. شكل صحيح يا صحيح ترجمه هاي زير را بنويسيد.

الف) چه كسي از همه افضل تر است؟
ب) خانم علامه تشريف آوردند
ج) وظيفه اي كه به عهده ام گذاشته بود را انجام دادم

2 – املاي كداميك از تركيب هاي زير نادرست است؟ چرا؟
«بنده خدا، پانزده خرداد، قاضس ، سهر ، سبوي شكسته»

3 – از ميان گروه كلمه هاي زير كداميك نادرست اوست ؟ صحيح آنها را بنويسيد.
«صبر و اجر، دور و برحذر، تغزلات سنتي ، بهر و كوزه ، عجين وآميخته ، بخشش و عطا، مأمن و پناهگاه»
 

+ نوشته شده در  سه شنبه 1385/09/14ساعت 0:46  توسط فرهاد کاظمی | 

درس بيست و هفتم و درس بيست و هشتم



درس بيست و هفتم
نقش نما

توجه دقيق به نشانه ها و نقش نماها، نقش هاي كلمه ي گروههاي اسمي را براي ما مشخص مي كند. به جمله زير توجه كنيد:
آي علي ! درست را ازمعلمت پرسيدي؟
وجود واژه «آي» نشانه منادا بودن «علي» است. و وجود «را» نشانه ي مفعول بودن «درس» و وجود «از» نشانه ي متمم بودن «معلّم» است.
اين گونه واژه ها را نقش نما مي گويند.



  انواع نقش نماها

1 – را : پس از مفعول مي آيد و نقش نماي مفعول است.
2 – نقش نماي اضافه : «-ِ» اين نشانه بعد از اسم مي آيد و كلمه بعد از آن مضاف اليه يا صفت است.
3 – حرف اضافه ي : از ، به ، با ، در، بر، براي ، مانند ... » نشانه متمم است. 4 – حرف ربط (پيوند) : پيوندهاي وابسته ساز ، كه ،تا ، چون ، زيرا، اگر ، با اين كه ...
پيوندهاي هم پايه ساز : «و ، اما، ولي ، يا ....»
5 – نشانه ي ندا : «آي ، اي، يا » اي خدا‌، اي رضا و مصوت را «اَ» در پايان برخي اسم ها مانند خدايا، سعديا
دو جمله را كه با پيوند هم پايه ساز به هم بپيوندند ، جمله هاي هم پايه مي گويند. هوا سرد بود و برف نرمك نرمك مي باريد.
 



  بياموزيم : حذف فعل تكراري :

آوردن در فعل مشابه در يك جمله ي مركب «حشو» و زايد است و بكار بردن آن توصيه نمي شود ، بهتر است از تكرار فعل هاي مشابه بپرهيزيم . در كتابخانه هم دانش آموزان سال اول مطالعه مي كردند و هم دانش آموزان سال دوم (مطالعه مي كردند) كه فعل لازم نيست . جمله را به ترتيب زير هم مي توان نوشت : (با يك فعل) در كتابخانه هم دانش آموزان سال اول و همه دانش آموزان سال دوم مطالعه مي كردند.
اكنون به دو مثال زير توجه كنيد (مطابقت نهاد و شناسه)
الف – هم آنان درباره مطبوعات مقاله نوشتند هم ما نوشتيم
ب – همه آنان درباره مطبوعات مقاله نوشتند همه ما
جمله ي «الف» درست تر است. زيرا كلمات «آنان» و «ما» كه نهاد هستند هر يك با فعل مناسب خود يعني «نوشتند» و «نوشتيم» آمده اند، و در واقع نهاد شناسه بايد مطابقت كنند. در جمله دوم نهاد دوم (ما) با فعل (نوشتند) مطابقت ندارد.
 



  خود آزمايي درست بيست و هفتم :



  1 – حروف ربط (پيوندها ) وابسته ساز و هم پايه ساز را در نوشته هاي زير مشخص كنيد.

{ و = وابسته ساز / ه چ هم پايه ساز}
سعدي ، اگر به درگاه بزرگان مي رفت ، غالباً براي آن مي رفت كه مگر ستمكاري را از تعدي به مظلومي باز دارد يا چاره اي براي بي چاره اي بجويد.
سعدي نويسنده است و شاعر اما در نويسندگي، شهرتش بيشتر به سبب گلستان است. در صورتي كه به جز آن كتاب هاي ديگري نيز دارد. با آن كه بيشتر عمر ملك الشعراي بهار در مطالعات ادبي گذشت، از توجه به آزادي و آزادي خواهي لحظه اي غافل نبود.
 



  2 – جاهاي خالي زير با نقش نماي مناسب پر كنيد:

اولين روزي كه (به) ديدن دوستم رفتم. او را (در) مزرعه سرگرم كار ديدم.
فردوسي سي سال از عمر گران بهاي خود (را) صرف سرودن شاهنامه كرد
علاقه دهخدا امثال و حكم فارسي (را) در چهار جلد نوشت
نهاد كلمه (يا) گروهي از كلمات است (كه) درباره آن خبر مي دهيم
 



  3- واژه هاي «برادر» ، «ايران»، «فردوسي» «ادبيات» را با نقش نماهاي (را ، كسره ، حرف اضافه و حرف ندا) در جمله هاي جداگانه بكار ببريد و مفعول ، مضاف اليه ، متمم و منادا بسازيد.

«برادر» در كتاب درسي به عنوان مثال آمده است.
ايران -> اي ايران . هميشه آباد باشي . ايران = منادا
ما مردم به ايران آباد افتخار مي كنيم. ايران = متمم
ما دوستداران ايران هستيم . ايران = مضاف اليه
ايران را آباد كنيم. ايران = مفعول
 



 

درس بيست و هشتم
خلاصه نويسي



  1 – پرسش هاي از متن :
1. يكي از راههاي تمرين نگارش ........ است.

خلاصه نويسي  



  2. روش هاي خلاصه نويسي را بنويسيد.

الف) با همان سبك و سياق نويسنده به اين روش كه زير قسمتهاي اصلي خط مي كشيم و متن را با حذف برخي نكات كوتاه مي كنيم.
ب) بدون رعايت سبك و سياق نويسنده بدينگونه كه پس از خواندن هر بخش از متن يا كل آن، خلاصه و حاصل دوستان را به قلم خود مي نويسيم.
 



  بياموزيم – نشانه هاي خطي
نشانه هاي خط فارسي را در نمونه هاي زير بياييد.

او معني كلمه در «حَكَم» را نمي دانست . به آن جا فُنَيْطََره مي گويند. او مال انديش است. براي اداي دين بايد جدي باشيم.
عرفاً چنين عمل مي كنند. بعبارة اُخري . بنّا را ديدم.
استفاده از اين نشانه ها محدود است. زيرا در خط فارسي كلمات حركت گذاري نمي شوند. در املاي كلمات از ميان نشانه هاي نه گانه بالا، مد، تشديد و تنوين نصبّ بيشتر كاربرد دارند.
تنوين رفع و جر تنها در تركيب هاي عربي رايج در فارسي بكار مي رود. از بقيه نشانه ها در مواردي استفاده مي كنيم كه رعايت نكردن آنها موجب ابهام و بد فهمي شود.
 



  خود آزمايي درست بيست و هشتم :
1 – با حذف مترادف ها، جملات معترضه و بكارگيري كلمه به جاي عبارت، جمله هاي زير را كوتاهتر كنيد بطوري كه مفهوم اصلي حفظ شود.

هر كه در كارهاي بزرگ و با خردمندان و عقلا مشورت و هم انديشي كند در واقع شريك عقل و انديشه ي آنها مي شود.
هر كه در كارهاي بزرگ با خرمندان مشورت مي كند در واقع شريك عقل آنها مي شود.
 



  2 – دانشمند واقعي كسي است كه در تحصيل علم و ادب معلومات با رويش درست قدم بردارد و آن را بكار ببرد. نه آن كه زياد كتاب خوانده و يا بيشتر معلومات داشته باشد.

خرد چون جراغي است كه انسان را به راه راست رهنمون مي شود كساني كه از آن بهره نمي گيرند از اين كه در راه زندگي چراغي در دست داشته باشند، خودداري مي كنند.  

+ نوشته شده در  سه شنبه 1385/09/14ساعت 0:45  توسط فرهاد کاظمی | 

آزمون مرحله اي (تشريحي و تستي) از درس 20 تا 25



  الف) زبان شناسي :

1 – واچ شناسي چيست؟
2 – معنا شناسي چه كاربردي در زبان شناسي دارد؟
3 – رابطه ي ميان كلمه هاي «دوست و رفيق» و «مادر والدين» چيست؟
4 – در كدام بخش از دستور زبان به بررسي و طبقه بندي نشانه هاي ساده مي پردازند؟
 



  دستور زبان :
1 – در صورت امكان ضمير مشترك را به ضمير شخص و ضمير شخصي را به ضمير مشترك تبديل كنيد .

الف) خودش اين كار را كرد
ب) شما درستان را براي علي تعريف كرديد
 



  2 – مرجع ضميرهاي مشخص شده را بنويسيد

كشاني مغرور، آهنگ بازگشت دارد كه رستم نهيبش مي زند كه (هماوردت) آمد. اشكبوس ناباورانه مي نگرد و نام و نشان (وي) را مي پرسد.  



  3 – قيدهاي نشانه دار و بي نشانه را مشخص كنيد.



  4 – دو جمله بنويسيد كه در يكي كلمه «كدام» ضمير پرسشي و در ديگري صفت پرسشي باشد؟



  5 – واژه هاي روبرو را به عنوان قيد در جمله بكار ببريد؟

الف) خيلي خوب
ب) سريع
 



  6 – نوع ضمير را در جلمه هاي زير مشخص كنيد

«تو بودي كه گوهرها را ربودي و خود را به ديوانگي زدي، كارهايتان جالب نيست كدام را مي پسنديد، اين يا آن را »  



  ج) نگارش :
1 – هنگام نوشتن نامه اداري و رسمي چه نكاتي را بايد توجه كرد؟



  د) املا بياموزيم :
1- شكل صحيح يا صحيح ترجمله هاي زير را با دليل بنويسيد

آن قدر مطلب را برايش تكرار كردم كه به قول معروف خسته شدم
ملت ايران بر عليه استبداد شاه قيام كرد
من مسابقه اي كه ديروز برگزار شد را ديدم
 



  2 – به نظر شما املاي كداميك از تركيب هاي زير نادرست است ؟ چرا؟

كندوي عسل ، خداي بزرگ، قاضي شهر  



  3 – گروه كلمه هاي نادرست را پيدا كنيد و درست آنها را بنويسيد.

خضوع و خشوع، ياري و معونت، يال و قارب، غلتيدن امواج، موسم حج گذاري، مواهب و بخشش ها  



  آزمون چهار گزينه اي درس 20 تا 25 :
1 – در كدام گزينه ضمير مشترك بكار رفته است؟

الف) پدر هر شب از كارش صحبت مي كند
ب) حرف آخرتان را بگوئيد
ج) برادر ايشان آمد
د) ايا اين كتاب خودش است؟
 



  2 – كدام گزينه ضمير شخص به كار نرفته است؟

الف) كتاب او را پس دادم
ب) هر كس اول رتبه اش بالا رفت
ج) گفت : به من ربطي ندارد
ج) كم كم به خود آمد و سرخوش شد
 



  3 - «كدام گزينه ضمير پرسشي بكار نرفته است؟

الف) چه شده است؟
ب) شما كدام را مي خوانيد؟
ج) تا حالا كجا بودي؟
د) چند تا كتاب خريدي؟

4 – چه كلمه هايي اهميت املايي دارد؟

الف)‌عربي رايج در فارسي باشد
ب) چند شكل مكتوب داشته باشد
ج) كلمات غيرعربي رايج در فارسي باشد
د) الف و ب

5 – در كدام گزينه غلط املايي وجود دارد؟

الف) پناه و ملجأ
ب) اصالت موروثي
ج) هدف انتفائي
د) ترزق و برخوردار

6 – نگارش كدام گزينه نادرست است؟

الف) سبوي آب
ب) بازي بچه ها
ج) قاضي شهر
د) كشتي نوح

7 – كدام گزينه نوعي از نامه هاي رسمي و اداري نيست؟

الف) نامه هاي اداري
ب) پيام هاي تبريك
ج) نامه هاي خصوصي
د) پيام دعوت

8 – در كدام گزينه قيد نشانه دار بكار نرفته است؟

الف) چرا بي هدف به راه خود ادامه مي دهد؟
ب) از سر ناراحتي غذا نخوردم
ج) هنوز دير نشده است
د) تعارف و درد دل

9- در كدام گزينه قيد بي نشانه به كار نرفته است ؟

الف) او به سختي سخن مي گويد
ب) امروز سخني زشت نگفت
ج) هوا پارسال بهتر نبود
د) او آهسته راه مي رود

10 – رابطه معنايي بين كدام گزينه نادرست است؟

الف) كتاب و درس : تضمن
ب) ورزش و واليبال : ترادف
ج) زشت و زيبا :‌تضاد
د) پدر و بابا :‌ترادف
 

+ نوشته شده در  سه شنبه 1385/09/14ساعت 0:45  توسط فرهاد کاظمی | 

درس بيست و پنجم
نامه نگاري (2)



  پرسش هايي از متن :
1 – ويژگي هاي يك نامه ي دوستانه و خصوصي چيست؟

تقليدي نيستند ، لحن كلام ها در آنها صميمي و خودماني است. و از هرگونه تكلف بدورند، قالبي نيستند.  



  2 – حسن نامه ي خصوصي آن است كه همه عناصر آن از تصنع خالي مي باشند.



  3 – بار معنايي در نامه اي كه با عبارت هاي قالبي آغاز مي شود و با آن پايان مي يابد، ضعيف است.



  4 – نامه هايي كه به عبارت هاي ابتكاري و توأم با تازگي آغاز شود و پايان يابد، ضمن داشتن بار معنايي تأثيري مطلوب بر خواننده خواهد گذاشت.



  5 – در نوشتن نامه خصوصي به چه نكاتي بايد توجه كرد؟

الف) قول نامه بايد با نوع مناسبات نويسنده و گيرنده متناسب باشد.
ب) انتخاب كاغذ مناسب ، خط خوانا ، سطور مرتب و منظم و پاكيزگي نامه، جلوه اي از حركت گذاري به گيرنده است
ج) در نامه خصوصي رعايت اعتدال شرط است
د) نامه چون مكتوب است بايد مواظب باشيم با عبارات تند و تلخ مخاطب خود را نرنجانيم
 



  بياموزيم – همزه «ي» ميانجي

همزه «ء» يكي از سي و سه حرف الفباي فارسي است و هر چند به «ي» ميانجي كوچك «ء» شباهت دارد اما مستقل است. «ء» همزه است / مأذنه «ء» = ي ميانجي كوچك (ء) شكل بزرگ آن را بكار ببريم ، زيرا «ي» ميانجي كوچك (ء) به حرف همزه شباهت دارد و اين امر موجب آموزش غلط مي شود.  



  خود آزمايي درست بيست و پنجم :
1 – تفاوت واچ با حرف را با يك مثال بنويسيد.

واچ آواهاي زبان است و نظام آوايي زبان از واچ ساخته شده است. در صورتيكه حروف الفبا نشانه هاي مكتوب (نوشتاري) اند و آوار نيستند مثلاً در برابر واچ / ز / چهار حرف :‌«ز» ، «من» و «ظ» و «ذ» داريم.  

+ نوشته شده در  سه شنبه 1385/09/14ساعت 0:44  توسط فرهاد کاظمی | 

درس بيست و چهارم
زبان شناسي چيست ؟



  سطوح زبان شناسي :

1) واچ شناسي : مطالعه صداهاي زبان و قواعد تركيب آنها به منظور ساخت هاي آوايي زبان
2) دستور زبان : صرف - نحو
3) معنا شناسي : بررسي معنا انواع تك واژه ها ، كلمه و ....
بررسي حوزه ي معنايي كلمه ها (تضمن، ترادف ، تضاد)
هنگام مطالعه ي زبان فارسي درسطح واچ شناسي در مي يابيم كه اين زبان 29 واچ دارد و واچ هاي مزبور طبق قواعد اين زبان با هم تركيب مي شوند و ساخت هايي آوايي مي سازند.
واچ ها آواهاي زبان هستند . واچ آوايي است كه مي تواند در يك سخت آوايي جانشين آواي ديگر شود و آن ساخت را به ساخت ديگري تبديل كند. مثلاً آواي «ر» كه مي تواند در ساخت آوايي «زاد» جانشين آواي «د» شود و آن را به ساخت آوايي «زا» تبديل كند. نظام آواي از همين واچ ساخته شده است.
 



  دستور زبان :

بررسي نشانه هاي زبان و قواعد تركيب آن ها به منظور ساختن كلمات و عبارات و جمله هاي زبان ، به دو بخش صرف و نحو تقسيم مي شود.  



  بخش صرف :

واچ – تكواژ – كلمات مشتق – كلمات مركب  



  بخش نحو:

گروه – گروه اسمي – گروف حرف اضافي – گروه فعلي – جمله  



  انواع جمله :

جمله ساده – جمله مركب – جمله شرطي – جمله امري – جمله بياني  



  معنا شناسي :

نشان ميدهد برخي كلمه ها در يك حوزه معنايي قرار مي گيرند. در معنا شناسي روابط معناي كلمه ها و جمله ها بررسي مي شود. مثلاً رابطه اي معنايي ميان «پدر» و «بابا» را ترادف مي گويند. چون در واقع در معني با يكديگر مترادف اند. همچنين رابطه معنايي ميان «روز و شب» تضاد است و رابطه معنايي ميان «پدر» و «والدين» تضّمن است. زيرا پدر معني والدين را نيز در بر دارد. و پدر جزيي از والدين است.  



  بياموزيم – كاربرد درست «را»

بايد دانست : نشانه ي مفعولي «را» بايد بلافاصله در كنار مفعول جمله قرار گيرد و اگر با مفعول فاصله داشته باشد و بعد از فعل آن جمله بيايد. جمله نادرست است. كتاب (داستاني (مفعول)) (را(نشانه)) كه هفته ي پيش منتشر شده بود، خريدم (ص) كتاب (داستاني(مفعولي)) كه هفته ي پيش منتشر شده بود (را(نشانه)) خريدم (غ)  



  خود آزمايي درس بيست و چهارم :
1 – واچ شناسي چيست؟

واچ شناسي عبارت است از مطالعه صداهاي زبان و قواعد تركيب آنها به منظور ساخت هاي آوايي زبان  



  2 – وظيفه هر يك از دو بخش صرف و نحو را در دستور زبان بيان كنيد

در بخش صرف به بررسي و طبقه بندي نشانه هاي ساده، مثل باغ يا «بان» )در باغبان) يا «بي» )در «بي خبر) و مانند اين ها مي پردازد. و از نشانه ها به نام تك واژه ياد مي كنند. آنگاه به چگونگي تركيب تك واژه ها تا حد كلمات مشتق و مركب توجه مي كنند.
در بخش تجربه شيوه هاي تركيب انواع كلمات تا سطح گروه يا جمله مي پردازند. آنگاه گروه ها را به انواع گروه اسمي (مثل در اين كتاب جلد سبز) گروه فعلي مثل (= گفته شده بود) و غيره طبقه بندي مي كنند.
 



  3 – معنا شناسي چه كاربردي در زبان شناسي دارد؟

در معنا شناسي از يك طرف هر يك از تك واژه ها ، كلمه ها و جمله را توصيف مي كنند و از طرف ديگر نشان مي دهند كه چگونه هر دسته از كلمه ها در يك حوزه معنايي قرار مي گيرند. همچنين نشان مي دهد كه ميان كلمات و جملات چه روابط معنايي برقرار مي شود.  



  4 – رابطه بين كلمات «كتاب و مدرسه» «ورزش و فوتبال» «هست و نيست» و «خانه و منزل» را بيان كنيد.

كلمات «كتاب مدرسه» و «ورزش و فوتبال» رابطه ي تضمن دارد.
كلمات «هست و نيست» رابطه ي تضاد و كلمات «خانه و منزل» رابطه ترادف دارند.
 



  5 – نوع قيدها را مشخص كنيد.

«گويند شخصي از بينوايي در فصل زمستان (قيد مشترك) درّاعه اي كتان و جامه اي بلند كتاني، يكتا (قيد مشترك) پوشيده بود. در اين حين (قيد مشترك) خرسي را سيل از كوهستان دور بوده بود سرش در آب پنهان . كودكان پشت خرس را ديدند به شخص گفتند : اينك (قيد مختص) پوستيني در جوي افتاده است و تو را سرما ست، آن را بگيرد.
مرد از غايت احتياج (قيد مختص) و سرما درجهت كه پوستين را بگيرد. خرس تيز چنگال دوري زد . مرد در آب گرفتار خرس شد. كودكان بانگ مي داشتند كه پوستين را بياور و اگر نمي تواني آن را رها كن و بيا . مرد گفت : من پوستين را رها مي كنم، پوستين مرا رها نمي كند.
 

+ نوشته شده در  سه شنبه 1385/09/14ساعت 0:43  توسط فرهاد کاظمی | 

درس بيست و دوم و بيست و سوم



درس بيست و دوم : نامه نگاري 1



پرسشهايي از متن :
1 – نامه ها چند نوعند؟
دو نوعند:
الف : نامه هاي رسمي و اداري
ب : نامه هاي خصوصي و دوستانه



  2 – ويژگيها و مشخصات نامه هاي رسمي و اداري چيست؟

نامه ي رسمي و اداري موضوع، عنوان و شروع و پايان و متني قابلي و كليشه اي است و حتي نمونه هاي از پيش نوشته شده دارد.  



  3 – نامه هاي رسمي و اداري از چند قسمت تشكيل مي شود؟ نام ببريد

هفت قسمت، قسمت هاي نامه هاي رسمي و اداري :
الف) سرآغاز
ب) تاريخ
ج) موضوع نامه و تقاضاي مرخصي ، تقاضاي انتقال و ....
د) عنوان (مديريت محترم ....)
ه‍) كلمات اقدام <-باعرض سلام، احتراماً و ....
و) متن نامه . ن :‌امضا
 



  بياموزيم :‌له و عليه

بايد دانست كلمه «عليه» به معني «بر او، ضد او » از «علي : بر» و «ه : او» ساخته شده است. تركيب «بر عليه » دوست نيست ، چون «بر» به «عليه» اضافه شد و «حشو» است <-بر عليه : برابر او !) و همچنين است «له» به معني «براي او » : به نفع او كه نيازي به حرف اضافه «بر» ندارد.  



  خودآزمايي درست بيست و دوم :
1 – ضميرها و صفت هاي همگون را در صورت امكان با حذف و افزايش موصوف جانشين يكديگر سازيد :

تبديل صفت به ضمير -> اين كتاب را امروز خريديد ؟ اين را امروز خريديد؟
تبديل صفت به ضمير -> نثر كدام كتاب ساده تر بود؟ -> نثر كدام ساده تر بود؟
تبديل ضمير به صفت -> چه مي خوانيد -> چه كتابي مي خوانيد؟
تبديل ضمير به صفت -> ارزش كدام را بيشتر مي دانيد ؟ عارفانه يا عاشقانه را ؟ -> ارزش كدام غزل را بيشتر مي دانيد؟ عارفانه يا عاشقانه را ؟
تبديل ضمير به صفت -> آن كه به تو سلام كرد، برادرم بود -> آن شخص كه به تو سلام كرد برادرم بود
 



 

درس بيست و سوم
گروه قيدي

قيد : كلمه اي است كه نقش هاي اسم را ندارد و مي توان آن را از جمله حذف كرد. در جمله زير قيدها كدامند ؟
ديروز، آن جا، باز علي را ديدم
حذف ديروز : آن جا ، باز علي را ديدم .
معني جمله صحيح است.
حذف آن جا : باز علي را ديدم .
معني جمله صحيح است و مفهوم را مي رساند.
حذف باز : علي را ديدم . معني جمله درست و مفهوم كامل است.
حذف علي را : ديدم ، جمله ناقص مي شود كه را ديدم ؟ چه را ديدم ؟ و ... نتيجه مي گيريم، كلمه هايي مانند «ديروز» ، آن جا و باز را كه مي توانيم از جمله حذف كنيم، قيد هستند.
 



  اقسام قيد از نظر ظاهري

الف) قيدهاي نشانه دار :
در ساختمان اين نوع قيدها علامتي است كه بدان شناخته مي شوند.
1) واژه هاي عربي تنوين دار، مثلاً ، جداً ، واقعاً و ...
2) قيدهايي كه از يك پيشوند اسم ساخته مي شوند :‌به دقت، به سختي ، به خوبي ، به كندي، با احتياط .....
3) متمم هاي قيدي :‌از يك حرف اضافه + اسم يا ضمير ساخته مي شوند : مانند : با چه آمديد؟

ب ) قيدهاي بي نشانه :
كلماتي هستند كه بدون كمك نقش نما قيد مي شوند
1) در اصل اسم يا گروه اسمي اند
2) صف مشترك با قيدند :‌آهسته آمدم ، آهسته، قيد، صداي آهسته او را مي شنيدم ، آهسته ، صفت
3) واژه هايي كه فقط قيد هستند : هنوز ، هرگز ، البته و ... به اين نوع قيدها مختص مي گويند.
 



  خود آزمايي درس بيست و سوم :
1 – در نوشته هاي زير، قيدها را شناسايي كنيد و نوع آنها را بنويسيد

آن شب اصلاً از حرف هاي او سر در نياوردم . آن شب . گروه قيدي بي نشانه <-مثلاً : قيد ، نشانه دار از حرف هاي او، گروه قيدي نشانه دار (متمم قيدي)
قرار بود همان روز صبح ، مجيد با اتوبوس به تهران برود. همان روز صبح، گروه قيدي بي نشانه، با اتوبوس : نشانه دار (متمم قيد) به تهران : نشانه دار (متمم قيدي)

همه جا را به سرعت گشتيم . از هر كسي سراغ كتاب را گرفتيم. متأسفانه نتوانستيم ، پيدايش كنيم، هر جا كه مي رفتيم، كتاب فروش مي گفت : تا همين يكي دو ساعت پيش داشتيم با ناراحتي به خانه برگشتيم.
به سرعت : قيد نشانه دار / متأسفانه : بي نشانه / هر جا : بي نشانه / تا همين يكي دو ساعت پيش : گروه قيدي نشانه دار / با ناراحتي : قيد نشانه دار / به خانه : قيد نشانه دار (متمم قيدي)
 



  2 – شكل مكتوب و ملفوظ كدام يك از كلمات زير متفاوت است . چرا؟

نيايش -> ني يايش / سيني -> سيني (مكتوب و ملفوظ يكي است) . ديانت -> دي يانت پياز -> پي ياز / ديار -> دي يار / در اينگونه كلمات «ي» يكبار نوشته مي شود اما دوبار تلفظ مي شود.  

+ نوشته شده در  سه شنبه 1385/09/14ساعت 0:43  توسط فرهاد کاظمی | 

درس بيستم و بيست و يكم

درس بيستم
ضمير

احمد[مرجع] از برادرش[ضمير] (احمد) خواهش كرد او[ضمير] را در كارها راهنمايي كند.



  انواع ضمير:

1- ضمير شخص : جدا و پيوسته
جدا : من، تو، او / ما ، شما ، ايشان ، آن ها
پيوسته : مَ، تَ، شَ / مان ، تان ، يشان
ضمير شخص جانشين اسم مي شود و شش شخص دارد

2 – ضمير مشترك :‌خود ضمير مشترك است و به جاي هر شش شخص بكار مي رود. به جاي خود در نوشته هاي ادبي خويش و خويشتن هم كاربرد دارد.

3 – ضمير اشاره :
اشاره به نزديك : اين ، اينان ، آن ها
اشاره به دور : آن ،آنان‌، آن ها

4 – ضمير پرسش :
تمام واژه هايي كه جانشين اسم مي شوند و براي پرسش به كار مي روند. كه، چه، كدام، چند، كي
 



  تفاوت صفت اشاره و ضمير اشاره :

صفت اشاره و وابسته اسم است مثال : اين كتاب، آن دفتر، اما ضمير اشاره جانشين اسم مي شود. مثال : آن ايده / اين چيست؟  



  تفاوت ضمير پرسشي و صفت پرسشي :

صفت پرسشي وابسته اسم است و همراه آن مي آيد مثال كدام درس را مي خوانيد؟ اما ضمير پرسش جانشين اسم است و به جاي آن مي آيد مثال : كدام را مي خواهيد؟  



  بياموزيم : قول معروف

بايد دانست: بعد از «بدقول معروف» بايد به قولي معروف از مثل ها ، حكمت ها و سخنان برجسته بيايد نه يك مطلب معمولي.
برخي از كنايه ها مي توانند قول معروف باشند : مو در آوردن زبان، زير پا علف سبز شدن ، موي دماغ نشدن ، .... اما خسته شدم و مردم ......... قول معروف نيست.
 



  خودآزمايي درس بيستم :
1 – در جمله هاي زير به جاي ضميرهاي شخص جدا، ضمير پيوسته بياوريد و به جاي ضميرهاي پيوسته ، ضميرهاي شخصي جدا بكار ببريد.

مثال : لباسم كجاست ؟ لباسِ من كجاست؟
كتاب هاي شما را به امانت برده ام -> كتاب هايتان را به امانت برده ام.
خياط هنوز لباسش را حاضر نكرده است -> خياط هنوز لباس او را حاضر نكرده است
به خوابي عميق فرو رفته بود. چنان كه هر چه او را صدا مي زدند، جواب نمي داد -> چنان كه هرچه صدايش مي زدند، جواب نمي داد
اگر او را ببيني، مي شناسي ؟ -> اگر بينش ، مي شناسي ؟ (مي شناسش)
 



  2 – در جمله هاي زير، صورت امكان ضميرهاي مشترك را به چند شخص و ضميرهاي مشخص را به ضمير مشترك تبديل كنيد.

مثال : (اين كار را خودش انجام داد -> اين كار را او انجام داد)
پدر هر شب كه به خانه برمي گردد ، از كارش صحبت مي كند -> از كار خود صحبت مي كند نبايد به هر ناملايمي از دوستان خود رنجيد -> از دوستانتان برنجيد
خودش اين مطلب را به شما نگفته است -> او اين مطلب را به خودتان گفته است
كارتان را كه تمام كرديد، به دوستانتان هم سري بزنيد -> كار خود را كه تمام كرديد، به دوستان خود هم سري بزنيد
 



  3 – صحيح جملات زير را بنويسيد:

آيا چگونه به مدرسه ميروي؟
چگونه به مدرسه مي روي ؟ آيا به مدرسه مي روي؟

آيا كي براي اردو آماده مي شويم ؟
آيا براي اردو آماده شويم ؟ كي براي اردو آماده شويم؟
 



 

درس بيست و يكم :

چه كلمه اي اهميت املايي دارد؟
1) در فارسي كلمه اي اهميت املايي دارد كه اولاً عربي رايج در فارسي باشد، ثانياً در خود يك يا چند حرف از حروف شش گروه اعلام شده (ء، ع / ت ، ط / ح، ه‍/ ز، ذ،ض،ظ / غ،ق ) را داشته باشد. به عبارت ديگر كلمه اي اهميت املايي دارد كه مي تواند چند شكل مكتوب داشته باشد و بايد شكل صحيح آن را هنگام نوشتن انتخاب كرد.

2) بين «صدا» و «حرف» كلمات غيرعربي <-كلمات فارسي، گسستن ، زمين لرزه، آسمان خراش و كلمات غيرعربي رايج فارسي «پروتئين» كميسيون ، سوسياليسم) غالباً تطابق يك به يك وجود دارد، بنابراين املاي آنها مشكل چند شكل نويسي نخواهيم داشت . چون براي صداي واحد هر يك بيش از يك شكل مكتوب نداريم.
 



  بياموزيم : مصوت بلند «اي» و «ي » ميانجي

همان طور كه در يكي از بياموزيم هاي قبلي خوانديدم املاي آن دسته از كلمات مضاف كه به مصوت «اَ» و «او» ختم مي شوند، با حرف ميانجي «ي» درست است . مانند خداي انسان، نماي ساختمان، كندوي عسل ....
حال در اينجا مي گوئيم : املاي آن دسته از كلمات مضاف كه به مصوت بلند «اي» ختم مي شوند، بدون ميانجي درست است، مانند : قاضي ، شهر، شادي دل ها، بازي بچه ها ، ... حروف «ي» در اينگونه تركيبات هم به تنهايي نشان دهنده مصوت «اي» و هم حرف ميانجي «ي» است . پس بنويسيم «بازي بچه ها» و مي خوانيم «بازي بچه ها» اين شيوه ي املا در كلماتي مانند «بيا» «خيابان» ، «سياست» ، و ... نيز رايج است. «بي يا » مي خوانيم «بيا» مي نويسيم . «خي يابان» مي خوانيم «خيابان» مي نويسيم.
 

+ نوشته شده در  سه شنبه 1385/09/14ساعت 0:42  توسط فرهاد کاظمی | 

آزمون چهار گزينه اي درس پانزدهم تا پايان درس نوزدهم :(بدون پاسخ)



  1 – زبان شناسي جديد را به زبان شناسي ..... نيز مي شناسند

الف) تاريخي
ب) سنتي
ج) گويش شناسي
د) همگاني
 



  2 – نام ديگر زبان شناسي همگاني، زبان شناسي .... است.

الف) ساخت گرا
ب) سنتي
ج) تاريخي
د) گويش شناسي
 



  3 – كدام گزينه از مشكلات مطالعه ي زبان نيست ؟

الف) وجود گونه ها
ب) وجود گويش ها
ج) وجود لهجه ها
د) وجود دستور زبان
 



  4 – همه گزينه ها به جز .... معني مفرد مي دهد و مي توان آن را دوباره جمع بست؟

الف)‌جواهر
ب) حور
ج) مراسم
د) اسرا
 



  5 – در كدام گزينه صفت پيشين بكار نرفته است؟

الف) چه دردي بالاتر از ناداني سراغ داريد
ب) بهترين استعدادها در جوانان ايراني نهفته است
ج) بيست سال گذشت
د) باغ زيبا ديدني است
 



  6 – كاربرد كدام گزينه در ساده نويسي مجاز است؟

الف) چكاد
ب) ادا تواند كرد
ج) چونان
د) عصباني شد
 



  7 – در ساده نويسي رعايت كدام گزينه ضرورت ندارد؟

الف)‌از تكللف كلاسي و شاخ و برگ بي مورد بپرهيزيم
ب) از كلي گويي و ابهام دوري كنيم
ج) در نوشته هاي علمي و ادبي از آرايه هاي ادبي استفاده كنيم
د) از واژگان و ساختارهاي دستوري كهن استفاده نكنيم
 



  8- ساختار كدام گزينه با گزينه هاي ديگر متفاوت است؟

الف) آسماني
ب) نيلوفري
ج) ديدني
د) محمدي
 



  9 – كدام گزينه صفت فاعلي است؟

الف) كوتاه
ب) گوينده
ج) بينا
د) گويان
 



  10 – كدام گزينه از لحاظ نگارش درست است؟

الف) آيا كجا براي درس خواندن مناسب است
ب) اصلح تر آن است كه راست بگوييم
ج) اين كار از طرق هاي زيادي انجام مي شود
د) حقوق ماهانه پدر شما چند است؟
 



  11 – كدام گزينه صفت مفعولي نيست؟

الف) ديده
ب) گوينده
ج) شنيده
د) دوخته
 



  12 – همه گزينه ها به جز .... نمونه اي از كتاب يادداشت و خاطره است؟

الف)‌آن روزها
ب) ديدار با اهل قلم
ج) سياحت شرق
د) تپه ي برهاني
 

+ نوشته شده در  سه شنبه 1385/09/14ساعت 0:42  توسط فرهاد کاظمی | 

آزمون مرحله اي (تشريحي) شماره 3، از درس 15 تا درس نوزدهم : (بدون پاسخ)



  الف – زبان شناسي :
1 – منظور از علمي بودن زبان چيست؟



  2 – صورت هايي نظير «همي رفتم» و «شنيدستم» در كدام شاخه زبان شناسي مطالعه مي شود؟



  3 – زبان شناسان براي حل مشكلات و دگرگوني زبان، چه راه حلي انديشيده اند؟



  4 – زبان شناسي جديد را به نام زبان شناسي .... نيز مي شناسند



  ب) دستور:
1 – در جمله هاي زير، هسته و وابسته هاي پيشين را مشخص كنيد ، نام وابسته ها را بنويسيد.

الف) دو پرنده از باغ سرسبز پريدند
ب) مردي از خانه به كوچه وارد شد
ج) آسمان آبي ، دلم را شاد مي كند
د) كتاب جغرافيا را از دوستم گرفتم
 



  2 – براي اين جدول يك گروه اسمي بنويسيد

گروه اسمي
وابسته هسته وابسته
مضاف اليه  اسم صفت پرسشي
........... ......... ..............
 


  3 – از مصدر دانستن صفت هاي زير را بسازيد

الف) لياقت :
ب) فاعلي :
ج) مفعولي:
 



  4 – براي كلمه هاي زير يك صفت و يك مضاف اليه بنويسيد؟

الف) انشا
ب) دريا
 



  ج – نگارش :
1. جملات بلند زير را به دو يا چند جمله تبديل كنيد.

در هنگام مطالعه بايد مطالب مورد نظر را با دقت مورد بررسي و تجزيه و تحليل قرار داد و نكات مهم را يادداشت و گردآوري كنيم».  



  3. به جاي واژه هاي زير برابرهاي مناسب بنويسيد

مستعمل
من غير مستقيم
 



  املا و بياموزيم :
1. گزينه هاي نادرست است، صحيح آنها را بنويسيد.

الف) دانش آموزان كتب هاي زيادي مطالعه مي كنند
ب) آيا كي مسافرت كنيم
ج) آيا چگونه مي توانيم درس بخوانيم
د) اصلح تر آن است كه بهتر انتخاب كنيم
 



  2. گزينه هاي درست و نادرست را مشخص كنيم

الف) اولاد
ب) افضل تر
ج) خواندني تر
د) اخبارها
 

+ نوشته شده در  سه شنبه 1385/09/14ساعت 0:41  توسط فرهاد کاظمی | 

پرسش هاي آموزشي و تكميلي (درس پانزدهم تا درس نوزدهم) بدون پاسخ



  1- كشف واقعيات موضوع زبان در كدام مقوله ي زبان شناسي بررسي مي شود؟



  2- بررسي و مطالعه گذشته زبان در كدام نوع از انواع زبان شناسي انجام مي شود؟



  3_ كداميك از گزينه هاي زير از مشكلات مطالعه ي زبان نيست؟

الف)‌تغيير و تحول دائمي زبان
ب) وجود گونه ها، لهجه ها و گويش ها
ج) آساني استفاده از زبان
د) گستردگي بيش از حد زبان
 



  4 – هسته هاي گروه اسمي زير را مشخص كنيد:

پروين چند كتاب داستان خريد  



  5 – نوع وابسته هاي پيشين را در جمله زير مشخص كنيد

الف) مردم بالا دست چه صفايي دارند!
ب) برتري انسان ها نزد خداوند كدام افرادند؟
 



  6- اگر بخواهيم يكي از عبارت هاي زير را در جمله اي ساده بكار ببريم. كدام عبارت ها را بايد برگزينيم

از جاي بشر
بيان توان كرد
دار الايمان معمور شد
قضا كار خود بكرد
حيلت كردم
عاشق درس بود
 



  7 – نوع «بسته هاي پيشين » را در جمله هاي زير مشخص كنيد:

برگي از درخت افتاد. اين برگ خشك ه يادآور پائيز سرد است سال هاست كه جان طبيعت را مي گيرد و انسان دانا را به تفكر واميدارد.  



  8 – نوع صفت هاي بياني زير را مشخص كنيد.

دوران :
رونده:
ديده:
پوشيدني :
صافي:
 



  9 – جمله هاي زير را اصلاح كنيد.

الف) اخلاق هاي نيكو را همه مي پسندند
ب) او از علماي افضل تر اسلام است
ج) مو بلند را بايد كوتاه كرد
د) آيا چقدر درس مي خواني؟
 



  10 – نويسنده كتاب هاي خاطره ي زير چه كساني هستند؟

الف) آن روزها
ب) تپه هاي برهاني
ج) سياحت شرق
د) سرگذشت زندگاني من
ه‍<- روزها
و) آن سالها
 



  11 – ثابت كنيد تركيب هاي زير مضاف و مضاف اليه اند يا موصوف و صفت ؟

آسمان لاجوردي
كليد خانه
رنگ نقش
كشور ما
 



  12 – انواع وابسته هاي پسين را نام ببريد.



  13- در ساده نويسي جمله هاي كوتاه چه مزيتي دارند؟



  14 – انواع وابسته هاي پيشين را نام ببريد؟



15 – وظيفه ي وابسته ها توضيح برخي ويژگيهاي .... گروه اسمي است


16 – برابرهاي مناسب واژگان زير را بنويسيد
الف) علي هذا
ب) در قطع كنوني
 

+ نوشته شده در  سه شنبه 1385/09/14ساعت 0:41  توسط فرهاد کاظمی | 

درس نوزدهم خاطره نويسي ، يادداشت روزانه



  پرسش هايي از متن : 1 - عام ترين و صميمانه ترين نوع نوشتن خاطره نويسي است



  2 – خاطره نويسي چه فايده اي براي حيات ادمي دارد؟

خاطره نويسي باعث مي شود كه از مراحل و ايام زندگي آثار جاندار و روشن بر جاي بماند. خاطرات تلخ و شيرين، پيروزيها و شكست ها، عواطف و احساسات تجربيات تكرار ناشدني، حوادث ايام و ......با نوشتن مثبت و ماندگار مي شوند. چرا كه همين نكات پيمانه حيات آدمي را پر مي سازند.  



  3 – چه موضوعاتي را مي توانيم براي خاطره نويسي انتخاب كنيم؟

همه چيزي مي تواند براي خاطره مناسب باشد، تأثير پذيرفتن از يك نوشتن، يك سخن، ديدن يك فيلم، منظره و ....  



  4 – در ثثبت وقايع «جدول ضربي» عمل نكنيم يعني چه ؟

يعني لازم نيست مواردي را كه هر روز براي شما رخ مي دهد، هفت بار تكرار كنيد و بنويسيد، مگر آنهايي كه از اهميت زيادي برخوردارند  



  5 – آيا هميشه يادداشت ها از نظم منطقي خاصي پيروي مي كنند؟

خير، يادداشت ها گاه كوتاه و گاه بلند است و از نظم خاصي پيروي نمي كنند و در واقع گاه و بي گاه هر چه به ذهن مي آيد مي نويسيم. اما محتواي آنها بايد اثربخش باشد و در خواننده هم حس پديد آورد.  



  6 – خاطره نويسي نوعي تمرين نگارش است.



  خودآزمايي درس نوزدهم :
1 – براي هر يك از نمودارهاي زير، دو گروه اسمي مثال بزنيد

گروه اسمي

 وابسته

هسته  وابسته

صفت بياني

 اسم صفت مبهم

 مبهم

تصوير چند

گروه اسمي

وابسته

وابسته هسته

صفت بياني

نشانه ي نكره اسم

  مهيّج

يّ ورزش
+ نوشته شده در  سه شنبه 1385/09/14ساعت 0:40  توسط فرهاد کاظمی | 

درس هفدهم و هجدهم

درس هفدهم
‌ساده نويسي



  پرسش هايي از متن :
1 – هر نوشته ي ساده بايد چه ويژگيهايي داشته باشد؟

الف) زبان نوشته مبهم و نزديك به زبان گفتار است.
ب) جملات كوتاه، ساده و روانند
ج) كلمات و عبارت هاي دشوار و پرتكلف در آن ديده نمي شود
د) عبارت ها و كلمات زايد و به اصطلاح حشو درآن به خوبي فهميده مي شود
 



  2 – ويژگي نوشته هاي غير ساده (تكلف مصنوع) چيست؟

(متكلف و ديرفهم ) همانا استفاده نكردن از ويژگيهاي نوشته ي ساده است. كه برخي نقل مي شود.
الف) استفاده از كلمات دشوار
ب) مقصود نويسنده بخوبي فهميده نمي شود
ج) جملات در مقايسه با نوشته ي ساده بلند است
د) اصطلاحات خاصي در نوشته غيرساده مي توان يافت
 



  3 – يكي از نكاتي كه به ما كمك مي كند ساده بنويسيم اين است كه واژگان و ساخت هاي دستور كهن استفاده نكنيم . حال اين واژگان و ساخت هاي دستوري كهن را به ساخت هاي ساده تبديل مي كنيد.(به عهده دانش آموز)

ادا تواند كرد / چكاد / گفته آمد / نگهبان دين تواند بود / چونان / از جاي بشد  



  بياموزيم – كسره اضافه «ي» ميانجي

هر گاه مضاف و يا موصوف به حرف صامت (غ،ف، ل، ت ، ...) ختم شوند، فقط نقش نماي اضافه (كسره اضافه) مي گيرند.
مرغ سعادت ، ظرف بزرگ، شكل ساختمانيف دست راست
اما هر گاه مضاف و يا موصوف به صورت «آ» و «او» ختم مي شوند علاوه بر نقش نماي اضافه حرف ميانجي روي نيز بكار مي رود. هماي سعادت ، بوي گلي ، نماي ساختمان ، پاي برهنه
 



  خودآزمايي درس هفدهم :
1. جمله بلند زير به دو يا چند جمله تبديل كنيد.

يكي از بهترين و مؤثرترين وسايل كسب مهارت در انواع نوشتن . خواندن مطالب گوناگون علمي، ادبي، هنري، فلسفي و ديني آموزنده و آگاهي دهنده دريغ نورزيم تا بتوانيم از اينگونه مطالب در مواقع گوناگون استفاده كنيم.  



  2. به جاي واژگان زير برابرهاي مناسب بنويسيد:

مستعمل :‌ كهنه ، فرسوده
كانديدا : نامزد نمايندگي
علي هذا : از اين رو ، بنابراين
علي كل حال : به هرحال، در هر صورت
من غيرمستقيم : غيرمستقيم (پوشيده)
در مقطع كنوني : اكنون، در حال حاضر
 



  3 – در جمله بنويسيد كه در يكي از كلمه ي «چند» صفت مبهم و در ديگري « صفت پرسش» باشد.

صفت مبهم : او چند بيت از حفظ كرد
صفت پرسشي : چند بيت از حفظ كرده اي؟
 



 

درس هجدهم
گروه اسمي (3) و وابسته هاي پسين

در درسهاي گذشته با وابسته هاي پيشين (صفت اشاره، پرسشي، تعجبي، شمارشي، عالي، و صفت مبهم) آشنا شديد. در اين درس با وابسته هايي كه پس از هسته مي آيند آشنا مي شويد :

هسته

نام وابسته پيشين

نشانه ي نكره

نشانه ي جمع

صفت شمارشي تربيتي(2)

مضاف اليه

صفت بياني

 

وابسته ها و نمونه ها

«ي» پس از اسم عام

ها ، ان، ين، ات، ون، خانه ها، مردان، اطلاعات،

انقلابيون

مؤمنين

با افزودن –ُ م به اعداد اصلي ساخته مي شود

اسم – اسم مضاف مضاف اليه

اسم، صفت، آسمان، آبي دوست خوب

به جز صفت شمارشي تربيتي (2) ساير صفت هاي پسين بياني اند.  



  روش هاي شناخت صفت بياني (موصوف و صفت) از مضاف و مضاف اليه

1. صفت بياني معمولاً پسوند «تر» مي پذيرند: آسمان آبي تر (درست است) اما مضاف اليه پسوند «تر» نمي پذيرد مانند : كتاب جغرافي تر (نادرست است)
2. موصوف معمولاً «ي» نكره مي پذيرد. كتابي خواندني (درست است) اما مضاف «ي» نكره نمي پذيرد، كتابي علي (نادرست است)
 



  پر كاربردترين صفت هاي بياني به شرح زير است:

1. بياني ساده:روشن ، خوب ، عاقل

2.فاعلي : الف – بن مضارع + -َ نده : گوينده ، شنوند ه، رونده
ب – بن مضارع + ا : بينا ، گويا، شنوا
پ – بن مضارع + ان : گريان ، خندان ، روان

3 – مفعولي : بن ماضي +به ، ه :دوخته ، شكسته، شنيده

4 – لياقت : مصدر + ي = خوردني ، نوشيدني

5 – نسبي : اسم + ي = آسماني ، نيلوفري
 



  بياموزيم ، صفت پرسش، ايا :

اگر جمله اي را با يكي از صفت هاي پرسشي «چه» ، «چند» ، كي و ... پرسش كنيم، نيازي به آوردن كلمه ي «آيا» نيست. در اينگونه جمله ها ، كاربرد «آيا» نادرست است.
الف – چگونه مي توانيم بر سرعت مطالعه خود بيفزائيم ؟ ص
ب – آيا چگونه مي توانيم بر سرعت مطالعه خود بيفزاييم ؟ غ
 



  خودآزمايي درس هجدهم :
1. نمودار اين گروههاي اسمي را رسم كنيد.
اين چهار دانش آموز رنگ ، همين دو خانه ييلاقي ، هر هفت روز هفته

وابسته 3 هسته وابسته 2 وابسته ي 1
صفت بياني  اسم  صفت شمارشي صفت اشاره
زرنگ دانش آموز چهارشنبه اين 

وابسته 3 هسته وابسته 2 وابسته ي 1
صفت بياني  اسم  صفت شمارشي صفت اشاره
ييلاقي خانه ي دو  همين

وابسته 3 هسته وابسته 2 وابسته ي 1
صفت بياني  اسم  صفت شمارشي صفت اشاره
هفته  روز –ِ  هفت هر
 


  2 – براي هر يك از نمودارهاي زير، سر گروه اسمي مثالي بياوريد

وابسته

وابسته

وابسته

صفت اشاره

صفت شمارشي

اسم

اين

پنج

دوست

آن

دو

پرزه

همين

يك

كتاب

 


هسته

وابسته

وابسته

اسم

صفت

مضاف اليه

دوست –ِ

خوب –ِ         

علمي

كتاب – ِ

علمي –ِ         

من

دانش آموز –ِ

زرنگ –ِ

كلاس

 


  3 – از بين كلمات زير صفت هاي بياني را مشخص كنيد و براي هر كدام يك موصوف بسازيد.

صفت هاي بياني : گرفتني (لياقت) : مزد گرفتني / هوشمند (ساده) : دانش آموزهوشمند
سنجيده (مفعولي) : سخن سنجيده / جلب (ساده) : كتابِ جالب
اخلاقي (نسبي) : كتاب اخلاقي / دانا (فاعلي) : پسرك دانا
خوب (ساده) : معلم خوب / كوشا (فاعلي) : كارگر كوشا
مؤدب (ساده) : بچه ي مؤدب / طلايي (نسبي) : توپ طلايي
زيبا (فاعلي) : فيله زيبا / گسسته (مفعولي) : افكار گسسته
زيرك (ساده) : حيوان زيرك / تاريخي (صفت نسبي) : داستان تاريخي
كلمه هاي پنجم و ديگر صفت بياني نيستند


4 – مانند نمونه جدول را كامل كنيد (توجه داشته باشيد كه صفت هاي فاعلي سه گانه از همه فعل ها ساخته نمي شود)

فعل

بن مضارع

صفت فاعلي(1)

صفت فاعلي(2)

صفت فاعلي(3)

رفت

رو

رونده

روا

روان

خورد

خور

خورنده

-

-

گرفته است

گير

گيرنده

گيرا

-

مي دود

دو

دونده

-

دوان

سوخت

سوز

سوزنده

-

سوزان

داشت

دار

دارنده

دارا

-

مي دانند

دان

داننده

دانا

-

گريست

گوي

گوينده

-

گويان

گذشت

گذر

گذرنده

گذرا

گذران



5 – براي كلمات زير يك صفت و يك مضاف اليه مناسب بنويسيد
شهر ...........شهر تهران، شهر ديدني
دريا ......... درياي خروشان ، درياي مازندران
سيني ....... سيني نقره اي ، سيني ميوه
انشاء ........انشاي بلند، انشاي بچه ها
 

+ نوشته شده در  سه شنبه 1385/09/14ساعت 0:39  توسط فرهاد کاظمی | 

درس پانزدهم و شانزدهم



درس پانزدهم
زبان شناسي چيست؟



  زبان

1. يك نظام است و كار اصلي آن ايجاد ارتباط است.
2.شكل هاي گوناگوني به نام گونه ، لهجه و گوش دارد.
 



  زبان شناسي

1. علمي است كه به شناخت زبان مي پردازد
2. مطالعه علمي زبان است
3. از روش هاي رايج در تحقيقات علمي استفاده مي كند
 



  انواع زبان شناسي :

1- زبان شناسي سنتي : مطالعه زبان به قصد حفظ كتب آسماني و آثار ادبي
2- زبان شناسي جديد : (ساخت گرا يا همگاني) : مطالعه زبان به قصد شناخت خود آن و كشف واقعيات موضوع زبان
3- زبان شناسي تاريخي : بررسي و مطالعه گذشته زبان به صورت هاي نظير «هي گفتم» «شنيدستم» «به باغ اندرون»
 



  گويش شناسي :

اگر زبان شناسان براي مطالعه زبان يكي از گويش هاي جغرافيايي، اجتماعي ،تاريخي و گويش هاي معيار را انتخاب كنند حاصل كار آنان را در گويش شناسي مي گويند.  



  جع نبستن كلمه هاي جمع

كلمه هايي كه جمع هستند نبايد دوباره جمع بسته شوند.
خواص جمع خاصه ، اخبار جمع خبر . اخلاق جمع خُلق ، كتب جمع كتاب، طرق جمع طريق ، حواس جمع حس، اولاد جمع ولد و.....بنابراين بكار بردن خواص ها، اخبارها ، اخلاق ها و كتباهاً نادرست است.
مي توانيم به جاي بعضي جمع هاي مكّسرف مفرد آنها را با نشانه هاي جمع فارسي «ها» بكار ببريم. خبرها، كتاب ها به جاي اخبار و كتب
گاهي بعضي از كلماتي كه جمع عربي هستند، در فارسي با معني مفرد بكار مي روند . مانند طلبه (جمع طالب) ، عمله (جمع عامل) ، اسلحه (جمع سلاح) ، حقوق (جمع حق) و ...
كاربرد اينگونه كلمه ها چون با معني مفرد رواج دارند، جايز است.
 



  خودآزمايي درس پانزدهم :
1 – وظيفه گويش شناسي چيست؟

مطالعه يكي از گويش هاي جغرافيايي ، اجتماعي و زبان ....  



  2 – مثال هاي زير را كه در حوزه زبان شناسي تاريخ است ، به زبان امروز بازنويسي كنيد.

بارانكي خرد خرد مي باريد، چنان كه زمين تر گونه مي كرد. (تاريخ بيهقي)
باران نم نم مي باريد و زمين را خيس مي كرد.

از اين ناحيه خرما خيزد از هرگونه و از روي حيوانات از عجيب دگر گوناگون (حدود العالم)
اين ناحيت خرما خيز است و جانوران عجيب و گوناگوني دارد.
از اين ناحيه انواع خرما صادر مي كنند و حيوانات شگفت آور و گوناگوني دارد.

چون به بصره رسيديم، از بر هنگي و عاجزي به ديوانگان ماننده بوديم و سه ماه بعد كه موي سر باز نكرده بوديم . ( سفرنامه ناصرخسرو)
هنگامي كه به بصره رسيديم به سبب برهنگي و ناتواني شبيه ديوانگان شده بوديم و سه ماه گذشته بود كه موي سرمان را نتراشيده بوديم.
 



  3 – نوع اسم هاي مشخص شده تمرين 4 را تعيين كنيد.

بارانكي : اسم ، مشتق، عام، مفرد، نكره
رسن : اسم ، عام، مفرد، ساده، جنس
زمين : اسم ، مفرد ، عام، ساده ، مبني
برهنگي : اسم، مشتق، مفرد
خرما : اسم مفرد،عام ، ساده ، مبني
ديوانگان : اسم، عام، جمع ، جنس و ....
بصره و يوسف : اسم، خاص، ساده، شناس
 



 

درس شانزدهم
گروه اسمي (2) ، وابسته هاي اسم

1. گروه اسمي شامل چه عناصري است؟

هر گروه اسمي شامل دو عنصر «هسته» و «وابسته» است.  



  2. جاي هسته را چه واژه اي اشغال مي كند؟

اسم  



  3. جمله هاي زير را بخوانيد و به پرسش هاي آن پاسخ دهيد: پرويز اين كتاب را خواند پرويز بهترين كتاب را خواند پرويز كتاب ديگر را خواند پرويز كتاب داستان را خواند پرسش ؟ الف) هسته هاي جمله هاي بالا كدام كلمه است؟ چرا؟ ب) در همه مثالهاي بالا، مفعول .... (كتاب) است. ج) واژه هاي وابسته را بنويسيد د) «وابسته» گاه پيش از ....... مي آيد گاه پس ازآن ه‍)وابسته اي را كه پيش از هسته بيايد وابسته ي .....و وابسته اي را كه پس از هسته بيايد و وابسته ي .... مي گوئيم. و) وظيفه وابسته ها چيست؟

الف) كتاب = مفعول جمله ، چون يك گروه اسمي است كه وابسته گرفته است. ب) هسته ج) اين ، بهترين، ديگر، دوستان د) هسته ه‍) پيشين(مانند اين و بهترين)،پسين(مانند ديگر و دوستان) و) وظيفه ي وابسته ها توضيح برخي ويژگيهاي هسته هاي گروه اسمي است.  



  خودآزمايي درس 16 :
1 – به هر يك از كلمات زير، وابسته هاي پيشين مناسب بيفزاييد . در هر مثال ، وابسته هاي متنوع و متفاوت بكار ببريد.

كودك :‌آن كودك ، چند كودك؟ هر كودك ، يك كودك، چه كودكي! بهترين كودك
كار : اين كار . كدام كار ؟ عجب كاري ! زشت ترين كار، فلاني كار
نتيجه : آن نتيجه، چه نتيجه اي ! چند نتيجه ؟ بهترين نتيجه هر نتيجه اي
دوستان : اين داستان . كدام داستان ؟ چهار داستانف بلندترين داستان، هيچ داستان
 



  2 – در نوشته هاي زيروابسته هاي پيشين را شناسايي كنيدف نام آنها را بنويسيد و هر يك را با پيكان به هسته وصل كنيد.

از برسي در سه ايالت و پنج شهر مهم به اين نتيجه مي رسيم كه پپس از معاويه، ايالتي كه سرنگون شدن رژيم دمشق را مي خواست و براي اجراي اين منظور اقدام كرد، كوفه بود. (سه و پنج : صفت شمارشي / اين : صفت اشاره اي )
روزنامه ي «مرد امروز» بزرگترين روزنامه اجتماعي زمان خود بوده است. (بزرگترين : صفت عالي)
«محمد مسعود» در آن چند روز اخفتاي خود كوبنده ترين مقاله را در روزنامه ي توقيف شده «مردامروز» به چاپ رساند. اين شهادت حتي مخالفان را همه تحت تأثير قرار داد. اما هيچ كس نمي توانست كه او دارد چه روزهاي سختي را پشت سر مي گذارد.(چند، هيچ، مبهم كوبنده ترين ، صفت عالي / اين :‌اشاره اي)
معلوم نيست كه سخت گيري آغاز كار و سپس طرح نقش ي جنگ و اجراي آن با اشاره دمشق بوده است يا به ابتكار شخص حاكم كوفه . شايد رئيس و مأمور هر دو در آن دخالت داشتند. اما يك نكته را از لابه لاي گفت و شنودهاي صحنه ي كارزار مي توان يافت و آن اين است كه مردم كوفه در آغاز نمي خواستند حادثه، پاياني جميع داشته باشند(آن : اشاره اي / هر : مبهم / يك : شمارشي)
 



  4 – از بين كلمات زير آن ها را كه امروزه معني مفرد مي دهند دوباره قايل جمع بستن هستند مشخص كنيد:
وقايع ، قصايد، ارباب، اسرا ، حور عليايي، مراسم ، جواهر

جواهر : جواهرات
ارباب : اربابان
حوز : حوريان
مراسم : مراسم ها
 

+ نوشته شده در  سه شنبه 1385/09/14ساعت 0:38  توسط فرهاد کاظمی | 

آزمون چهار گزينه اي زبان فارسي نوبت اول : (بدون پاسخ)



  1 – با توجه به جمله زير كدام گزينه درباره «پارچه» درست است؟
بريدن پارچه بدون انگيزه اشتباه است.

الف) اسم اشاره – عام – معرفه
ب) اسم ساده – عام – جنس
ج) اسم مشتق، خاص، نكره
د) اسم مشتق، عام ، معرفه
 



  2 – با توجه به عبارت زير از چند راه اثبات مي شود كه كلمه ي «تهران» اسم است؟ در اين تهراني كه من مي بينم گنجايش ساكنان خود را ندارد.

الف) يك
ب) دو
ج) سه
د) چهارشنبه
 



  3 – كدام گزينه براي پر كردن نقطه چين در عبارت زير مناسب است؟
«به شكل هايي كه از يك زبان كه هر كدام در هر جا و موقعيتي معين بكار مي روند .......گفته مي شود»

الف)‌گونه
ب) گويش
ج) لهجه
د) شكل آوايي
 



  4 – با توجه به ويرايش كدام گزينه نادرست است؟

الف) ويرايش فني مربوط به جنبه هاي دستوري، نگارشي و املايي است.
ب) ويرايش تخصصي ناظر بر جنبه علمي يا تخصصي اثر است.
ج) ويرايش زباني و ساختار مربوط به جنبه هاي دستوري ، نگارشي و املايي است.
د) ويرايش به همه جنبه هاي يك اثر از محتوا، ساخت و زبان تعلق مي گيرد.
 



  5 – به كمك كدام ويژگي زبان از كلمات محدود ، جمله هاي نامحدود مي توانيم بسازيم ؟

الف)‌نا به جايي
ب) زايايي
ج) يك ساختي
د) دو ساختي
 



  6 – همه گزينه ها به جز گزينه ي ..........از دشواريهاي شناخت زبان مي باشد.

الف) پيچيدگي و گستردگي بيش از حد زبان
ب) تغيير و تحول دايمي زبان
ج) مطابقت زبان با قواعد
د) وجود انواع لهجه ها، گويش ها و گونه ها
 



  7 - «مي نوشيتم » از نظر زماني چه نوع فعلي است؟

الف)‌ماضي نقلي
ب) ماضي بعيد
ج) ماضي مطلق
د) ماضي استمراري
 



  8 – كدام گزينه همان نهاد پيوسته است ؟

الف) فعل
ب) مسند
ج) شناسه
د) ماضي استمراري
 



  9 – كدام گزينه از نظر نگارش درست است؟

الف) از فرمايشات شما بسيار بهره برويم
ب) سفارش والدين را مي پذيرم
ج) ناچاراً خواهش دوستم را قبول كردم
د) به نظرات و پيشنهادات دانش آموزان بايد توجه كرد
 



  10 – نوع فعل در عبارت : علي كتابي را به دوستش بخشيد. در كدام گزينه آمده است؟

الف) فعل گذرا به متمم
ب) فعل گذرا به مفعول
ج) فعل دو وجهي
د) فعل گذرا به مفعول و متمم
 



  11 – كلمه «گريه» از جهت ساختمان كدام گروه اسمي است ؟

الف)‌اسم مركب
ب) اسم ساده
ج) اسم مشتق
د) اسم مركب و مشتق
 



  12 – كدام گزينه از ويژگيهاي «زبان ادبي» نيست؟

الف) چند پهلو نوشتن در آن حسن و زيبايي مي آفريند.
ب) خواننده بي نياز از تأمل در الفاظ مقصود را در مي يابد
ج) براي توصيف و تصوير معناي ذهني و بيان عواطف از آن استفاده مي شود
د) پيام نوشته بطور غيرمستقيم و صريح بيان مي شود
 



  13 – گزاره ي جمله ي عصا زنان و گرد آلود، كوله باري برسر عصاي خود بسته بود. علاوه بر فعل چه جزء يا اجزايي دارد؟

الف) مسند
ب)مسند
ج) مفعول و متمم
د) متمم
 



  14 – كدام گزينه يكي از راههاي پرورش مطلب در انواع نوشته هاي علمي و ادبي است؟

الف) ويرايش
ب) مقايسه
ج) توصيف
د) آرايه هاي ادبي
 

+ نوشته شده در  سه شنبه 1385/09/14ساعت 0:37  توسط فرهاد کاظمی | 

آزمون زبان فارسي نوبت اول نمونه 2



  1 – زبان شناسي‌:

1 – چرا شناخت زبان دشوار است؟
2 – سه ويژگي زبان را نام ببريد
3 – تفاوت لهجه و گويش در چيست؟
4 – اركان اصلي تعريف زبان را بيان كنيد.
 



  ب) دستور:
1 – نوشته ي زير نهاد «گزاره» را مشخص كنيد.

درد دل هاي او پاياني نداشت.  



  2 – جانشين سازي كنيد .

الف) اعضاي جامعه
ب) دانش آموز
ج) ما
 



  3 - با هر يك از فعل هاي زير گزاره مناسب بسازيد.

الف) بخشيد
ب) برد
 



  4 – نام هر يك از اجزاي جمله هاي زير را بنويسيد.

براي بدست آوردن دل او كوشيد.  



  5 – هسته ي اين گروههاي اسمي را مشخص كنيد.

الف) طبيعت سركش بيدادگر
ب) همين چند روز گذشته
ج)اين سه دانش آموز ممتاز
د) همين روز خزان زده ي شهر
 



  6 – اسم هاي زير ساده اند، يا مركب يا مشتق ؟

الف) داماد
ب) خيمه شب بازي
ج) طفلك
د) گريه
 



  7 – از مصدر «انديشيدن» فعل هاي خواسته شده زير را بسازيد.

الف) ماضي نقلي
ب) ماضي التزامي
ج) مضارع اخباري
 



  ج) نگارش :
1 – نوشته ي گفتاري زير را به نوشتاري تبديل كنيد.

ميون اون همه آدم يخه منو چسبيد و گفت تو بايد با من بيايي كلانتري. من از كجا بدونم كه تو كيف منو نزدي.  



  2 – باز ذكر سه دليل بنويسيد نوشته ي زير چه نوع نوشته اي است؟

بامدادان است. خورشيد نرم نرمك از دل زمين بيرون مي آيد و سركي مي كشد چون همه جا آرام و خاموش مي بيند. تنوره ي خود را روشن مي كند و بر پهنه ي زمين مي گسرتد. شعله كشان و آه كنان دل خونين خود را در افق به پرواز در مي آورد.  



  3 – جمله ي زير را ويرايش كنيد. (نشانه گذاري كنيد)

چند دكان نانوايي قصابي ، عطاري در قهوه خانه و يك سلماني .......مجموعه شعر را تشكيل مي داد.  



  د) املاء و بياموزيم
1 – به جاي تركيبات زير از چه كلمه هايي بايد استفاده كرد؟ چرا؟

الف) فرمايشات جناب عالي
ب) مديره ي محترم
 



  2 – املاي كداميك از كلمات زير نادرست است؟

الف) مسائل
ب) فؤاد
ج) گاهاً
د) اتفاقاً
 



  3 – املاي كداميك از گروه كلمه هاي زير نادرست است؟ صحيح آن را بنويسيد.

خار مغيلان / شبه نسخ / اهرار و آزادگان / مئتبر موثق / مصايب و سختي ها / غمين و محزون / سه منزل غائي / لحن قاطع / تحكيم و استواري / شيرو عثاره / منابع و مأخذ / اضلال و گمراهي / بيماري سرع / درست و بعينه  

+ نوشته شده در  سه شنبه 1385/09/14ساعت 0:37  توسط فرهاد کاظمی | 

آزمون زبان فارسي نوبت اول – نمونه شماره 1 (بدون پاسخ)



  الف) زبان شناسي

1 – اگر انسان از زبان بي بهره بود چه مشكلي پيش مي آمد؟
2 - چرا استفاده از زبان آسان است؟
3 – گونه «يكي از اشكال زبان» را تعريف كنيد.
4 – منظور از «نشانه » چيست؟
5 – مثال زير كدام ويژگي زبان را بيان مي كند؟
«دست نسيم شاخه هاي بيد را نوازش كرد
 



  ب) دستور :
1 – در نوشته ي زير نهاد و گزاره را مشخص كنيد.

پسرك دستش را به صورتش ماليد.  



  2 – جانشين سازي كنيد.

الف) پرنده
ب) خواهند ساخت
ج) آن ها

جمله

 گزاره نهاد 
بر روي درخت آشيانه مي سازند پرندگان
 


  3 – با هر يك از فعل هاي زير گزاره مناسب بسازيد

الف) است
ب) ترساند
 



  4 – هسته ي اين گروه هاي اسمي را مشخص كنيد :

الف) اين عمل خدا پسندانه
ب) حساب پس انداز من
ج) اين چند روز عمر گرانمايه
د) آن درخت تنومند
 



  5 – اسم هاي زير ساده اند يا مركب يا مشتق ؟

الف) گوسفند
ب)ناله
ج) رفتار
د) غم خواري
 



  6- از مصدر «شنيدن» فعل هاي خواسته شده ي زير را بنويسيد.

الف) ماضي بعيد
ب) مضارع التزامي
ج) ماضي ساده
 



  7 – نگارش :
نوشته گفتاري زير را به نوشتاري تبديل كنيد.

گر به درختي زمين گله همچنين باريك رد مي شه كه كف پاشم تر نمي شه اما وقتي مي خواهد ماهي بگيره ..............  



  8 – يكي از موضوع زير را در پنج سطر توصيف كنيد.

الف) آينه
ب) دل
ج) خورشيد
 



  د – املاء و بياموزيم :
1 – به جاي تركيب هاي زير از چه كلمه هايي بايد استفاده كرد. چرا؟

الف)‌آزمايشات متعدد
ب) شاعره ي متعهد
 



  2 – املاي كداميك از كلمات زير نادرست است ؟ چرا؟

الف) نژاد و ملاء عام
ب) تلگرافي و تلفناً
ج) شخصاً و عملاً
د) جزء هستي
 



  3 – املاي كداميك از گروه كلمه هاي زير نادرست است؟ صحيح آنها را بنويسيد.

لاغر و نحيف ، به مقتضاي علايق ، تدائي هاني ، سفاهت و ناداني، تضاد و تارض، رثاي شهيدان ، با شمشير همايل، كاخ گرايي، روزي و ارتزاق، تيغ و سليح، گاو ثمين، طبع منيع، مشاطه صبح  

+ نوشته شده در  سه شنبه 1385/09/14ساعت 0:36  توسط فرهاد کاظمی | 

درس سيزدهم و چهاردهم



 

درس سيزدهم
با چه خطي بنويسيم


1 – تحرير يعني چه ؟

به معني نوشتن است.  



  2 – خط تحريري در اصطلاح يعني چه ؟

يعني نوشتن خط با دست  



  3 – خط تحريري به « ....» نزديك است.

«خط نستعليق ريز»  



  4 – چرا خط تحريري براي دست نوشته هاي ما «خط معيار» به شمار مي رود؟

به سبب ظرافت و زيبايي و سرعتي كه در نوشتن آن است.  



  تمرين :(بدون پاسخ)
الف) كداميك از گروه كلمه هاي زير نادرست است؟ زيرا آنها را خط بكشيد و صحيح آنها را به خط تحريري بنويسيد. (به عهده دانش آموز)

خار مغيلان، الغاء تفهيم، حُرم آفتاب ، ضابطين، حصول نتيجه، مثل ائلا و برجسته، مشاهده و تفحص، جرئت و لياقت ، سفر سيمرغ، چشمه و غنات، حُرم آفتاب، تعمّد و اجبار  



  ب) كدام گزينه از گروه كلمه هاي زير نادرست است؟

1 – مزارع التزامي , حله ي ابريشم , لحن قاطع, دنائت و پستي
2 – نسيان و غفلت , نحنج گل , راست وريس , برگ سمن
3 – عروج و ترقي , متحير و مبهوت , خطام و پايان , ازهار و گل ها
4 – سهل و ممتنع , مراعات نظير , گستاخ و مغرور, مهر و نابود
 



 

درس چهاردهم
توصيف



  پرسش هايي از متن :
يكي از راههاي رايج پروردن مطالب توصيف است.
1 – توصيف در چه نوع نوشته هايي كاربرد دارد؟ نوشته هاي علمي و ادبي



  2 – در چه نوع از توصيف هايي از عناصر خيال استفاده مي كنيم؟

در توصيف هايي كه قصد داريم موصوف در برابر چشم مخاطب مجسم گردد و تصويري زنده از آن ارائه شود.  



  3 – انواع توصيف را فراخور موضوع بنويسيد.

يك پديده علمي، وصف طبيعت، وصف عصر و زمانه كه دراين مجموعه وصف حالات جانوران ،افراد انساني اقتصادي زندگي و .....جاي مي گيرد.  



  4 – مواد توصيف چه چيزهايي هستند؟

حواس پنج گانه، تجربه هاي حسي و عاطفي  



  5 – در هر يك از انواع و گونه هاي توصيف چه چيزهايي لازم و ضروري است؟

به گنجينه واژگان در خور متناسب نيازمند است. استفاده از هر گونه صفت، فعل و قيد مناسب ضروري است.  



  خود آزمايي چهاردهم :
1 – مفرد جمع هاي مكسر زير را بنويسيد.

احرار -> حر ، قلاع -> قلعه ، قرا -> قريه ، ادّله -> دليل ، نسخ -> نسخه ، فلاسفه-> فيلسوف ، تجار -> تاجر ، مكاتيب -> مكتوب ، مكاتب -> مكتب ، رعايا -> رعيت ، نواحي -> ناحيه ، معاني -> معني ، اجانب -> اجنبي ، اشياء -> شيء  



  2 – صحيح كلمات زير را بنويسيد.

الف) استيفا از كار -> استعفا از كار
ب) تمر يادبود -> تمبر ياد بود
ج) خورده فروشي -> خرده فروشي
د) روغن مايه -> روغن مايع
 

+ نوشته شده در  سه شنبه 1385/09/14ساعت 0:35  توسط فرهاد کاظمی | 

پرسش هاي آموزشي و تكميلي درس هشتم تا پايان درس دوازدهم :(بدون پاسخ)



  1 – هر فعل .......مشخص دارد.



  2 – شناسه ي فعل در ماضي و مضارع در چه شخصي اختلاف دادند؟



  3 – هنگامي كه فعل ما شناسه ندارد با نشانه ي ..........مشخص مي كنيم.



  4 – موارد خواسته شده زير را بدست آوريد يا بسازيد . (از مصدر خاستن)

الف) بن ماضي
ب) بن مضارع
ج) صفت مفعولي
د) ماضي التزامي
ه) آينده
 



  5 – فعل هاي زير ، گذرا، ناگذر، ياد وجهي را مشخص كنيد.

بخشيد، ترسيد، گفت، آمد، مي پذير، شنيدي، ساختم، بريز، فراهم نشست، مي شكنيم.  



  6 – فعل هاي زير را به گذرا تبديل كنيد <-با حفظ شخص)

شناخت، رنجيدم، دويد، پوشيده بود، گريست، رسيده است.  



  7 – قالب قطعه و مثنوي را با هم مقايسه كنيد.



  8 - با سه دليل بيان كنيد كه واژه «آمدم» اسم نيست.



  9 – با چهار دليل ثابت كنيد كه واژه «ديوار» اسم است.



  10 – در جمله زير اسم «كيف» مورخه است يا نكره يا اسم جنس؟

ديروز از بازار كيف خريدم.  



  11 – اسم هاي زير ساده اند، مركب يا مشتق؟

الف) دست آويز
ب) آويزان
ج) دانش سرا
د) خاك
 



  12 – اسم هاي زير خاصند يا عام ؟

الف) دفتر
ب) رخش
ج) محمد
د) كره
 



  13 – براي اسم هاي زر چند وابسته بياوريد.

الف) كتاب
ب) ماشين
 



  14 – در يك گروه اسمي، هسته اصل است يا وابسته ؟



15 – زمان و نوع فعل هاي ناگذرا زير را بنويسيد. سپس آن ها را به گذرا تبديل كنيد.

پريده بود
كشيده بود
مي چكيد

16 – جمله اي بسازيد كه اسم زير متمم آن باشد.

جنگل

17 – اسم هاي مشتق، مركب به چه نوع اسم هايي مي گويند؟ مثال بزنيد.



18 – آيا «ي» نكره و نشانه هاي جمع ، اسم مشتق مي سازند؟ چرا؟
 

+ نوشته شده در  سه شنبه 1385/09/14ساعت 0:35  توسط فرهاد کاظمی | 

درس دوازدهم
گروه اسمي(1)



  پرسش هايي از متن :
1 – گروه اسمي چيست ؟ مثال بزنيد؟

هر اسمي را كه همراه با يك يا چند وابسته بيابد.«گروه اسمي» مي گويند. مانند اين روزگار ناپايدار و گذرا  



  2 – گروه اسمي در جايگاه كداميك از اجزاء به كار مي رود؟

در جايگاه : نهاد، مفعول ، متمم ، مسند  



  3 – گروه اسمي از يك اسم به نام هسته تشكيل مي شود ولي مي تواند از يك يا چند وابسته داشته باشد.



  4 – وجود هسته اجباري و وجود وابسته اختياري است.



  5 – كلمه هاي زير را گسترش دهيد بطوريكه اين كلمه ها «هسته » قرار گيرند.
درخت ، پهلوان

گسترش مرحله اي واژه ي درخت -> چند درخت -> اين چند درخت -> اين چند درخت پر ميوه -> اين چند درخت پر ميوه ي شيرين .
گسترش مرحله اي واژه پهلوان -> دو پهلوان -> آن دو پهلوان -> آن دو پهلوان دلير -> آن دو پهلوان دلير دوست داشتني و .......
 



  6 – اسم را چگونه مي شناسيم؟

اسم با يكي از راههاي زير شناخته مي شود.
الف) مي توان آن را جمع بست.
ب) مي توان بدنبال آن «ي » نكره آورد.
ج) مي توان «اين» و «آن» را به همراه بكار برد.
د) مي توان آن را به عنوان نهاد، مفعول ، متمم و ......در جمله بكار برد.
 



  7 – ويژگيهاي اسم را بنويسيد.

الف) شمار : اسم يكي است يا بيشتر.اگر يكي (مفرد) باشد نشانه اي همراه ندارد. اما اگر بيش از يكي باشد. يكي از اين نشانه ها را دارد:
«ها» -> تلاش ها، درخت ها «ان» -> پسران ، پهلوانان ، «ات» -> اطلاعات ، ارتباطات ، «ين» -> ضابطين، مهندسين، «ون» -> انقلابيون ، روحانيون ، جمع مكسر:حوادث (جمع حادثه) و اقوام (جمع قوم)
ب) معرفه (شناس) ، نكره (ناشناس) و اسم جنس
معرفه : (شناس) كه مهم ترين نشانه ي آن در مفعول «را» است.
نكره : (ناشناس) كه نشانه ي آن «ي» و «ي و را» پس از اسم است.
اسم جنس : (نه معرفه ، نه نكره)

ج) اسم عام و خاص :‌اسمي است كه جمع بسته شود، ي نكره مي گيرد بر همه افراد طبقه خود دلالت مي كند. اسم خاص اسمي است كه جمع بسته نمي شود، «ي» نكره نمي گيرد، بر فرد خاصي از طبقه خود دلالت مي كند.
 



  8 – اسم ها از جهت ساختمان به چند گروه دسته بندي مي شوند؟

اسم ساده : يك جزء دارند و تقسيم ناپذيرند.
اسم مركب : به دو يا چند جزء كه معني مستقل دارند تقسيم مي شود.
اسم مشتق : اسمي كه دست كم يك جزء آن معناي مستقل ندارد، يعني پيشوند يا پسوند است.
 



  9 – ويژگيهاي اسم هاي زير را بنويسيد.

سفيد رود را دوست دارم. سفيد رود : اسم ، مفرد ، شناس، خاص، مركب
خنده زيباست. خنده : اسم ، مفرد، جنس، عام ، مشتق
گوسفندي در بيابان چريد گوسفندي، اسم، مفرد، شناس، عام، ساده
 



  بياموزيم : رعايت نقش نماي اضافه :



  1 - «نقش نماي اضافه» كسره اضافه را در نمونه هاي زير بررسي كنيد.

جنابِ عالي ، سخنِ معلم‌، لبِ تشنه، توپِ بازي
كسره اضافه «جناب ِعالي» و «سخنِ معلم» باعث صحيح و سريع خواني مي شود اما رعايت نكردن نقش نماي اضافه در «لبِ تشنه» و «توپِ بازي» باعث تغيير معنايي مي گردد.
لبِ تشنه : موصوف و صفت است در حالي كه لب تشنه صفت مركب و به معني كسي كه تشنه است.
توپِ بازي : يعني توپي كه ويژه بازي است، اما توپ بازي اسم مركب مي شود به معني باز كردن با توپ .
 



  2 – توضيح دهيد رعايت نكردن نقش نماي اضافه در نمونه هاي زير چه تغييري در معني ايجاد مي كند؟

اسب سواري : تركيب اضافي است يعني اسبي كه ويژه سواري است. اما «اسب سواري» عمل سوار كاري را گويند.
قد بلند : تركيب وصفي است ، قدي كه بلند است اما قد بلند صفت مركب جانشين اسم محسوب مي شود.
پدر احمد را ديد : پدر احمد، تركيب اضافي و مفعول جمله است در حالي كه پدر، احمد را ديد معني دگرگون مي شود. پدر : نهاد, احمد : مفعول. همچنين است جمله ي : معلم بچه ها را شناخت.
 



  خودآزمايي درس دوازدهم :
1 – هسته اين گروههاي اسمي را مشخص كنيد.(هسته ها در پرانتز قرار دارند)

همين (دو كتاب)جغرافي، (خانه) پدري، (عامل مهم) ترقي در جوانان، (سازمان ملي) توسعه و پيشرفت اقتصادي، (هر درخت) ميوه دار، همه (كس) ، (آهنگ هاي آسماني)، يك گله (گوسفند) ، هر پنج (دانش آموز).  



  2 - با يكي از راههاي چهارگانه اي كه خوانديد اسم بودن واژه هاي زير را ثابت كنيد :
اسم ها عبارتند از : پارچه ، قيد، اصلي، معرفه ديوار، ساختمان ، شعر ، شعرا . چون :

الف: مي شود آن ها را جمع بست. پارچه ها، قيدها، اصلي ها، معرفه ها ، ديوارها ، ...
ب: آن و اين مي گيرند. آن پارچه، آن قيد، آن ديوار .......
پ : ي نكره مي گيرند : پارچه اي ، قيدي ، اصلي اي ، معرفه اي ، ......
ت : در جمله تعش مي پذيرند‌:‌پارچه را خريدم ، فيلم اصلي است و ...........

3 - اسم هاي زير را با علامت يا علامت هاي مناسب جمع ببنديد:

چشم -> چشم ها، چشمان / سبزي -> سبزي ها / عضو -> عضوها / عقاب -> عقاب ها ، زانو -> زانوها ،زانوان / فرمايش -> فرمايش ها / آشنا -> آشناها، آشنايان / رياضي -> رياضي ها / بانو -> بانوان / كافر -> كافران

4 – جمع هاي مكسر واژه هاي زير را بنويسيد.

زمان -> ازمنه / قله -> قلل / شاهد -> مشهود، شواهد / عمل -> اعمال / دعا -> ادعيه / كاسب -> كسبه / نتيجه -> نتايج / ماده -> مواد / كافر -> كفار

5 – اسم هاي زير ساده اند يا مركب يا مشتق ؟

اسم هاي ساده :‌كاروان ، شتر ، زرافه ، كلاغ، چنار، پلكان، هوش ، ........
اسم هاي مركب : قافله سالار، تك سوار، شترگاه و پلنگ
اسم هاي مشتق : زاغچه ، زيره، لبه، جوشكار، جوشش، پاسبان، گريه .

6 – خاص و عام بودن اسم هاي زير را ثابت كنيد.

اسم هاي زير عامند :
1 – جمع بسته مي شوند.
2 – روي نكره مي گيرند
3 – بر همه افراد طبقه ي خود دلالت مي كنند :آتش، هوا، افتخارف پول، هلاك، سگ، چاره، شمع و ......انگيزه.
اسم هاي زير خاصند :
1 –جمع بسته نمي شوند.
2 -«ي» نكره نمي گيرند
3 – بر فردي از افراد طبقه ي خود دلالت مي كند : قاسم ، قاسم آباد، مريخ و بهرام ......
 

+ نوشته شده در  سه شنبه 1385/09/14ساعت 0:34  توسط فرهاد کاظمی | 

درس يازدهم
مقايسه



  پرسش هايي از متن :
1 – يكي از راههاي پروردن معاني مقايسه است.



  2 – از مقايسه به چه منظوري استفاده مي شود؟

براي آنكه مفهوم و موضوع مورد نظر را روشنتر بيان كند يا شباهت ها، تفاوت ها و درجات و مراتب دو چيز را بهتر نشان داد، از مقايسه استفاده مي شود.  



  3 – مقايسه معمولاً بين چه اموري انجام مي گيرد؟

مقايسه معمولاً بين دو يا چند پديده صورت مي گيرد كه از هر نظر قابل مقايسه باشند، مثل بين دو انسان ، دو شاعر، چند تفكر  



  4 – از شيوه ي مقايسه در ادبيات گذشته به ويژه ادبيات عرفاني سيار استفاده مي شده است.



  5 – تمثيل نيز از مقايسه بهره مي گيريم



  6 – در قرآن كريم نيز بارها از شيوه هاي تمثيل و مقايسه استفاده مي شده است.



  7 – غرض از مقايسه چيست؟

روشن كردن معني و مفهوم، بيان شباهت ها و تفاوت ها و درجات و ويژگيهاي دو امر است.  



  بياموزيم : جمله ي دعايي عربي :

بايد بدانيم : عبارت «صلي الله عليه و آله» يك جمله دعايي عربي به معني « درود خداوند براو و آلش باد» است و در فارسي رواج دارد. اگر كلمه ي «عليه» را از اين جمله حذف كنيم. جمله دعايي ناقص مي شود و معناي آن چنين است. «درود خداوند باد» پس بايد اين جمله دعايي را كامل بنويسيم:
پيامبر اسلام (ص) «صلي الله عليه و آله» فرمود: من «معلم» برانگيخته شدم.
گاهي به اختصار مي نويسيم : پيامبر (ص) فرمود :
اما بايد (ص) را بخوانيم «صلي الله عليه و آله»
 



  خودآزمايي درس يازدهم :
1 – نمونه اي از ايات قرآني را با راهنمايي معلم خود بيابيد كه در آن دو چيز مقايسه شده باشد.

خداوند گران مرتبه در مقايسه حل و باطل اينگونه تمثيل مي آورد: خدا از آسمان آبي فرو فرستاد كه در هر ورودي به قدر ظرفيتش سيل آب جاري شد و بر روي سيل كفي برآمد. چنانچه فلزاتي را نيز براي تجمل و يا براي اثاث و ظروف در آتش ذوب كنند مثل كفي بر آورد. خدا به مثل اين براي حق و باطل مثل مي زند كه آن كف به زودي نابود مي شود و اما آن آب و فلز كه به خير مردم است در زمين باقي مي ماند. خدا مثلها را چنين مي زند .(سوره رعد، آيه 17) همچنين است از مقايسه حكمت دهنده آن، تمثيل در شأن منافقان، تمثيل در ناپايداري دنيا و غيره .  



  2 – كاربرد درست كلمات زير را بنويسيد:

جاناً -> جاني ، دوماً -> دومي ، سوماً -> سومي، تلفناً -> تلفني ، زباناً -> زباني ، تلگرافاً -> تلگرافي ، باغات -> باغ ها، گرايشات -> گرايش ها  

+ نوشته شده در  سه شنبه 1385/09/14ساعت 0:33  توسط فرهاد کاظمی | 

درس دهم :
ويژگيهاي فعل (2)



  3 – گذر : ناگذر و گذرا
اقسام فعل از نظر ويژگي گذر

1 – ناگذر : فقط به نهاد نياز دارد. رفتن، آمدن، نشستن ، برخاستن و .......

2 – گذرا : خود سه نوع است :
1. گذرا به مفعول : شناختن ، آوردن
2. گذرا به مسند : بودن ، شدن، گرديدن و هم فعل هاي آن .(است ، گشت)
3. گذرا به متمم از مصدرهاي جنگيدن ، رنجيدن، نازيدن، ترسيدن

روش گذرا نمودن افعال ناگذر :
بن مضارع + ان : بن مضارع
گذرا شده + د / يد


بن ماضي :
پر + ان + د / يد
دو + ان + د / يد
رس + ان + د
كه مي شود : پراند ، پرانيد / دواند ، دوانيد / رساند، رسانيد
 



  بياموزيم – تنوين نصب –ً

بايد دانست تنوين نصب –ً ويژه واژگان عربي است و سزاوار نيست كلمه هاي فارسي را با نشانه ي تنوين بكار برد.
به كارگيري تنوين براي كلمه هاي عربي كه در فارسي بكار مي رود رايج و جايز است. ضمناً كلمه هاي دخيل غير عربي ((تلفن ، تلگراف)) را نيز نبايد با تنوين بكار برد. گاه، ناچار، جان، دوم، سوم، خواهش و .... واژه هاي فارسي هستند و نبايد بصورت گاهاً، ناچاراً و .......بكار روند.
 



  2 – اصلاح كنيد.

الف) فردا ناچاراً تأخير مي كنم
ب) گاهاً دوست فاضلم را مي بينم
 



  3 – كدام گزينه صحيح است؟

الف) عملاً و جانا
ب) شخصاً و فرداً
ج) تلگرافاً و تلفني
د) جاناً و زباني
 



  خود آزمايي درس دهم :
1 – در جمله هاي زير از مصدرهاي داخل پرانتز فعل مناسب بنويسيد.

مادر كودكش را (خوابيدن) -> خواباند.
سخنان بزرگمهر را به اطلاع مردم ايران (رسيدن) -> (رساند يا رسانيد)
خود جگر ديو سپيد مرا در چشم كاووس (چكيدن) -> (چكاند، چكانيد)
رستم بار ديگر رخش را تا محل حادثه (دويدن) -> (دواند يا دوانيد) و به سرعت خود را به آن جا (رسيدن) -> (رساند يا رسانيد)
 



  2 – نوع فعل را از نظر گذر و ناگذر مشخص كنيد.

در نويسندگي مهارت در پروراندن مطلب بسيار مهم است. -> گذرا به مسند
نوشته خوب آن است كه نويسنده مقصود خود را خوب بپروراند. -> جمله ي اول گذرا به مسند . جمله دوم گذرا به مفعول
نويسنده خوب واقعيات را دقيق مي بيند -> گذرا به مفعول
 



  3 – هر يك از فعل هاي زير را طبق نمونه به سه صورت مضارع التزامي ، ماضي التزامي و ماضي ساده بنويسيد.

فعل

مضارع التزامي

ماضي التزامي

ماضي ساده

آورده است

بياورد

آورده باشد

آورد

مي  دود

بدود

دويده باشد

دويد

پذيرفته بود

بپذيرد